کارزار بزرگ با رجوی وطن فروش یک تصویر و یک عالمه خاطره
بخش خروجی، فرمهای تحقیر خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت شصت و پنجم
آن روزهای سیاه از چاله اردوگاه صدام تا چاه اسارتگاه رجوی
پیام تبریک انجمن استان آذربایجان شرقی به آقای احمد جعفری
بایستی به آقای احمد جعفری تبریک گفت که با همه ی بگیر و ببند رهبران فرقه در کمپ تصمیم قاطعانه وشجاعانه گرفته و به رهبری فرقه و سرانش” نه” گفته. فرقه ای که فقط به نابودی انسانها فکر می کند تا خودش را حفظ کند فرقه ای که کمترین قانون های دنیا در آن معنی و مفهوم ندارد…
مجاهدین؛ فرقه ای که من در آن بزرگ شدم و از نزدیک با آن آشنایی دارم – قسمت دوم
اینبار می خواهم بدانید که چطور برای القای فکری انسانها قرنطینه می شوند. در سال 73 یکسری از افراد انقلاب درونی را قبول نمی کردند و می گفتند گفته های مسعود را به عنوان مبارزه سیاسی قبول داریم اما گفته های مریم درباره انقلاب درونی را قبول نداریم. اینها 6 ماه قرنطینه شدند و سرانجام بعد از سر به نیست شدن چند نفر و اعدام و شکنجه هزاران نفر القای افکار جدید فرقه گری را به لایه سوم سازمان قبولاندند. آنها بعد از بازگشت طوری عقده ای شده بودند که به کسی رحم نمی کردند و حتی به خواهر و برادر تنی اعتمادی نداشتند اگر چه درون این نفرات ضدیت موج می زد اما روح مرده و دل شکسته جسارت را از آنها گرفته بود و اینگونه دو چهره گی در تشکیلات رواج پیدا کرد…
مصاحبه محمد حسین سبحانی با مهدی خوشحال – قسمت اول
به هر حال تا زمانی که صدام حسین زنده بود و حکومت می کرد، مسایل مجاهدین با امروز فرق می کرد. امروز درها باز شده. مردم می توانند بروند داخل خاک عراق، حتی شما می توانید بروید. خانواده ها می توانند بروند. قبلاً خانواده ها فکر می کردند نمی توانند و فکر می کردند آنجا امن است. زمان صدام حسین به هر حال امنیت بیشتر بود. این همه جنگ و کشتار و ناامنی و اخباری که منتشر میشه، نبود. الان روزانه هزاران هزار ناامنی برای شهروندان عراقی است، اینها همه را من و شما و مردم می شنوند و نگران کسانی که آنجا ماندند و حتی خانواده های ما در آنجا، هستیم.
احمد جعفری بعد از ۲۱ سال موفق به فرار از اشرف شد
بعد از ظهر روز دوشنبه 20 دی 1389 (10 ژانویه 2011)، آقای احمد جعفری فرزند نادر از اهالی حاجی آباد بندرعباس بعد از 21 سال اسارت در فرقه رجوی موفق به فرار از پادگان نظامی اشرف در عراق شد. وی بلافاصله بعد از فرار موفقیت آمیز خود در جمع خانواده ها و سایر رهاشدگان مستقر در شهرک آزادی (مجاور پادگان اشرف) قرار گرفت و ساعت ها در دنیای آزاد با آنها به گفتگو پرداخت.
پیام تسلیت انجمن نجات به آقای اصغر فرزین
با نهایت تاثر و تالم مطلع شدیم پدر محترم دوست عزیزمان آقای اصغر فرزین مسئول انجمن نجات استان بوشهر چشم از جهان فرو بستند و به دیار ابدی شتافتند. انجمن نجات ضمن تسلیت به آقای فرزین و خانواده محترم، از خداوند منان برای آن مرحوم غفران و آمرزش و برای بازماندگان صبر مسالت دارد.
گفتگو با آقای جابر مجدمیان عضو جدا شده ی مجاهدین – قسمت دوم
او اصرار داشت تا افراد حاضر در نشست تتاقضات خودشان را یادداشت کرده و به مسئول خود بدهند. او می گفت برخی از افرادی که در قرارگاه اشرف حمل تناقض می کنند دیوانه می شوند و برای اینکه آنان دچار پریشانی روحی و روانی نشوند باید تناقض خودشان را صادقانه نوشته و در جمع افراد بخوانند و کسی که اینگونه عمل نکند در” جیم” یا لحظات جنسی غرق می شود.
گفتگو با علی عبدی اسیر رها شده از فرقه رجوی
هفته گذشته آقای علی عبدی بارنجی (جلیل) موفق به خروج از اشرف شد و به جمع خانواده های متحصن در برابر پادگان فرقه ای اشرف پیوست. ایشان در گفتگو با بنیاد خانواده سحر اظهار داشت: صدای بلندگو های خانواده ها در ضلع جنوب و شرق بگوش میرسد که جدا اعصاب و روان مسئولین را بهم ریخته است و سعی میکنند نفرات را دور کنند و هر کس مشخص شود که در حال گوش کردن است مورد توبیخ قرار میگیرد
پیام تبریک دفتر انجمن نجات استان مرکزی به آقای جلیل عبدی
با خبر شدیم که آقای جلیل عبدی یکی از اسیران در بند اردوگاه اشرف توانسته خودش را از فرقه رجوی نجات و به خانواده ها پناهنده شود بایستی به آقای جلیل عبدی تبریک گفت که با همه ی بگیر و ببند سران فرقه در اردوگاه تصمیم قاطعانه گرفته و به رهبری فرقه و سرانش!! نه گفته!! فرقه ای که فقط به نابودی انسانها فکر می کند تا خودش را حفظ کند. فرقه ای که کمترین قانون های دنیا در آن معنی و مفهوم ندارد.
فرار جسورانه جلیل عبدی بارنجی از حصارهای فرقه رجوی
با خبر شدیم که آقای جلیل عبدی که بیش از این تاب و تحمل مناسبات فرقه رجوی را نداشته به خواسته های رجوی نه گفته و خودش را به خانواده های جلو درب اشرف رسانده و تبلیغات دورغین رجوی را که می گفت تمام نفرات خودشان می خواهند در قرارگاه اقامت کنند را تخته کرده و به همه نشان داد که نفرات موجود در کمپ اشرف اجباری نگه داشته شده اند
گفتگو با آقای جابر مجدمیان عضو جدا شده ی مجاهدین – قسمت اول
آقای جابر مجدمیان از اعضای با سابقه ی فرقه ی مجاهدین است که در سال 84 پس از رهایی از حصارهای فیزیکی و ذهنی دارودسته ی رجوی به میهن عزیزمان ایران بازگشت. تنفس در مناسبات مبتنی بر ساختار فرقه گرایانه ی فرقه ی رجوی و مشاهده و تجربه ی روندی که جز تباهی و تلاشی ماهیت آدمی را در دنیای تاریک و سیاه مجاهدین به ارمغان نمی آورد تاثیر مخرب و ویرانگری بر ذهن و روان آقای مجدمیان در اشرف بر جای نهاد تا اینکه ایشان برای رهایی از وضعیت بغرنج و آزاردهنده ی مناسبات فرقه ای تقاضای خروج می کند.
خاطرات قادر رحمانی عضو سابق مجاهدین ـ قسمت هشتم
شکست در عملیات فروغ جاویدان و سپس بحث طلاق های اجباری و جدایی بین زنان و مردان و والدین از کودکان بسیاری از افراد را دچار تناقض کرده بود اما مسئولین سازمان سعی داشتند بدون توجه به این مسائل درد آور انرژی افراد را در راستای اهداف رهبری بکار گیرند. در سال 72 تعمیق بحث ها ادامه داشت از طرفی جائی هم درست شده بود که به مهمانسرا مشهور بود. خیلی عادی در ذهن افراد جا انداخته بودند که اینجا زندان نیست بلکه مهمانسرا است و برای اینکه افراد اطلاعاتشان بسوزد در اینجا نگهداری می شوند. به نام مهمانسرا در واقع یک ابوغریب (زندان بدنام صدام) در اشرف درست کرده بودند.
از میان خاطرات حجت رفیعی، عضو سابق فرقه رجوی
مرا بعد از یکی دو روز به ساختمانی بردند. منتظر ماندم تا نوبتم برسد چون نفرات زیادی برای تماس آمده بودند. قبل از تماس مجددا تاکید داشتند که در تماس اولیه درخواست پول را مطرح نکنید چرا که احتمال دارد که شک کنند و پول نفرستند. به من گفتند که به نفرات خانواده بگویم تا هر کدام مبلغی برابر با ده هزار دلار برایم بفرستند. با این پوش و محمل که اینجا خیلی وضع خراب است و ما اینجا وکیل داریم تا کارهایمان را برای رفتن به خارج درست کنند لذا به پول زیادی نیاز داریم.

