نامه ای به خانم ثریا عبداللهی؛ مادری چشم انتظار
مادر گرامی میبینید که آینده تاریک نیست. باید خدا را شکرگزار باشید پسرتان سالم هست و دعا کنید خدا صبرتان را هر چه بیشتر کند. دعا کنید از یک طرف زمینه ازادی انها فراهم گردد و از طرف دیگر صبر پسرتان را در روابط و مناسبات فرقهای هر چه بیشتر کند و بتواند در برابر سختیها، در نشستها، زیر بار توهینها و فشار نشستهای عملیات جاری و غسل هفتگی پابرجا بماند و خرد نشود
راهحل رجوی در مقابل افزایش فشار خارجی: افزایش انقباض داخلی
اگر در زمینه ولخرجیهایی که رجوی میکند باز هم انعطاف زیادی میبینیم. ولی در زمینه روابط و مناسبات درونی این انعطافها نه تنها کم نشده بلکه بیشتر هم شده است. و اینها همه در شرایط تنگناهایی است که لیبرتی گرفتارش آمده از حملات موشکی و خمپارهای گرفته تا مسائل حفاظتی و درمانی و لجستیک و… انگار قضیه، همان قانون سیالات است که هر چه حجم سیال بیشتر شود فشار بر جسم بیشتر شده
اسیرانی در پس دیوارهای سرد بتونی لیبرتی
حمله موشکی به لیبرتی، چهار نفر دیگر از ساکنین لیبرتی را به کام مرگ فرو کشید. بنا بر اظهار نظر فرقه رجوی،” دو نفر از آنان به دلیل سکته در جریان موشک باران، کشته شده اند”. آیا فرقه رجوی به روال گذشته، برای خلاصی از چالشهایی که افشاگریهای جداشده ها و پیگیری خانواده های اسیران در لیبرتی، برایش بوجود آوره اند، با خون و خون ریزی قصد منحرف کردن اذهان به سمت و سویی دیگر را دارد؟
استفاده چندجانبه رجوی از واقعه اشرف
اخیراً در برنامههایی تحت عنوان گزارش ارتش آزادی قسمت نهم، اشاره به یکی از نیروهای جدا شده سازمان به نام مسعود دلیلی میکند که هدایت و راهنمایی نیروهای مهاجم را به عهده داشته است.اما طرف مقابل نیز تحلیلهای خودش را از این واقعه چنین عنوان کرد که تهاجم شهریور در اساس یک تسویه حساب درون سازمانی بوده است. و این عده که قربانی شدهاند نتیجه همین درگیریهای درونی بوده و نیروهای عراقی هم صرفا برای پا در میانی وارد شدهاند.
فرهنگ رجوی، مادون فرهنگ لومپنیزم
خواهران اقبال، این را نپذیرفته و بدلیل اینکه فکر می کردند جان برادرشان در خطر است، اقدام به افشاگری بر علیه فرقه تشکیلاتی زده و تمام خواسته شان این بوده و است که باید محمد را رو در رو دیده وبا وی صحبتی داشته باشند.موج فحش و بد و بیراه سایت های فرقه برعلیه این خانواده شروع شد. خواهران اقبال، نیز فقط و فقط برادرشان را می خواستند. ضمن اینکه سیاست های مغزشویی و اسیر نگاه داشتن اعضای فرقه را به شدت افشا کردند.
نمایشی دیگر از مریم رجوی؛ قربانی شدن اعضا
لاف و گزاف هایی چون حقوق بشر، مذاکرات ژنو و مفقودالاثر شدن 7 نفر در عراق و تبادل نظر در این رابطه، بهانه های خوبی برای سور و سات های مریم قجر و بذل و بخشش های بیکران او به اندک ناظران درجه دار و بدون درجه سابق اروپایی و آمریکایی است. اگر فرقه رجوی اندکی حقوق بشر سرش می شود، چرا در این سالهای متمادی که اعضای نگون بخت را در عراق نگاه داشته است، به مشکلات و مریضی های آنها کمترین اعتنایی نکرده است.
فرقه رجوی، دلقک سیاسی اسرائیل
در حین مذاکرات، تمامی رسانه هایی که ماهیتا دشمن مردم و دولت ایران هستند، در میزگردها و تفسیرهایی که ارائه می کردند، منطقا، سمت وسوی حرف ها و تفسیر ها این بود که باید این مذاکرات با برد برد به پایان برسد. زیرا ایران آن ایران قدیم نیست و آمریکا باید آنرا به رسمیت بشناسد.ولی سیستم تبلیغاتی فرقه رجوی که مستمعی جز نیروهای اسیر در لیبرتی ندارد. خط و نشان می کشید که،” آری، مذاکرات به شکست خواهد انجامید”.
وقتی پرده ها کنار می رود
فشاری که اسرائیل بر علیه مردم ایران بوجود آورده بود، به دیوار سترگ اراده ملی برخورد کرده و بازخوردش به درون خودشان برگشت. اولین پیامدش، افشاگری از درون است که به اینصورت ارتباطات اسرائیل با فرقه رجوی را برملا کرده است.این موضوع خواه یا ناخواه، به دلیل اینکه فرقه رجوی متحد استراتژیک اسرائیل است، عکس العملی مشابه بر وضعیت فرقه رجوی خواهد داشت.
دیدار انجمن نجات قزوین با خانواده محمود ذوالقدری
به گفته ی مادر که از فرزندش تعریف می کرد… فرزندم روزهای اخر خدمتش بود که از ناحیه پا زخمی شده بود به محض اینکه جراحتش بهبود یافت آماده شد که دوباره به جبهه برود او در منطقه مرزی فکه اهوازخدمت می کرد محمود به اصرار خانواده که فعلا مدت دیگر بماند تا وضعیت جسمانیش بهتر شود گوش نمی کند و میگوید جنگ در وضعیت حساسی قرار گرفته باید هرچه سریعتر به منطقه بروم دراین زمان مادر به عصای زیربغلی محمود که هنوز گوشه ی اتاق گذاشته نگاه می کرد
حربه اعتصاب غذا: پاسخ رجوی به بیاعتنایی دولتها
مناسبات گروه با واشنگتن بعد از اشغال عراق توسط آمریکا به میزان چشمگیری ارتقا یافته است. گروه MEK، پس از اشغال عراق سلاحهای خود را تحویل داد و روابط گرمی را با فرماندهان ارشد آمریکایی که به آنها تعهداتی فرمالیستی جهت حمایتشان داده بودند، برقرار کرد. قدرت MEK در واشنگتن بسیاری از صاحبنظران را که نسبت به این گروه شناخت دارند به حیرت واداشته است، آنها این سازمان را به صورت یک فرقه شرح میدهند که قدرت عظیمی را بر زندگی عادی هوادارانش اعمال میکند.
مریم قجر بذل و بخشش می کند و اعضای لیبرتی اعتصاب غذا
این سئوال مطرح است که، اگر این امکانات مال سازمان است، پس چرا مریم قجر به نیابت از آنها بذل و بخشش می کند. مگر نه این است که همین 100 میلیون دلار کافی است تا تمام اعضای باقیمانده در عراق در رفاه و آسودگی به کشور ثالثی منتقل گردند. چرا این را خرج خود آنها نمی کند؟ البته پر واضح است که این سئوال هیچ وقت جوابی نخواهد داشت! و سهم هر آنکه خود را اسیر فرقه رجوی کرد جز حسرتی از زندگی آزاد و بی قید وبند چیز دیگری نبوده و نخواهد بود.
کمک ۱ میلیون دلاری آمریکا، پاسخ به درخواست رجوی است یا صرفاً یک دهن کجی
وزارت خارجه آمریکا برای این که تمام رابطههایش را از سازمان مجاهدین قطع نکرده باشد و از طرف دیگر بگوید صدای شما را شنیدم و دنبال حل و فصل کارهایتان هستم، کمک به صندوقی در سازمان ملل برای خدمت به مجاهدین میکند. به این ترتیب پاسخی هم برای طرف دعواهای داخلی خودش پیدا میکند که ما هم بر حسب تعهدمان کاری کردیم. اما واقعیت این نیست