نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت 2

مکان گفتگو: انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی

آرش رضایی: موضوعی که ذهن مرا خیلی به خودش مشغول کرده اینکه بعد از قضیه طلاق های اجباری چه مشکلاتی پیش آمد؟ عوارض و تاثیرات منفی طلاق های اجباری چی بود؟ بر اساس یافته های علم روانشناسی و سایر علوم مربوطه قطعا سرکوب امیال جنسی و عاطفی منجر به آسیب های جدی در ارگانیزم فرد خواهد شد. سوالی که برایم همیشه مطرح بوده اینکه در بعد از ماجرای طلاق طی سالیان دراز چه روی داد؟ بر سر افراد مستقر در قرارگاههای سازمان در داخل عراق چه گذشت؟ دوست دارم خانم مرضیه قرصی به این سوالم پاسخ دهند و در رابطه با موضع و احساس خانم ها نسبت به ماجرای طلاق های اجباری و جداشدن ناگزیر و اجباریشان از همسر و فرزندانشان برای همیشه و به دستورمسئولین سازمان، توضیحاتی بدهند؟ مرضیه در اشرف و در مقر خانمها چه گذشت؟ خانم ها که از همسرانشان جدا شده بودند چه حسی داشتند؟ چه ذهنیتی داشتند؟ در مورد عکس العمل هایی که خود آگاه و یا ناخودآگاه بروز می دادند، لطفا توضیح دهید؟

مرضیه قرصی: طلاق های اجباری باعث شد که اتفاقات و ماجراهای عجیب و غریبی در مقر خانم ها پیش بیاید. از کجا شروع کنم واقعا از به یاد آوری آن وضعیت و شرایط ناراحت می شوم.

آرش رضایی: ببینید، شما مدت ده سال در روابط و در میان خانم های مستقر در اشرف بسر برده اید در محفل هایی که خانم ها می زدند و در مواقع و یا فرصت هایی که بدست می آمد چه صحبت هایی در این رابطه می شد؟ در مورد امیال سرکوب شده در مورد عاطفه های فرو خورده، چطور بگم عاطفه هایی که سازمان زمینه بروز نداد و به نوعی خفه کرد احساسات و عواطف انسانی خانم ها را. خانمها هم به خاطر زن بودنشان و ساختار روحی و روانی خاص شان که تو بحث خلقت هم هست و اینگونه طرح شده که زنها مظهر عشق و علاقه هستند و مظهر احساس هستند بیشترین ضریه و آسیب را از بحث طلاق های اجباری دیدند. ببین مرضیه فکر می کنم و تصورم اینه که این موضوع طلاق باید در بین خانمها دافعه اش خیلی بیشتر باشه و یا تاثیرات منفی اش خیلی بیشتر باشه، تاثیرات منفی که میگم منظورم تاثیرات ویرانگره، تاثیرات مخربه، در این رابطه خانمها چه واکنشی از خودشان نشان می دادند؟ چه رفتارهایی داشتند؟ و طلاق چه عوارضی بر روی خانم ها داشت؟ آیا شما این عوارض منفی طلاق را می دیدی، احساس می کردی مثلا خانمی که 15 سال از شوهرش جدا شده و فرزندش را ندیده قطعا دچار عوارض و مشکلات جبران ناپذیری خواهد شد، از جمله عوارض روانی و عوارض روحی و روانی به احتمال زیاد این عوارض در مناسبات جمعی خانم ها نمود عینی می یافت. زیرا در زندگی جمعی نمی توان خصلت ها و یا رفتارها را مخفی کرد و پنهان نمود. لازمه و اقتضای زندگی جمعی اینه که همه خصلت ها بیرون میریزه و نیات درونی فرد آشکار میشه.و امکان نقش بازی کردن از بین میره. بالاخره در رابطه با تاثیرات سوء موضوع طلاق ایدئولوژیک در بین آقایون به شهادت و گواه دوستانی که به میهن بازگشتند خوب خیلی بحثها شده، اینکه چه عوارضی داشت. از جمله تاثیرات سوء روانی. آیا خانم ها دچار افسردگی می شدند؟ مشکلات اخلاقی پیش میامد؟ ببینید ما قصد داریم این تابو را بشکنیم درذهنمان، بالاخره سازمان بسیار در این رابطه تبلیغات کرده که بله آی بشریت تضاد جنسی را ما حل کردیم. در واقع مقدس نمایی می کرد، هاله ای از تقدس کشیده بود بر مناسبات اشرف و ما می دانیم که خیلی از شعار های سازمان واقعیت نداره و در دنیای کنونی این نوع شعار دادن و سخن گفتن و ادعا کردن محلی از اعراب نداره. ما انسانهای معمولی هستیم انسانهایی هستیم با احساسات، عواطفمان، نیازهایمان، غریزه هایمان که اگر سرکوب بشه قطعا عوارض منفی جبران ناپذیری برای آدمی خواهد داشت، افسردگی و انواع و اقسام معضلات اخلاقی پیش میاد. اینها مسائلی نیست که صرفا زانیده تراوشات ذهنی من باشه، دستورات دینی ما هم بر این امر اذعان دارند پیامبر (ص) برای چه می فرمایند: اگه ازدواج کنی نصف ایمانت را بدست میاری. این حدیث نبوی در واقع نگاهی به واقعیات وجودی انسان داره. بایستی امیال در کانال مشروع خودش، در چهارچوب قانونی خودش تامین بشه، وقتی که تامین نشد مشکلاتی پیش خواهد آمد و در جاهای دیگه خودش را بروز میده و در روابط بین آدمها تبلور پیدا میکنه که خیلی طبیعیه می خوام بگم که در رابطه با این مسئله چندان بحثی نشده، یا بچه هایی که به آغوش خانواده هایشان باز می گردند در این موارد خاص بنا به عللی کمتر حرف میزنند شاید ما به عنوان یک انسان جهان سومی یا انسان شرقی با فرهنگ شرقی معمولا اینگونه موضوعات را تابو قلمداد می کنیم و وارد این قلمرو نمی شویم و بحث نمی کنیم در حالیکه ما این تابو را باید بشکنیم هم اکنون علیرغم خطراتی که بیماری مهلکی چون ایدز برای اجتماع ما داره، در مورد ایدز در جامعه ما و یا جوامع شرقی زیاد بحث نمی کنن ولی در جوامع غیر شرقی در این قلمروها خیلی راحت بحث میکنند در مدارسشان و در جاهای دیگه، راهکار ارائه میدهند یعنی از زاویه علمی به مسائل این چنینی توجه دارند و در این چنین مواردی بحث می کنند اما ما ممکنه خجالت بکشیم یا شرم کنیم و وارداین بحث نشویم. با این توجیه که حریم خصوصی ست. اما من تصورم این است که پنهان کردن معضلات و مشکلات راه به جایی نمی بره بالاخره این معضلات هست و مشکلات هست و ما هم به خوبی از آن آگاه هستیم و در متنش هم قرار داشتیم باید این مشکلات را مطرح کنیم، باید تعامل کنیم، گفتگو کنیم، باید دنبال راهکار بگردیم باید اصلا نقد کنیم باید این مشکلاتی که در اشرف بوده و ناشی از سرکوب امیال جنسی و عاطفی بوده را مطرح کنیم تا بتوانیم نقد کنیم و اثرات طلاق ها را بر روی افراد بررسی موشکافانه کنیم. بنا بر این از دوستان تقاضا دارم که این تابو ها را بشکنیم، تابوهای ذهنیمان را. واقعا معتقدم وقتی بحث طلاق بعد از سال 70 مطرح شد و خانمها از آقایون جدا شدند و وادار شدند تا همسرانشان را طلاق بدهند، قطعا عوارض بسیار وحشتناکی داشت چه از نظر اخلاقی چه از نظر روحی و روانی و بازخوردهاش عینیت داشته در مناسبات درونی سازمان. خوب اگه ممکن است توضیح دهید؟ قادر شما نظری در این رابطه دارید؟

قادر رحمانی: ببخشید در ادامه صحبت های شما باید عرض کنم در سال 71 که انقلاب ایدئولوژیک عام شد و در داخل سازمان مطرح شد. ما تا سال 74 و اوایل 75 هنوز مختلط بودیم یعنی زن ها و مردها در یگان های مشترکی سازماندهی می شدند. اون موقع هم فکر می کردند که این انقلاب ایدئولوژیک که سازمان این همه تبلیغات کرد انقلابی است که کار خودش را خواهد کرد ولی مهران شاید یادش باشه چون از مدرسه آمد داخل ارتش یکسری دختر آنجا بودند و متاهل نبودند ولی بتدریج مسائلی مطرح شد و روابط عاشقانه بین دختر ها و مردها پا گرفت این موضوع طبیعی ست و لازمه انسان بودن انسان است و من این نوع روابط عاشقانه را بد نمی دانم ولی با با خط و مشی سازمان سازگاری نداشت چون سازمان عشق را مانعی برای اهداف خودش می دانست در حالیکه در آن شرایط روابط عاشقانه خیلی رواج پیدا کرد زن و مرد به همدیگه علاقه مند می شدند و این موضوع سازمان را به وحشت می انداخت. در حالیکه یک رابطه طبیعی بود.

آرش رضایی: یک نیاز انسانی و درونی که کاملا طبیعی ست.

قادر رحمانی: بله دقیقا یه احساس طبیعی بود و نیاز انسانی.

آرش رضایی: ببین قادر موضوع این است که اگر این خواست و نیاز طبیعی سرکوب بشه خیلی ناهنجاری به وجود میاره و معضلات روانی و رفتاری را باعث می شه.

قادر رحمانی: بله. دقیقا. در مقابل ببینیم سازمان چگونه واکنش نشان داد و چه برخوردی با این موضوع کرد؟ اوایل 75 بود که زن ها و مردها را از همدیگر جدا کردند، خواهرها را در دو یگان سازماندهی کردند.

بقیه یگان ها را مردها تشکیل دادند این رهبری کودن سازمان فکر می کرد این طلاق و جداسازی که تحت عنوان انقلاب ایدئلوژیک آوردند، شاهکار خواهد کرد.

نه تنها شاهکار نکرد برایشان محسوس شد که بر ضدش عمل میکنه.

آرش رضایی: ببین قادر سال 75 که یگان ها مختلط بودند و مردها و زنها زمینه بروز احساسات طبیعی متقابل را شاید اندکی داشتند، علیرغم اینکه سازمان با بحث طلاق احساسات و عواطف و امیال افراد را در واقع سرکوب کرده بود. سوال اینه که خوب بالاخره چون افراد در اشرف مختلط بودند به نوعی امکان تبادل احساسات و عواطف بود تا نیازهایشان را به لحاظ عاطفی و یا روانی تامین کنند.

اما هنگامی که سازمان مانع حداقل ارتباط و تبادل احساسات طبیعی بین اتفراد میشه و زن ها و مردها را در آن شرایط محدود و بسته از هم جدا می کند و عشق ورزی و دوست داشتن گناهی نابخشودنی تلقی می گردد و خصیصه ای ضد تکاملی. قطعا این محدودیت های غیر معقول و هیستریک که از سوی رهبری سازمان در مناسبات و روابط افراد مستقر در اشرف اعمال می شود به نظر من بازخوردش خیلی وحشتناک میشه متوجه شدید یعنی بر روی افراد همه راه ها را می بندند. متوجه هستید که چه عرض می کنم، مشکلاتی به وجود میاد و نتیجه آن اعمال محدودیت گسترده است. من با منصور صحبت می کردم در رابطه با وضعیت آقایان در اشرف بعد از جریان طلاق و جداسازی ها فاکت های وحشتناکی در مورد عوارض این به اصطلاح انقلاب می گفت یا با یکی دیگه از بچه های بازگشتی صحبت می کردم با نصرالله حیدری اهل لرستان که تازه به کشور آمده بود او می گفت: افسردگی خیلی شایع بود یا سجاد افسری می گفت افراد سر مسائل پیش و پا افتاده پرخاشگری می کردند و این پرخاشگری نتیجه اون سرکوب ها بود.

مرضیه قرصی: بچه ها درست گفتند آثار طلاق های اجباری یکی پرخاشگری بود بچه ها با هم به خصوص خانمها عصبی برخورد می کردند از اثرات دیگرش نافرمانی ها بود. خانم ها اغلب از دستورات فرماندهانشان سر پیچی می کردند بعد در یک دوره ای خیلی فشار آوردند روی خانم ها، می گفتند که دست در گردن هم دیگر نیاندازید. و این حق را ندارید.

فرماندهان مدام در جلسات عمومی و یا به صورت انفرادی به ما خانم ها می گفتند همدیگر را نبوسید و توجیهشان این بود که مگر شما همدیگر را هر روز نمی بینید، برای چی همدیگر را می بوسید؟

آرش رضایی: برای این مواردی که فرمودید مسئولین اشرف در واقع حساس شده بودند.

ببینید این مواردی که خانم مرضیه قرصی اشاره دارند، نشانه چیه؟ نشانه این است که دقیقا مسئولین سازمان فاکت هایی پیدا کرده بودند که تا اینقدر به روابط حساس شده بودند و اصرار داشتند افراد حتی نباید هیچگونه تماس فیزیکی هم داشته باشند حتی بین دو تا هم جنس یعنی احساس خطر می کردند.

مرضیه قرصی: بله،فرماندهان به ما می گفتند از همدیگر آویزان نشوید، یا برای چی اینقدر شل و ول راه می روید، برای چی مثلا سفت راه نمی روید، از این جور بحث ها زیاد بود، یک دوره بود که مثلا خیلی از بچه های میلیشیا را بشدت کنترل می کردند.

از این موارد خیلی زیاد بود و خیلی از این بحث ها در مقر خانم ها بود، یا می گفتند که چرا به همدیگر کادو می دهید؟ مثلا چرا شوخی فیزیکی می کنید؟ یا چرا بلند بلند می خندید؟ و بلند نخندید. یک سری از این بحث ها بود.

آرش رضایی: تحلیل شما از این قضیه چی بود؟ چرا سازمان می گفت از همدیگر آویزان نشوید؟ دستتان را شانه همدیگر نگذارید؟ روبوسی نکنید؟ بعد سفت راه برید، یا شل راه نرید، با صدای بلند نخندید، در واقع سازمان دقیقا داره فاکت میده. سازمان چرا به این نتایج رسیده بود که تا این حد روابط بین دو همجنس را محدود می کرد؟

مرضیه قرصی: سازمان معتقد بود که اگر همین روابط ادامه پیدا کند خیلی اوضاع بد میشه.

آرش رضایی: مرضیه سوالم را اینگونه مطرح می کنم آیا این همه محدودیت که از سوی سازمان اعمال می شد دال بر این نبود که قطعا یک مسائلی پیش آمده و سازمان فهمیده بود که انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک چه عوارض سوئی داشته و در این رابطه فاکت هایی داشت، گزارشاتی به مسئولین سازمان داده بودند، یا رفتار های غیر اخلاقی دیده بودند که نتیجه سرکوب مستمر و مداوم امیال طبیعی و جنسی افراد مستقر در اشرف با توجیهات مزخرفی چون انقلاب ایدئولوژیک و غیرو بود که سازمان را وادار می کند تا این حد محدودیت برای خانم ها اعمال کند. نظر شما چیست؟

مرضیه قرصی: حتما همین طوری بوده.

آرش رضایی

مسئول انجمن نجات دفتر آذربایجان غربی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.