مسعود خدابنده در گفتگو با با کلیدواژه اپوزیسیون اثبات کرد که به دنبال استقلال ایران نیست
برگرفته از مصاحبه با آقای بهزاد علیشاهی مروری بر خیانتهای مجاهدین خلق
اولین نامه از پدر در تیف خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتادم
مصاحبه با غلامرضا نوربخش ازاعضای جدا شده در رابطه با قربانیان ۱۹ فروردین
آقای غلامرضا نوربخش ازاعضای بازگشتی فرقه رجوی در یک مصاحبه با انجمن نجات شاخه خوزستان شرکت نمود. وی گفت: رجوی و دیگرمسئولین فرقه رجوی علیرغم اینکه درطی این 8 سال فرصت کافی برای انتقال اعضای تحت اسارت در پادگان اشرف را داشتند ولی به دلیل اینکه در نظر دارند که از خون این اعضا استفاده تبلیغاتی کنند هیچگونه اقدامی انجام ندادند و با تحریک این اعضا آنها را قربانی کردند.
نامه ای به ابوالفضل فریدونی؛ از رها شدگان فرقه رجوی
باسلام و درود به دوست عزیزم حمزه (ابوالفضل فریدونی)، درود به شجاعت وهمتت.حمزه جان، من و تو و دیگر از بند رسته ها به دلیل اینکه شرایط اختناق و غیرانسانی حاکم بر مناسبات اشرف را دیده ایم، می طلبد که با تلاش مضاعف وعزم جزم، نسبت به آزادی و رساندن پیام حقیقت به دیگر اسرایی که جز دروغ و فریب و ترس و ارعاب از مسئولین خود نشنیده اند را برسانیم. می طلبد که نسبت به این وظیفه انسانی و اخلاقی خود قیام کنیم.
آزادی از زندان اشرف، تولدی دوباره
تا لحظه ای که سیاج اشرف را رد نکرده بودم، هیچ تصوری از احساسم بعد از آزادی نداشتم. خیلی به آن فکر کرده بودم، ولی نمی توانستم در آن فضا آن طور که باید تصورش کنم. اما لحظه ای که پایم به زمین بیرون قرارگاه رسید، حتی با این که باز نمی دانستم بعد از آن چه اتفاقی می افتد، ولی شیرینی آن احساس آزادی برای یک لحظه تمام خستگی و تمام نگرانی ام را از میان برد.
دستگیری مریم قجر و خودسوزی اعضا به دستور مسئولین فرقه
به بچه ها که هنوز از شوک بازگشت به اشرف و خلع سلاح در نیامده بودند ضربه بعدی وارد شد و آن هم دستگیری مریم و لو رفتن وی و اینکه او به فرانسه گریخته بود، و همه می گفتند که مریم قرار بود جلودار ارتش در امر سرنگونی باشد او حالا در فرانسه چکار می کند. وی ما را در زیر بمباران رها کرده و اکنون در فرانسه جا خوش کرده است. اکنون دلمان را به چی خوش کنیم و رهبران سازمان ابتدا به فکر جان خودشان می باشند. و اگر او را به ایران استرداد کنند ما باید چکار کنیم.
ورودم به فرقه رجوی ۲۵ روز ولی فرارم ۲۵ سال طول کشید
روزی که من وارد ترکیه شدم و به تور مجاهدین افتادم تا زمانی که به عراق منتقل شدم و از بغداد به یکی از به اصطلاح قرارگاه های مجاهدین در شهر کوت (آن موقع به آن سعید محسن میگفتند) منتقل شدم 25 روز هم طول نکشید ولی برای خروج از مجاهدین 25 سال از عمرم در زندانهای مجاهدین طی شد تا توانستم از آن جهنم و اسارتگاه خارج شوم.
دیدار و گفتگوی پژوهشگر سوییسی با آخرین دسته نجات یافتگان از فرقه رجوی
به ابتکار کانون ایران قلم و با دعوت از پژوهشگر و کارشناس سوییسی آقای آنتوان گسلر نویسنده و محقق در امور تروریسم و فرقه ها، همچنین سرکار خانم بتول سلطانی و آقایان علی جهانی، مهرداد ساغرچی، روح الله تاجبخش و کریم غلامی از آخرین دسته از جدا شدگان فرقه رجوی سمینار پژوهشی در روزهای سیزدهم و چهاردهم می در شهر کلن آلمان برگزار گردید. در این جلسه همچنین فعالان حقوق بشری آقایان مهدی خوشحال، میلاد آریایی و محمد حسین سبحانی حضور داشتند.
فرار سه تن دیگر از رهبران گروه تروریستی مجاهدین از پادگان اشرف
یک مقام آگاه که نخواست نامش فاش شود اعلام کرد: سه تن از رهبران مجاهدین موفق به فرار از پادگان شدند که در این میان یکی از این افراد از رهبران ارشد مجاهدین است.این منبع عراقی همچنین افزود: براساس گزارشها و اطلاعات موثق از داخل پادگان عراق جدید (اشرف سابق)، تعداد زیادی از حاضرین در پادگان خواستار خروج از این پادگان هستند و تاکنون نیز دهها تن از اعضا و مسئولان این گروه از پادگان فرار کرده و خود را تسلیم دولت عراق کردهاند.
واما ادامه خاطرات همایون کهزدادی
خلاصه ساعت 4 صبح انها خسته شدن وگفتن برو نماز بخوان بعد صدایت میکنیم ان شب خوابی در کار نبود ومنهم نماز را نخواندم چون زورکی بود بعد از نیم ساعت دوباره مرا صدا زدند می گفتند بگو در مناسبات ما چه غلطی میکنید؟ البته ناگفته نماند روزهایی که کارشان به من میخورد برادر مجاهد بودم یا برای کلاسهای رزمی ادم خوبی بودم اما خارج از ان پاسدار وخائن بودم
نامه ای به خانم مریم سنجابی
رجوی طی سالیان هرگونه احساس عشق متقابل را درما اعضا کشته بود.زیرا مرگ و اضمحلال تشکیلات جهنمی اش را درعشق و دوستی ما نسبت به همدیگر می دید به همین دلیل ایجاد رابطه با یکدیگر و نثارعشق و محبت محفل و بزگترین گناه لقب میگرفت تا رجوی بتواند با ایجاد کینه ودشمنی ما را برای سالیان در اسارت افکار مالیخولیایی و بندهای پوسیده شعبده بازی مریمش قرار دهد. جسارت شما را در افشای بخشی ازاین جنایتها درکنفرانس بغداد تحسین میکنم.
به یاران تازه نفس جدا شده از مجاهدین سلام
آنچه که مرا ترغیب به نوشتن این مطلب کرد ترکیب آخرین دسته از قربانیانی است که سرفراز قدم در راهی سخت گذاشته اند. رهایی سرکار خانم مریم سنجابی که دومین عضو رها یافته از بالاترین مدار تشکیلاتی در این گروه میباشد از نظر من بسا درس آموز و حاوی پیامی روشن و واضح برای کسانی است که نشیب و فراز و تحولات درونی این گروه را از نزدیک مانیتور میکنند.
نامه ای به عبد اللطیف شادوری
مصاحبه و کنفرانس شما را در سایت انجمن نجات و دیگر سایت ها خواندم و مشاهده کردم جای تبریک دارد که توانستی خودت را بعد از سالها اسارت از فرقه تروریستی رجوی نجات دهی خیلی خوشحال شدم که امروز یکی از نفرات که هیچ موقع به تشکیلات رجوی تن نداد و با آنکه آنها خواستند از شما به خاطر بلوچ بودن سوء استفاده کنند ولی با آگاهی زیر بار آن نرفتید.
خانم سنجابی نگران نباش، فرقه مجاهدین همین است
واقعیت این است که می گویند اگر یک سگ به دریا بیفته که آب دریا کثیف نیست حالا در تمام دنیا از صبح تا شب به این ارگانهای مجاهدین کسی گوش میکنه؟ واقعا این سوال مطرح است به جز مصرف داخلی برای سرکوب سایر اعضا و زدن مارک و افترا و چماق بر سر هر معترض اطلاعیه شورای کذایی را نشان میدهند بماند اینکه واقعا این جماعت که بر سر فرقه حکومت می کند به لحاظ رندی و پررویی دست هر ملیجکی را بسته اند ولی شما نگران موضع گیریهای آنها نباشید چون بر طبق گفته خودتان مسعود رجوی از قدیم گفته”هرکس که با ما نیست بر ماست”

