نقدِ عقلِ تشکیلاتی واکاوی ذهنیتِ تمامیتخواه در سازمان مجاهدین خلق
رژه دوچرخه سواران اشرف تصویری از انزوای مجاهدین خلق به قلم امیر یغمایی
۱۰ شهریور ۹۲ نقطه عطفی برای اسیران فرقه مجاهدین
واقعیت این است که تمامی اعضا و کادرهای کنونی فرقه مجاهدین هرکدام به شکلی اسیر ترفندهای سالیان تکرارشده در تشکیلات رجوی شده اند و آنقدر این سناریوها تظاهر شده و تکرار شده که آنها مرز بین عالم واقع و ترفندهای رهبری را تشخیص نمی دهند. یعنی که تهی شدن در یک سرطیف و بی خیال شدن در سر دیگر طیف به عنوان مرز گم شده ای بر مغز این اسیران مستولی شده است.
فرقه رجوی در رأُس فرقه های سری – قسمت اول
ملعون مسعود رجوی خود را به عنوان یک رهبر عقیدتی سیاسی معرفی کرده و افراد اجازه فکر کردن بجز رهبر به کسی دیگر را نداشتند و تمامی زوایای ذهن باید روی میز گذاشته می شد و فقط به او فکر شود برای مثال در نشست های متعدد ملعون میگفت که فکر کردن بجز من به دیگری حرام است و هر کس بخواهد به کمال برسد باید فرمان پذیر، بی سوال باشد و همه چیزش را به من بدهد یعنی گناه، پدر، مادر، همسر و فرزند وگرنه بحث را متوجه نمیشود
آرزوی استمرار اسارت فریب خوردگان رجوی در اردن
یک مورد از پیشنهادات فرقه به دولت اردن آنست که افراد آن جز درموارد فوریت های پزشکی ازاردوگاه خارج نخواهند شد و این پیشنهاد ظاهرالصلاح برای اردن دارای پس زمینه ی مزورانه و جنایت کارانه تری است که بموجب آن حق خروج افراد ازشهرک قطع میشود وهمان مناسبات داخل اشرف (عدم دسترسی به اطلاعات آزاد جهانی و منفرد شدن دائمی، ناممکن بودن دیدار وارتباط با اعضای خانواده ها و…) با آزادی وسبعیت بیشتری برقرار میگردد.
دروغگویی و خیانت سازمان و رجوی به اعضا و کادرهای تشکیلاتی
در نشست های توجیهی در لیبرتی مسئولین مجاهدین به ما می گفتند قبل از صحبت کردن با مقامات کمیساریای عالی امور پناهندگان سازمان ملل و یونامی بایستی با مسئول بالاتر هماهنگ شوید و یک نمونه ساده که هر تردد به بیرون از مقر در لیبرتی را میبایست به مسئول بالاتر می گفتیم و ما هم که اغلب آدمهای ساده و بی خبر از دنیای اطرافمان بودیم دستور مسئولین سازمان را می پذیرفتیم.
نگاهی به تشکیلات مجاهدین در ایران,عراق و اروپا
تفاوت فقط در مکانیزم و شیوه عمل برای نگهداشتن اعضای یک فرقه دراسارت است. درمقرهای اروپا و آمریکای مجاهدین , بجز نشست ها و گزارش نویسی ها و تقسیم مسئولیت ها که دقیقا مانند اشرف و لیبرتی است؛ کنترل بر اینترنت و رسانه به شکل دیگری اعمال میشود , ورود به اینترنت”بعنوان یک امر شخصی” امروز در تشکیلات خارج از کشور مجاهدین یک ضد ارزش و امری بسیار ناپسند به شمار میآید
مجاهدین فرقهای مستبد است
«مایکل روبین» در مقاله دیروز خود در وبسایت مجله کامنتری نوشت: درحالیکه سخنگوی مجاهدین خلق به انتقاد از دولت عراق و ایران میپردازد، قربانیان واقعی در درون خود این گروه قرار دارند. وی افزود: شاید این گروه دیگر در لیست تروریستی آمریکا نباشد، ولی همچنان یک فرقه مستبد است.
با مقالات تجربی- علمی دکتر مسعود بنی صدر آشنا شویم
در روزهای یکشنبه ۲۴ نوامبر و شنبه اول دسامبر جلساتی با حضور تعدادی از جداشدگان از فرقه رجوی در شهرهای هلند و آلمان با عنوان” چشم ها را باید شست و جور دیگر باید دید” برگزار گردید.جلسات فوق هر یکماه و نیم یکبار، با هدف آشنائی با فرقه و آسیب های روحی-روانی کسانیکه در مناسبات فرقه بوده اند و پیداکردن راهکارهای برگشت به هویت فردی و هنجارهای اجتماعی تشکیل میشود. مهمان این دوره از جلسات مسعود بنی صدر بود
بیماری در اشرف، فشار تشکیلاتی در لیبرتی و مرگ در آلبانی
خانم برگزیده مادام العمر (مریم رجوی) به دلیل مشغله فراوان در مجالس بزم سیاسی اروپا و لاف زدن با مستخدمین اروپایی، فرصت کافی برای نوشتن درباره علل مرگ چنین افرادی پیدا نمی کند. او همان چند خط را نیز به دروغ آلوده و تلاش نموده است خانواده درودی را در کنار خود و در کمپ لیبرتی قرار دهد.
خشونت علیه زنان در فرقه تروریستی رجوی
از جمله خشونتهایی که در فرقه رجوی در حق زنان انجام دادند رقص رهایی بود که بارها و بارها به آن اشاره شد ولی متاسفانه جوامع حقوق بشری هیچ عکس العملی نسبت به آن نداشتند. همانطور که همه می دانیم در رقص رهایی سرکرده هوسباز یعنی مسعود رجوی با همدستی مریم قجر عضدانلو تمامی زنان فرقه را در عرض یک شب به عقد خودش در اورد تا به این طریق هم بر امیال خودش غلبه کند
از خودسوزی در پاریس تا اعتصاب غذا در لیبرتی
خودکشی در فرقه مجاهدین خلق در سال ۲۰۰۳ و در جریان دستگیری مریم رجوی در پاریس خود را به شکل خودسوزی نشان داد. اکنون نیز فرقه سیاست واداشتن اعضاء به خودکشی را از طریق اعتصاب غذا دنبال می کند. این فرقه بر اساس آموزه های فرقه ای برخی از ساکنان لیبرتی را وادار کرده که دست به اعتصاب غذا بزنند.
اعتصاب غذا خوب است برای پایین دستها!
دراین وانفسا کسی نیست که ازاین شارلاتانها بپرسد اعتصاب غذا خوب است ولیکن فقط برای پایین دستها!؟ شرم وحیا هم چیزخوبی است البته اگر شما و رجوی مست و شیدای قدرت و شهوت یک جواز آنرا درکارنامه خود داشته باشند! وقتی شوی تلویزیونی به صحنه آمدن مسولین فرقه ازلیبرتی خاتمه یافت ارتباط با هواداران خارجه دوست احمق وصل شد وفردی از شمار مستمری بگیران فرقه رجوی که درخارجه در گرداگرد عیال و اطفال خوش میگذراند پشت تریبون قرار گرفت و فحش نامه ای که برایش دیکته کرده بودند با بی ادبی تمام نشخوار کرد که نامش حسین اخوان بود.
سوء استفاده فرقه رجوی از مرده نگونبختها!
حتا به نقطه ای رسید که رضا ستوده مرام موقع شام که همه در سالن غذا خوری حضور داشتند چندین بار بالای صندلی رفت و با صدای بلند داد زد که فحش دادن؛ تحقیر؛ کتک زدن افراد در نشستها کار غیر انسانی! اما سران فرقه رجوی و شکنجه گران فرقه هر بار وی را به بیرون سالن می بردند و از همان جلو سالن غذا خوری وی را زیرمشت و لگد می انداختند و چند روز در بنگال نگه می داشتند

