قربانیانِ یک نبردِ نابرابر جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا
به اصل زندگی برگرد نامه اسماعیل فلاح رنجکش به ابراهیم چرم فروش عضو اسیر رجوی
استقبال از آزادی زندانیان سیاسی از کمپ تیف آمریکایی ها درعراق
سازمان مجاهدین در بیست سال گذشته با تحلیل های بی پایه نیروهای خود را با تعهد های دو ساله وادار به اقدامات تروریستی و یا ماندن در پادگانهابی عراق میکرد و در آخرین تعهدی که از افراد خود گرفته چنین تحلیل نموده که تا 2 سال دیگر یعنی تا پایان حکومت بوش آنها ایران را تعین و تکلیف خواهند کرد که تاکنون 6 ما آن گذشته است. سازمان مجاهدین خوب می داند که چنین تحلیل های مانند گذشته پوچ است و کاربردی جزعوام فریبی ندارد.
آزادی پیش قراولان
این امر در این نقطه دارای معانی فراوانی است و سازمان نخواهد توانست در مقابل چالش جدیدی که روبرو گشته مقاومت کند. زیرا این در به سمت اروپا و ترکیه بازشده و نه به سمت ایران، و نکته قابل توجه اینکه این شروع به بازشدن راهی است که بچه ها سالهاست منتظر آن هستند تا بتوانند از این خاک نکبت عبور کرده و خود سکان زندگی خود را در دست گیرند و از حصار فرقه رجوی آزاد گردند.
یک صدوبیست و دومین گفتگوی سعید شاهسوندی در رادیو صدای ایران
این سوالات و اتهامات چیزی فراتر از مطالب این نشریات که مشخصا مجاهدین بدون استناد و مدرک مشخص مطرح نموده اند، نیست. شاهسوندی در ادامه ضمن تشریح نحوه دستگیری خود در عملیات فروغ جاویدان و مکاتبات خود با رجوی قبل از این عملیات مدعی شد، مجاهدین پیش از هر گونه اطلاعی از وضعیت من به همسرم اعلام می کنند سعید رستگار شده و به این ترتیب با خونش گناهان خود را شسته است.
بازگشت افراد جدا شده به میهن
تهران – بر اساس اعلام خبرنگار انجمن نجات چهار تن از اعضای جدا شده ی مجاهدین در تاریخ 8/5/1386 وارد کشور شدند. این چهار تن از اعضای با سابقه ی مجاهدین هستند که بعد از جدایی از مجاهدین خلق مدتی را در کمپ تیپ به سر برده و با هماهنگی صلیب سرخ به میهن بازگشتند.
فروغ جاویدان در نگاه یک عضو سابق
این علملیات تنها و تها برای این بود که رجوی در زمان آتش بس تماماً خود را شکست خورده میدید، در صورتی که اگر صادق بود و همان سرلوحه فدا و صداقت مجاهدین را قبول داشت با قبول شکست، از خود انتقاد کرده و آمدن به عراق را اشتباهی استراتژیک، سیاسی، و ایدئولوژیک میدانست. اما این بزرگ مرد کوچک در یک آن بقول خودش «تمامی سازمان ما را از آبشار نیاگارا پایین ریخت»! یا «همه را یکجا در آتش ریخت» و یا.. بالاخره از داغ شکست خود ما را در آتش ریخت
رهـا شــده
از سال 1979 تا سال 1989 ایشان برای جنبش مقاومت یعنی مجاهدین خلق درایران اطلاعات جمع آوری و جاسوسی می کرد. ایشان قطعه ای از یک پازل بود که نمی دانست وسعت و قدرت این پازل تا چه مقدار است چرا که اطلاعاتی که ایشان به روسای سازمان می داد می توانست در عملیات تروریستی که افراد غیرنظامی جان خود را از دست می دادند مورد استفاده قرار گیرد.
اعزام جداشدگان از تیف مقدمه خروج باقی مانده افراد فرقه از اشرف
آنان که خود شاهدان ویا مجریان اجباری ضرب و شتم مسئولین و یا تحت مسئولین خود در نشستهای فرقه ای تحت عناوین دیگ، طعمه و عملیات جاری و… بودند، هرگز نمی خواهند خود یکی از قربا نیان شوندو سرنوشت خود را بدست زمان سپردند.
پیام خانم الهه هنرمند ارزشمند ایرانی به هموطنان و هنرمندان
نمیدانم آیا این سطور به نظر کسانی که هنوز ذهنا و عینا گرفتار فرقه هستند میرسد و یا آیا آنان آنقدر استقلال ذهن دارند که در خصوص آنچه انجام میدهند فکر کنند و یا آنقدر شهامت دارند که به اشتباه خود پی ببرند و خود را تصحیح کنند یا خیر. آنچه مردم ایران میگویند و میخواهند فرسنگ ها با خواسته ها و عملکردهای این گروه تفاوت دارد.
گفتگویی با یکی از افراد جدا شده از سازمان
بعد از رسیدن به عراق از مسئولین سراغ عمویم، که ما را اعزام کرد را گرفتم. جالب اینکه یکی از مسئولین و فرمانده هنگ آموزشی (اکبر موسوی) به من گفت عمویت در ترکیه بریده و حاضر نشده به عراق بیاید. من باورم نمی شد و یکه خوردم، چی شد که ما را فرستاد و خودش برید!! س: در چند عملیات سازمان شرکت داشتید؟
تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت دوم
ساعت پنج و نیم صبح از خواب بیدارمان کردند (بیدار باش زدند) برای من خیلی سخت بود در این ساعت از صبح از خواب بر خیزم، چون عادت نکرده بودم. پس از اینکه کارهای انفرادی مان را انجام دادیم به کار جمعی پرداختیم که عبارت بود از تمیز کردن دستشویی ها، محوطه، جارو زدن آسایگاه و… سپس ما را به کلاس رزم انفرادی بردند.
گزارش نشست اعضای بازگشتی انجمن نجات – استان مازندران – قسمت دوم
هر چند که از این فیلم، چهره های عناصر اصلی سازمان افشا شده اند، ولی اعضای به جا مانده غیرمجاهد شورا نیز با تائیدات تمامی عملکردهای رجوی از بدو تشکیل تا به حال در این خیانت شریک بوده و هر چه زمان به جلو می رود، بیشتر خود را در منجلاب بوجود آورده رجوی فرو می برند.
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمیشود
پسر عزیزم، سلام، امیدوارم حالت خوب باشد و در کمال سلامت باشی. اکنون که این نامه را برایت می نویسم اشک از چشمانم جاری است. به یاد روزهایی می افتم که تو در آغوش من بودی و دستان کوچکت را بر دور گردنم حلقه میزدی. خدا را شکر میکردم که پسری به من داده که روزی عصای دوران ناتوانی من باشد.حتی فکرش را هم نمیکردم که چنین روزهایی را ببینم که تو با ما این همه فاصله داشته باشی

