کارزار بزرگ با رجوی وطن فروش یک تصویر و یک عالمه خاطره
بخش خروجی، فرمهای تحقیر خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت شصت و پنجم
آن روزهای سیاه از چاله اردوگاه صدام تا چاه اسارتگاه رجوی
خانواده ها و آشفتگی ذهنی سران مجاهدین
ما وقتی که به درب اشرف رسیدیم تازه متوجه وخیم بودن حال فرزندانمان شدیم. به دری که سالها آرزوی دیدنش را داشتم ولی افسوس که اجازه داخل شدن را نداشتیم. خیلی سخت بود که این همه راه بیایی ولی نتوانی داخل شوی، عزیزانمان در چند قدمی ما بودند ولی امکان ملاقات وجود نداشت. پس چاره ای جز توکل بر خدا نداشتیم. در سیمای آزادی می گویند: اینها خانواده نیستند. بلکه مزدوران رژیم آخوندی هستند. آیا به این مادران ناتوان می شود گفت ماموران وزارت اطلاعات.
پنجمین پیام صوتی خانم بتول سلطانی خطاب به ناهید بلوچستانی، الهام و شهرام کیامنش
همشهری های خوبم این تشکیلات زمانی شما را از خانه و کاشانه تان در آمریکا و من و همسر و فرزندم را از ایران به عراق کشاند و آواره بیابانهای عراق کرد و همه چیزمان را گرفت و سعی کرد تمامی پلهای پشت سرمان را خراب کند تا راه بازگشت نداشته باشیم. بخدا حتی یک روز ماندن در این تشکیلات فرقه ای عمر هدر کردن است. تشکیلاتی که شبانه روز کارش کنترل روی افراد است وهمه را وادار کرده همدیگر را بپایند.
خاطرات عبدالحمید هاشمی از دوران اسارتش در اشرف
طبق معمول همیشگی آقای رجوی و مریم عضدانلو آرمان گرایی و آزادیخواهی شان وردی بیش نیست و گذشته از حال و روز افراد در سازمان و اسیر نگه داشتن آنها به تمام و کمال و البته برای اهداف جاه طلبانه و قدرت پرستی اش از روز اول و بطور خاص در پی شکستهای بی شمار در روند خط مشی سازمان این سیر و شیوه فرقه گرایانه را با شدت بی انتها به پیش برده است یعنی اختناق و سرکوب هر آنچه که مخالف نظرهای او می باشد.
ملاقات اعضاء جدا شده با عفو بین الملل فرانسه
هیئتی از اعضاء جدا شده از سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در طی روز گذشته ملاقاتی با مسئولین ذیربط عفو بین الملل داشتند. آنها ضمن تشریح وضعیت خانواده ها در جلو درب کمپ عراق جدید (کمپ اشرف سابق) وضعیت و شرایط اعضاء اسیر در فرقه را تشریح کردند و خواسته های خانواده ها که ملاقات با عزیزانشان است را مطرح کردند. از عفو بین الملل خواستار مداخله برای گرفتن ملاقات خانواده ها برای دیدار با خواهران، یا برادران و فرزندان خود شدند. در طی آن نامه ای به عفو بین الملل ارائه شد.
نامه خانم بتول ملکی به خانم هیلاری کلینتون وزیر محترم امور خارجه آمریکا
.محترما قبل از هر چیز اجازه می خواهم خودم را معرفی کنم. من یکی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق ایران می باشم که در سال 1990 به دلیل انتقاداتی که نسبت به”طلاق های اجباری” و ارتباطات ویژه این سازمان با صدام حسین دیکتاتور سابق عراق، داشتم، چند ماه در زندان های این گروه در عراق زندانی بودم و سرانجام از این سازمان جداشدم و هم اکنون در کشور سوئیس اقامت دارم حتما به یاد دارید که به خاطر عملیات تروریستی که در یازده سپتامبر در آمریکا به وقوع پیوست و مردم بی گناه قتل عام شدند. این عمل تروریستی و ضد انسانی بدون استثنا تمامی سازمان ها و گروه ها و دولت ها محکوم شد اما سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه باقرزاده درعراق این عملیات تروریستی را جشن گرفتند و در حضور مسعود رجوی و مریم رجوی مشغول جشن و پایکوبی شدند
آقای علی عینکیان بعد از ۲۵ سال خانواده خود را پیدا نمود و با آنان صحبت کرد.
علی البته فکرمی کرد پدر و مادرش هر دو به رحمت خدا رفته اند. اما با تلاش هائی که صورت گرفت متوجه شد که مادر گرامی وی بحمدالله زنده است. او توانست با مادرش ارتباط تلفنی برقرار نماید. در طول صحبت های آنان این مادر بود که یک لحظه از گریستن دست بر نمیداشت. اعضای خانواده علی در طول یک شبانه روز بیش از20 بار با ایشان تماس گرفته و بصورت تلفنی صحبت کردند. علی وقتی با تک تک اعضای خاتواده صحبت می کرد خیلی از آنها را حتی نمی شناخت.
نامه ای به خواهرم بتول سلطانی
خانم سلطانی بگذار که تو را فرشته بنامم با اینکه همه چیز را از دست دادی و خیلی چیزها را به جان خریدی واقعیت ها را رو کردی و تابو را برداشتی و جایگاه خودت را مشخص کردی خودت را دست کم نگیر قدم بزرگی را برداشته ای درود برتو.. با این روشنگری عده ای را به شوک واداشتی و صاحب نظران رابه سکوت مطلق رها کردی بگذار انها که آبرویشان میرود برود
دیدار هیئتی از جدا شده های فرقه رجوی با عفو بین الملل در پاریس
هیئتی از جدا شده های اعضای سابق سازمان مجاهدین (فرقه رجوی) در دیداری با مسئولین عفو بین الملل در مورد تحصن و خواسته خانواده های اعضاء اسیر در فرقه رجوی که بیش از 8 ماه است برای ملاقات عزیزان خود در پشت درب پادگان عراق جدید (اشرف سابق) به انتظار نشسته اند ولی سران فرقه مانع این دیدار هستند و مشکلات و خطراتی که خانواده ها با ان در عراق مواجه هستند به مسئولین ذی ربط در عفو بین الملل تشریح و بطور مفصل حرفها و خواسته خانواده ها از ارگانهای بین المللی را به اطلاع رساندند.
خاطرات قادر رحمانی عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین ـ قسمت ششم
فردی به اسم کرم خیری که بعدها از سازمان جدا شد و به ایران بازگشت به ما تعریف کرد که چگونه افراد یگان آنها با گلوله BMP1 به داخل یک ساختمان که تعداد زیادی از شهروندان کرد عراقی در آنجا پناه گرفته بودند شلیک کرده و آنها را قتل عام کردند او گفت: افراد یگان او به خاطر کشته شدن یکی از اعضای سازمان به نام رضا کرمعلی با نفربر بر روی کردها می رفتند و آنها را له می کردند.
چهارمین پیام صوتی خانم سلطانی خطاب به خانواده ها و قربانیان فرقه مجاهدین
سازمان قبل از از هر چیز افراد را آموزش می دهد که به خودشان دروغ بگویند مثلا بگویند که ما دوست نداریم همسر داشته باشیم و ما عاشق رجوی و مریم هستیم. و بعد بگوید این همه را متحیر کرده است. و به افراد یک احساس کاذب خودبزرگ بینی غالب کنند و این افراد وقتی متوجه می شوند که از آن دخمه فرار می کند و فاصله خود را با دنیای پیرامون و دنیای واقعی می بینند. در همین جا باز هم همچون گذشته از همه اسیران گرفتار در اشرف می خواهم که از هر طریق که شده از دخمه اشرف بگریزید و نترسید که بالاتر از سیاهی اشرف رنگی نیست.
آقای علی عینکیان پس از سال ها با خانواده خود صحبت کرد
علی عینکیان فکر می کرد پدر و مادرش هر دو به رحمت خدا رفته اند. اما با تلاش هائی که صورت گرفت متوجه شد که مادر گرامی وی بحمدالله زنده است. او توانست با مادرش ارتباط تلفنی برقرار نماید. در طول صحبت های آنان این مادر بود که یک لحظه از گریستن دست بر نمی داشت.اعضای خانواده علی در طول یک شبانه روز بیش از20 بار با ایشان تماس گرفته و بصورت تلفنی صحبت کردند.
شکست مجاهدین و افزایش جبهه جداشدگان
یادم می آید در همان زمان که در حال ترک سازمان بودم بچه ها مرا قسم می دادند که اگر موفق شدی به همه بگو که اینجا چه می گذرد به آمریکائیها بگو به هر خبرنگاری که دیدی بگو و اگر رفتی به ایران به خانواده هایمان بگو که هنوز با تمامی وجود دوستشان داریم اما اسیر این کافر شده ایم بله افشاگری و عشق دو کلمه ای که نیاز آزادی اسیران اشرف است.

