ترویج نفرت از خانواده در درون تشکیلات رجوی ۱۲ سال حضورم در تشکیلات – قسمت سوم
عمل جراحی بدون بی حسی شکنجه پزشکی در سازمان مجاهدین ضدخلق – قسمت دوم
زخمی شدن در تانک و جراحت شدید شکنجه پزشکی در سازمان مجاهدین ضدخلق – قسمت اول
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۸
قادر رحمانی: عباس داوری (رحمان) در آن نشست گفت: چون کار خارج کردن افرادی که تمایل دارند از سازمان جدا بشوند از نظر مقامات عراقی غیر قانونی است و صاحبخانه(صدام) هم گفته کار غیر قانونی نکنید پس ما مجبوریم نفراتی که قصد خروج از سازمان را دارند تحویل نیروهای امنیتی عراق(استخبارات) بدهیم. این سخنان رحمان برای جمعی که در سالن اجتماعات نشسته بودند ترسناک و تهدید کننده بشمار می رفت. مسئول نشست هم مسعود و مریم بود با این توضیحاتی که در نشست بیان شد درواقع و به طور غیر مستقیم کل افراد سازمان تهدید شدند. مسعود و عباس داوری در نشست تاکید کردند که اگر کسی و یا کسانی قصد خروج از سازمان را دارند ما تحویل استخبارات میدهیم و چون عراقی ها هم فرد را خارج از سازمان به رسمیت نمی شناسند و در قوانینشان نیز چیزی به اسم پناهنده ندارند لاجرم افراد خواهان جدایی از سازمان را دولت عراق به زندان ابوغریب می فرستد و کسی هم که سمت فردی ندارد چون اینجا سمت فردی معنا ندارد.
هشتم مارس، روز زن
باری، بیاد دارم مسئول خانه های بدنام فرقه در حوالی پاریس، در غیاب رجوی و زنش، به شوخی خنکی ماه دسامبر را به جهت منافع مادی و تیغ زدن عابرین خیابانی در هیجان استقبال کریسمس، « ماه مبارک دسامبر » می نامید. آری، هر روزی از تقویم که تمدن به توجه و تجلیل انسانیت برمی گزیند، مورد سوء استفاده جریان هایی قرار می گیرد ورجوی ها به شهادت تجربه، باتوجه به خصلت گناه آلود منافقی،همواره ناشیانه ترین وجوه را برگزیده اند. همچون « روز زن » و ادعای بحد افراطی منافقانه، که در خصوص «چهره» و « نقش زن» در مرداب مرگزای خویش می بافند. خوشا تارعنکبوتی بیش نیست و با دمی« فوت » و نفسی از حقایق بهم می پاشد و گسسته می شود تا جلاد برده های گرفتار رابه تنیدن تار دیگری بگمارد.
سندی از تبعیض مثبت در مورد زنان
مریم رجوی دوست دارد علاوه بر سمت ریاست جمهوری و همسری مسعود رجوی، مقام پرچمداری زنان فمینیست و ناجی زنان جهان را هم یدک بکشد، وی از تبعیض مثبت برای زنان صحبت میکند ؛ زنان فمینیست را برای سخنرانی به مقرش دعوت میکند واز ایده هایش برای رهایی زنان میگوید. اما برای اینکه بدانیم که چقدر به این عقیده پایبند است، باید نه صحبت و ادعا بلکه به عملکرد او نگاه کنیم.
بزرگداشت نقش زن در جامعه، و بررسی وضعیت زنان در فرقه رجوی
خانمهایی که سابقه طولانی در سازمان مجاهدین خلق داشتند و هم اکنون از این فرقه جداشده اند، در یک جلسه بزرگداشت که توسط انجمن نجات در اصفهان و در سالگرد روز جهانی زن ترتیب داده شده بود شرکت کردند ؛ آنها جمعبندی از تجارب خود از روابط و مناسبات فرقه ای در درون سازمان مجاهدین خلق برای خانواده های نگران اعضای سازمان مجاهدین خلق ارائه نمودند. فضای حاکم بر فرقه نیز توضیح داده شد و آنها تشریح نمودند که چگونه زنان، حتی بیشتر از مردان، در سازمان مورد سوء استفاده روانی قرار میگیرند.
گزارش نشست انجمن نجات به مناسبت روز جهانی زن
در آستانه فرارسیدن 8 مارس روز جهانی زن به همت انجمن نجات و حضور خانواده های عضو این انجمن نشستی در روز جمعه 11 اسفند ماه در تالار اجتماعات کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان برگزار شد. موضوع این نشست بررسی نقش زن در مناسبات فرقه ای و سازمان مجاهدین خلق بود. در این نشست شماری از زنان جداشده از سازمان مجاهدین حضور و در رابطه با موقعیت زنان در سازمان و مشخصا انقلاب ایدئولوژیک سخن گفتند
ضرب و شتم شدید شهروندان عراقی
از نیمه ی سال 1382 تا نیمه ی سال 1383، در قسمت انتظامات و سیطره ی کمپ اشرف مسئولیت داشتم.دراین قسمت، فرماندهی با فرمانده ی کمپ اشرف یعنی عذرا علوی طالقانی با نام مستعار و معروف سوسن بود که خود نیز تحت مسئولیت گیتی گیوه چینیان کار می کرد. سیطره در واقع ورودی کمپ اشرف محسوب می شد که با نیروهای اشغال گر امریکایی به طور مشترک اداره می شد و مسئولیت آن با فردی به نام ابوالفضل مرتضوی با نام مستعار مالک بود. قدی متوسط داشت و بسیار چاق و خشن بود.به همین دلیل هم او را درورودی کمپ شرف گمارده بودند تا با خشونت تمام با شهروندان عراقی و خصوصاً با خانواده های اعضای در بند تشکیلات رجوی که از ایران جهت ملاقات با فرزندان و خواهران و برادرانشان به عراق و کمپ اشرف مسافرت می کردند، برخورد کند.
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۷
سعید باقری دربندی: قادر سوالی کرد که شما چرا وارد بحث سگ دعوا شدید؟ در این مورد لازم میدونم توضیح بدهم. ما به اختیار خودمان وبا تمایل قلبی وارد بحث نشدیم راستش را بخواهید من و سایر افراد هم لایه بشدت تحت فشار روانی بودیم و در طی سالها اقامت در اشرف ترس بر وجودمان سایه افکنده بود زیرادر نشست هائی همچون عملیات جاری واقعا افراد را به جان هم می انداختند و اگر هم کسی جراأت می کرد به مناسبات و ضوابط تشکیلاتی اعتراضی منطقی بکند که فاتحه اش خونده شده بود، روزگار را برایش سیاه می کردند. اما با همه این احوال مواقعی می شد که من تاب و توان این همه ستم و محدودیت و رفتارهای قرون وسطائی را نداشتم و اگر بحثی را قبول نمی کردم واردش هم نمی شدم،خوب جنگ و دعواش را هم می کشیدم چه با مسئول نشست، چه با مسئول خودمان در یگان.
جلسه بررسی حقوق اقلیتها در پاریس
روز 17 فوریه 2007 هیئتی از انجمن ایران سبز به سرپرستی آقای ادوارد ترمادو در جسله ای که توسط انجمن گفتگو و دمکراسی در پاریس برگزار شد، شرکت نمودند. در این جلسه سخنرانی و پرشس و پاسخ آقای دکترعبدالکریم لاهیجی، خانم دیان علایی، آقای حمید صبی و آقای فرهاد حمیدی که از فعالین حقوق بشری و مدافعین حقوق اقلیتها می باشند، حضور داشتند.
بررسی نقض حقوق بشرتوسط فرقه تروریستی رجوی
بنا به دعوت انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی شش تن از جداشدگان فرقه رجوی که اخیرا به میهن بازگشته اند ضمن شرکت در میزگرد بررسی و کنکاشی بر نقض حقوق بشر، به واکاوی و تحلیل نقض مکرر و مستمر حقوق انسانی افراد حاضر در قرارگاه اشرف در طی سالیان دراز از سوی دارودسته فاشیست رجوی، پرداختند.
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۶
آرش رضایی: افراد مستقر در قرارگاه اشرف به خصوص کسانی که بشدت مسئله دار شده و ذهنشان مملو از پرسش و ابهام نسبت به خط مشی سازمان و بن بست ویرانگری که رهبری سازمان در آن شرایط خاص گیر کرده بود، آیا سازمان در واقع با این ترفند می خواست معترضین و افراد خواهان جدایی را در آب و نمک نگه دارد؟ ناصر سید بابایی: بله، دقیقا به همین دلائلی که ذکر شد رهبری سازمان بحث مسخره سگ دعوا را در اشرف پیش کشید.
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۵
آرش رضایی: در واقع فشارها بر افراد جدیدالورود مضاعف می شده چرا که در یک مقطع کوتاهی افرادی چون خانم مرضیه قرصی باید همه فشارهای سیستماتیک بر ذهن و روانشان را تحت عنوان مباحث انقلاب ایدئولوژیک و یا غیرو تحمل می کردند. قادر رحمانی: بله امثالی مثل خانم مرضیه مجبور بودند زیر فشار روانی طاقت فرسائی باشند. البته من دقیقا نمی دانم که خانم مرضیه چقدر طول کشید تا به اصطلاح انقلاب کند ولی نزدیک به دو سالی طول می کشید که وقتی افراد وارد قرارگاه اشرف می شدند انقلاب می کردند، دوران پذیرش را رد می کردند، بعد می رفتند تو یک یگانی و بعد از آن یگان باید تمام مراحلی که اسمش را گذاشته بودند انقلاب باید این مراحل را عبور می کردند وآن هم در عرض دو سال. یعنی آن چیزی را که ما در عرض هفده سال از آن مراحل عبور کرده بودیم، باید این افراد تازه وارد طی دو سال طاقت فرسا از آن مراحل رد می شدند بعد وارد مناسبات می شدند
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۴
سعید باقری دربندی: ببینید در مورد بحث به اصطلاح”سگ دعوا” ما در آن مقری که بودیم من و اغلب بچه ها این بحث را قبول نداشتیم یعنی نزدیک به پنجاه و یا شصت نفر بودیم که با این بحث مشکل داشتیم. در لایه خودمان غیر از دو سه نفر که خود شیرینی و چاپلوسی می کردند به غیر از آنها هیچ کسی فاکت ننوشته بود سر این قضیه به عنوان نمونه حتی یک فاکت هم در این مورد ننوشتم در رابطه با سگ دعوا که به اصطلاح بحثش بود. بقیه بچه ها هم همینطور حالا یک تعدادی هم از ترس نوشتند ولی در مجموع ما پنجاه و شصت نفری که هم لایه بودیم به این بحث اعتراض کردیم

