مادری در فراق درگذشت تسلیت به مناسبت درگذشت مادر علی ابریشمکار
به یاد مادر فرزان پورعابد مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی ام
خودت به گذشته نگاه کن و قضاوت کن نامه عزیز الله رستمی به برادرش داریوش اسیر در کمپ مجاهدین
قصه پر غصه خانواده ها در راه دیدار با اسیران دربند فرقه رجوی
از روزی که تعدادی از خانواده های دردمند ایرانی برای اولین و آخرین بار توانستند در سال 1382 با عزیزان در بند خویش در فرقه رجوی و در پادگان اشرف ملاقات کنند، نزدیک به دو دهه یعنی بیست ســال می گذرد و پس از آن هر گونه اقدام خانواده ها برای ملاقات اسیران در بند […]
محسن یونسی: چه گناهی کرده ام که باید سالها از دیدار پدر محروم باشم
مسئول دفتر انجمن نجات اراک روز یکشنبه 18 شهریورماه با آقای محسن یونسی ساکن روستای آب باریک از توابع استان مرکزی تماس گرفت و ضمن احوالپرسی گپ و گفتی خودمانی با ایشان ترتیب داد. آقای یونسی یکی از اعضای فعال انجمن نجات استان مرکزی است. پدر ایشان چندین سال است در فرقه رجوی اسیر است. […]
سرپرست جنبش مادران چشم انتظار گیلک اسامی خانواده های شاکی رجوی را منتشر کرد
رجوی وطن فروش وجنایتکار بعد از انقلاب ضد سلطنتی و در چهل سال گذشته که با کودتا وفریب ونیرنگ براریکه قدرت ساختارتشکیلاتی مجاهدین خلق نشست،با عوام فریبی ودجالگری مبتنی بردعاوی اسلام خواهی وبرابری ونوعدوستی وبا شعاربی مسمای برقراری جامعه بی طبقه توحیدی تعدادی ازپتانسیل شیفته انقلاب نوپای 1357 را ربود وبه گروگان گرفت و با […]
نامه خانوادههای استان قزوین به رئیس جمهور آلبانی
رئیس جمهور محترم کشور آلبانی آقای ایلیر متا سلام و درود بر شما عالیجناب همانطور که مطلع هستید اکنون قریب به چند سال است که تعدادی از اعضای یک فرقهی تروریستی موسوم به “مجاهدین خلق ایران” در کشور شما تحت پناهندگی کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد ساکن هستند. این افراد سالها در کشور عراق تحت […]
گفتگوی انجمن نجات با خانواده جعفر ادیب پور
خانواده ادیب پور در همایش سراسری انجمن نجات که در مرداد امسال برگزار شد شرکت کردند و از نحوه اسارت و دلتنگی هایشان و از رنج دوری سالیان برای برادر عزیزشان جعفر ادیب پور گفتند. درد رنج بیست سال دوری از برادری که خاطرات زیادی را در ذهنشان تداعی می کند. برای دانلود اینجا را […]
دلنوشته خانم حمیده آغاسی به برادرش محمد رضا آغاسی
سلام به روی ماهت محمد رضا جان خوبی داداشی جونم . امیدوارم حال دلت خوبه باشه. مادر و برادران و خواهرانت خوبند و برایت سلام گرم میرسانند و از راه دور صورت ماهت را میبوسند. محمد رضا جان دل خانواده، فامیل ، دوستان و آشنایان برایت تنگ شده و همه جویای احوال تو هستند و […]
پدر جعفر بابایی نژاد: جعفر جان چشم انتظاری مرا خسته کرده
اینجانب علی اکبر بابایی نژاد پدر جعفر بابایی نژاد اسیر در فرقه رجوی موسوم به مجاهدین خلق هستم. من یک فرد ایرانی هستم و یک کشاورز که اصلا اهل سیاست نبوده و نیستم. نظریه پرداز هم نیستم تا نظر بدهم. فردی بی سواد اما پدری که سالها در انتظار دیدن فرزندش با بیماری دسته و […]
برادر داریوش رستمی: خبر داری این چندمین نامه ایست که برایت می نویسم
سلام داریوش ، امیدوارم حالت خوب باشد. چندین سال است شما را ندیدم! کجایی داریوش؟ چرا با من تماس نمی گیری؟ من فقط می خواهم از اوضاع و احوالت با خبر شوم. من برادرتم! خبر داری این چندمین نامه ای ست که برایت ارسال می کنم! خودت را انداختی در یک دام و کاری نمی […]
گفتگوی انجمن نجات اراک با مادر مصطفی قائدی
دفتر انجمن نجات استان مرکزی با خانم زهرایی مادر مصطفی قائدی اسیر در فرقه رجوی در آلبانی جویای سلامتی و احول ایشان شدند . لازم به ذکر است خانم زهرایی یکی از مادران رنج کشیده است و زمانی که فرقه رجوی در عراق بسر می بُرد با مشکلات جسمی که داشت به عراق سفر می […]
گوشه هایی از دلتنگی خانواده محمدرضا پورمهدی از ۳۳ سال رنج دوری
محمد رضا پور مهدی اسیر جنگی ست که توسط سازمان مجاهدین به اسارتی دیگر در آمد. او از حدود 33 سال پیش در اسارت فرقه ی رجوی میباشد. پدرش بر اثر درد و رنج این فراق فوت کرده و مادرش درقید حیات می باشد و چشم انتظار تماس یا دیدار با فرزندش است. خانواده ی […]
نامه مشترک برادران چشم انتظار یزدان مجتهدی
یزدان مجتهدی از اعضای قدیمی گرفتار در فرقه مجاهدین هم اکنون در تشکیلات سیاه رجوی در زندان مانز آلبانی بی آنکه بتواند تماسی با خانواده اش داشته باشد، به سر میبرد. برادران دردمند و چشم انتظار ایشان بنامهای عبدالله، رحیم و اسماعیل طی نامه ای خواستار تماس تلفنی و دیدار با عزیز اسیرشان شدند و […]
برادر حسن رضایی: امیدوارم روزی تماس بگیری و بگویی آزاد زندگی می کنی
حسن جان سلام. احوال شما؟ حالت چطور است. با ما تماس نداری و من دل تنگ شما شده ام. با توجه به شیوع ویروس کرونا نمی دانم وضعیت جسمی ات چگونه است . تماسی با ما بگیر و من و خانواده ات را از نگرانی در بیار. مادرم همش به فکر شماست و می گوید […]

