شکلات خروج از لیست تروریستی!
بر طبق اظهار رضایت و روشن شدن چراغ سبز امریکا و خبر رسانی آن توسط مامور ویژه آقای کندی و نشان دادن بسته شکلات از طرف خانم کلینتون به مریم رجوی به هر حال اشرف تخلیه شد. مریم رجوی که نمی توانست پیشاپیش خوشحالی خود را کتمان کند حاضر به بازی شد و کارت خروج از اشرف را توسط جابجا کردن قربانیان خود بازی کرد تا نشان دهد که هر گونه بخواهد می تواند با این کارت انسانی بازی کند.
انعطافهای رجوی یا تسلیم در مقابل قدرت
رجوی به کمک دستگاه فکری و شخص محوری یا بهتر است گفته شود کیش شخصیت که راه انداخته است و تمام ذهن و قلب افراد را دارد به طور تمام عیار در اختیار خود میگیرد، راههای ارتباطی با جهان خارج را کاملا بر آنها بسته و عشق و علاقه به زن و فرزند و پدر و مادر و خلاصه هر چیزی که برای کسی عزیز است را همانند گناهی نابخشودنی جلوه داده است.
به بهانه جشن سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین
سازمان در فاصله زمانی سالهای ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۴، به عملیاتهای مختلفی دست زد که نبرد خیابانی، بمبگذاری در اماکن مهم دولتی، ترور شخصیتهای نظامی و… را شامل میشد. درحالیکه سازمان علیرغم دریافت ضربات پیدرپی از ناحیه حکومت پهلوی به لحاظ برخورداری از حمایت برخی گروههای اجتماعی همچنان به حیات خود ادامه میداد، از درون ضربه مرگآوری بر پیکره سازمان وارد آمد.
ماجرای گروگان گیری چه زمانی به پایان خواهد رسید؟
در افتادن فرقه رجوی با سازمان ملل و دولت عراق و یونامی بازی بیش نبوده و آوردن دلائل عجیب و غریب برای رسیدن به این نقطه است که تا انتخابات ریاست جمهوری امریکا وقت بخرند تا اگر جمهوریخواهان به سر کار بیایند و قصد حمله به ایران را داشته باشند جهت مزدوری آماده باشند که البته در سالهای پیشین به خوبی دیده ایم که چنان نشده است حتی با وجود پشتیبانی پنتا گون و دونالد رامسفلد وزیر دفاع آمریکا و با وجود بوش ریاست جمهوری از حزب جمهوریخواه این میسر نشد همچنین بعد از خلع سلاح و ایجاد رویای دست یابی به تانکهای امریکایی و پشتیبانی ابرقدرت از فرقه رجوی, رویا و افسانه ای بیش برای دربند نگاه داشتن و دادن آرزوهای واهی به گروگانهای فرقه مجاهدین نبوده است.
عملیات فروغ یا کشتار برای هیچ
درگیری شدیدی آغاز می شود نیروهای سازمان به گردنه حسن آباد عقب نشینی میکنند و سعی در تجدید قوا دارند. و با سازماندهی مجدد با باقیمانده نیروها و سلاحها و مهمات در ساعت 4 بامداد روز 5 مرداد 67 به تنگه حمله میکنند.این یک خودکشی دست جمعی بود. اما فرمان، فرمان رجوی بود باید تنگه باز میشد تا ستون به کرمانشاه برسد! در تنگه به دلیل وجود خاکریز هایی که احداث شده بود ماشینها و تانکهای کاسکاول از حرکت باز ایستادند و بهترین هدف برای آر پی جی زن ها شدند
گردهمائی فرقه رجوی در پاریس و پیامدهای آن
فاصله بین رجوی و مردم را چطور میشود پر کرد و اصلا آیا پر شدنی هست؟ رجوی به مسیری افتاده که راه برگشتی ندارد. او مجبور است در هر مرحله که کار سختتر میشود فشار و سختی را بر اعضا بیشتر کند. گزارش نویسی های فردی را عمیقتر کند و باز هم رشته های پیدا و نهان باقیمانده ای را که هنوز به خودش وصل نکرده متصل کند. هسته ای به مراتب فشرده و متراکم که نفوذ در آن را هر چه مشکلتر کرده است.
رهبری فرقه تروریستی مجاهدین همچنان قربانی می گیرد
محمد حمادی در پی جنایت های بسیار مسعود رجوی، جان خود را از دست داد و به دیار باقی شتافت. در انتقال مرحله دوم افراد از قرارگاه اشرف، محمد به قراگاه لیبرتی منتقل گردید و هنوز سازمان این اجازه را به وی نمی داد که در بیمارستان بستری یا از قرارگاه خارج گردد به خیال اینکه جنازه اش از قرارگاه خارج نشود و اسرار این جنایت در دل رهبران مجاهدین پنهان بماند.
به بهانه سالگرد انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک سازمان – قسمت دوم
رجوی با تاسیس سازمانی در سال 54 که به دنبال شکاف در رهبری سازمان و اقدام تقی شهرام برای ایجاد یک سازمان مارکسیستی صورت گرفت در واقع ابتدای شکل گیری رهبری خود محور در سازمان بود که بعد ها با گذشت زمان دیدیم چگونه این رهبری با تصمیم گیری فردی و شخصی خود در ضدیت با مردم قرار گرفت ما به وقایعی در سازمان اشاره کردیم که نشان دهنده این طرز رهبری بود و اینکه رجوی خود را بیشتر برجسته کرده و از اراده و قدرت فرماندهان و اعضاء خود رفته رفته بکاهد تا به موجوداتی مطیع تبدیل شوند.
نگاهی به جنایت هفت تیر مجاهدین
سازمان چون برای خود محرز ساخته بود تا به هر وسیله به حکومت برسد شروع به جمع آوری سلاح نمود و همچنین فضای داخلی کشور را به سمت یک جنگ داخلی سوق داد تا در زمان مناسب بتواند با یک کار نظامی و یک کودتا حکومت را تصاحب کند بدین منظور توانست با طرفداری از رییس جمهور وقت شکاف اختلافات بو جود آمده را بیشتر کند و منجر به برپایی تظاهراتی شود که به خشونت و آتش زدن اموال عمومی منتهی بشود و فضای اختشاش و رعب و وحشت را در کشور بوجود آورد.
به بهانه سالگرد انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک سازمان – قسمت اول
در انقلاب ایدئولوژیک خود ساخته مسعود رجوی در سال 63 که پس از نا کامی ها و بعد از 30 خرداد 60 در امر رسیدن به حکومت برای وی پدید آمد. سازمانی که در انحراف کامل از خطوط اولیه خود – که آنهم از ابتدا کج بود – به یک سر فصل در انحراف خود رسید و آن جدا شدن کامل از مسیر مبارزه و مخالفت بود و بدین طریق به محوطه ای و حوزه ای وارد شد که اشتباهات رهبری توجیه پذیرشوند. در این حال موجودیت زیر زمینی و فرقه ایی سازمان به اوج خود رسید که هیچ ربطی به مبارزه سیاسی و حتی مسلحانه نداشت. در این صورت رهبری میتوانست تمامی کارهای خودش را با سس ایدئولوژیک و صد البته کاملاً وارونه بخورد اعضاء بدهد.
مجاهدین و التماس به آمریکا
همه هم فدا شوند برای اینکه ایشان هیچگونه مشکلی برایشان به وجود نیاید. سازش با آمریکا در این مرحله ادامه همان کرنش هایی است که از مدتها پیش به خاطر خارج شدن از لیست سازمانهای تروریستی مغضوب آمریکا، شروع شده است. با اینکه هر سال آمریکا سازمان را در لیست ابقا میکند ولی رجوی بدون هیچگونه شرمی با انواع حیله ها و خرجهای آن چنانی سعی میکند دل دولتمردان آمریکایی را بهدست بیاورد. انگار او فراموش کرده است که دولتمردان فعلی آمریکا دستشان به خون هزاران نفر عراقی و افغانی آغشته است
بی تفاوتی رجوی نسبت به مسأله ارضی
در این میان متاسفانه رجوی فقط با مساله مهم ارضی ایران صرفا همانند یک موضوع خبری برخورد میکند. و از کنار آن میگذرد و هیچ واکنشی نشان نمیدهد و موضعی نمیگیرد. دلیل این برخورد هر چه باشد رجوی هنوز درس عبرتی از رابطه با عراق نگرفته است، در آنموقع که با دادن اطلاعات محرمانه که از طریق جاسوسی انجام میداد، برای صدام خودنمایی میکرد و در قبال دادن آن اطلاعات، دلار و دینارها را در جلسات محرمانه دریافت میکرد.