چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵
ملاقات خانواده کعبی با معاون کنسول گری عراق در اهواز 24 بهمن 1391

ملاقات خانواده کعبی با معاون کنسول گری عراق در اهواز

دراین ملاقات خانم کعبی ضمن تشریح چگونگی اسارت خلیل کعبی درجریان جنگ ایران وعراق، گفت: همسرم بعد ازاسارت توسط سربازان عراقی و تحمل 10 سال اسارت در اردوگاههای عراق دریک هماهنگی بین دولت صدام حسین و رجوی به این فرقه در قبال جاسوسی و وطن فروشی و شرکت در سرکوب مردم عراق فروخته شد.

بهمن جاویدان و ناقوس مرگ تبار رجوی 23 بهمن 1391

بهمن جاویدان و ناقوس مرگ تبار رجوی

اما بهمن ماه برای ما اعضای جدا شده از فرقه رجوی بعد از آزادی، طی سالیان اسارت دراسارتگاه اشرف،معنی خاص خویش را دارد. وقتی بهمن از راه می رسید در اسارت گاه اشرف یاد فداکاریها، جان فشانی ها و رنج و شکنجه هزاران هموطن که جان خود را برای رسیدن به بهار سبز قربانی می کردند در اذهان ما تداعی می شد. یاد خاطرات بهمن 57 و روز و شب هایی که مردم در آن هوای سرد برای رساندن سوخت به دیگر هموطنان از یکدیگر سبقت می گرفتند

حضور تعدادی از خانواده های خوزستانی در دفتر انجمن نجات 18 بهمن 1391

حضور تعدادی از خانواده های خوزستانی در دفتر انجمن نجات

روز یکشنبه مورخه 15/11/91 بیش از15 خانواده خوزستانی با حضور در دفتر انجمن نجات شاخه خوزستان خواستار رسیدگی به چگونگی وضعیت فرزندان اسیرشان در پادگان اشرف و کمپ لیبرتی شدند. در جریان این دیدار صمیمانه خانواده ها با بیان تجارب و دستاوردهای مثبت فعالیتهایشان دریک سال گذشته که منجر به عقب نشینی مفتضحانه فرقه رجوی از پادگان استراتژیک اشرف گردید پیشنهادات خود را درخصوص برنامه آینده و چگونگی حضور فعال در کمپ ترانزیت لیبرتی به اعضای انجمن ارائه دادند.

جدا شده ها خاری در چشم رجوی 16 بهمن 1391

جدا شده ها خاری در چشم رجوی

امروزه با حضورتعداد زیادی اعضا نجات یافته از جهنم تشکیلات رجوی چه درداخل کشور و یا درخارج و تلاشهای آنها برای بیان واقعیات و بلاهایی که برآنها و دیگر دوستانشان درطول سالیان در این فرقه منحرف وارد شده است، ضمن افشای ماهیت ضدانسانی رجوی ها درسطح بین المللی، رجوی شیاد را به هراس ازآینده مبهم و تنگ و تاریک خویش انداخته وبه هرخس وخاشاکی چنگ می زند تا بتواند اندکی از افشاگریهای افراد جدا شده را خنثی نماید

درد دل دختری که سالها پدرش را ندیده بود – قسمت سوم 08 بهمن 1391

درد دل دختری که سالها پدرش را ندیده بود – قسمت سوم

خیلی برایم مشکل بود که از موضوع سردر بیاورم. اما اصل خبر را شنیده بودم و آنهم این بود که فردی به نام یوسف ازعراق با پدرم تماس گرفته و حتی با مادرم هم صحبت کرده است.!!! میخواستم ببینم این یوسف کیست؟ و از پدر و مادرم چه میخواهد؟ اصلا عراق کجاست که اواز آنجا تماس میگیرد؟

یادداشتهایی از دوران اسارتم در اسارتگاه اشرف – قسمت چهارم 05 بهمن 1391

یادداشتهایی از دوران اسارتم در اسارتگاه اشرف – قسمت چهارم

روزها و ماههای سخت تری را از بابت دوری از خانواده پشت سر گذاشتم. تا اینکه به طور اتفاقی!!! توانستم بستگانم را در مزار سازمان ببینم بی اختیار وبدون اطلاع مسئولم به طرف آنان دویدم و با آنها دیده بوسی کردم وکلی حال و احوال دوستان وآشنایان و خصوصا زن وهمسرم را ازآنها گرفتم. میدانستم اگر مسئولین متوجه شوند که من تنها وبدون حضور مسئول درحال دیدار هستم به من اجازه نمی دهند که درباره خانواده ام سئوال کنم.

تشیکلات فرقه ای که روی زمین یخی بنا شود عاقبت فرو می ریزد 24 دی 1391

تشیکلات فرقه ای که روی زمین یخی بنا شود عاقبت فرو می ریزد

آنهایی که اخیرا با مظلوم نمایی به زعم خویش قصد دارند کمپ موقت لیبرتی را که به منزله فروپاشی تشکیلات جهنمی رجویها میباشد به کمپ پناهندگان تبدیل کنند ولی غافل ازاینکه اسرای دربند فرقه که سالهاست پی به ماهیت وی برده اند قصد جدایی و رفتن دنبال زندگی عادی خویش را بصورت دسته جمعی ازفرماندهان خود تقاضا دارند. و حل مشکل فعلی اسرا این بار با تبدیل کمپ موقت لیبرتی به کمپ پناهندگی حل نخواهد شد.

مجاهدین و ۲۷ سال حضور غیر قانونی در خاک عراق 21 دی 1391

مجاهدین و ۲۷ سال حضور غیر قانونی در خاک عراق

درسال 65 رجوی رسما و با این توجیه که باید در کنار نیروهایش باشد و به قول خودش”آتش برافروزد برکوهستانها” درعراق مستقر میشود والحق که اربابش صدام استقبال خوبی ازاو کرد. و برنامه عظیم اعزام تا سال 66 ادامه داشت.اما نیروهایی که بطور غیرقانونی و از طریق قاچاق از ایران خارج می شدند بعد ازعبور از مرز به پایگاههای سازمان در کشورهای ذکرشده منتقل می شدند. افرادیکه وارد این پایگاههای سازمان می شدند طبق برنامه می بایست مغزشویی می شدند

درد دل دختری که سالها پدرش را ندیده بود – قسمت دوم 19 دی 1391

درد دل دختری که سالها پدرش را ندیده بود – قسمت دوم

چرا در مهد کودک،اخلاص (یکی ازهمبازیهایم درمهد کودک بود) به من یتیم می گفت؟ مامان ؛ من بی اختیار بدون آنکه معنای حرفش را بدانم دستم را روی او بلند کردم و سرش جیغ کشیدم.معنای حرفش را نمی دانستم اما تعبیری که پشت چهره اش بود مرا آزرد.احساس ترحم نسبت به من مرا سخت می رنجاند احساس می کنم که پیام این نگاهها به من این است که چیزی یا کمبودی دارم.راستی مامان، یتیم یعنی چه؟

یادی از مرحومه منیر چگنی زاده مادر یونس غیبانی 17 دی 1391

یادی از مرحومه منیر چگنی زاده مادر یونس غیبانی

در کمال بهت و ناباوری امروز باز هم شاهد پر کشیدن مادری رنجدیده و دلشکسته بودیم که با قلبی مالامال از درد و حسرت، به دیار باقی شتافت. مادری که سی و یک سال در فراق فرزند دلبندش یونس غیبانی اشک ریخت و آه و ناله کرد ولی افسوس که رجوی های جنایتکار هرگز اشک ها و ناله های این مادر را که با تنی بیمار و رنجور بارها برای دیدن فرزندش به عراق و اشرف آمد، ندیدند و نشنیدند و با بی رحمی و پستی تمام او را راندند و سنگ باران کردند و دیدار یونس و مادرش همچون سایر یونس ها و مادران داغدارشان را به قیامت واگذار کردند.

اهداف پشت پرده رجوی از دامن زدن به جریانات فرقه ای درعراق 13 دی 1391

اهداف پشت پرده رجوی از دامن زدن به جریانات فرقه ای درعراق

درحالی که موضع رسمی دولت عراق در برابر این فرقه تروریستی خیلی روشن است، موضعی که بارها توسط مسئولین مختلف دولت عراق به آن اشاره شده است ؛ ولی سران فرقه به دلیل وحشتی که از اخراج وسپس فروپاشی محتوم تشکیلات جهنمی شان دارند همانند غریقی هستند که به هر خس و خاشاکی چنگ میزنند. به همین منظوربرای سنگ اندازی درمسیر ثبات و استقرار دولت فعلی عراق که رای به اخراج آنان داده درمقطعی به شیوخ وگروههای سنی عراقی روی آورده

نامه جمعی از خانواده های اعضای فرقه مجاهدین خطاب به آقای نوری المالکی 11 دی 1391

نامه جمعی از خانواده های اعضای فرقه مجاهدین خطاب به آقای نوری المالکی

احتراما همانگونه که مستحضرید سالیان طولانی است که ما از دیدار و ملاقات با عزیزان اسیر خود در سازمان مجاهدین خلق محروم میباشیم و تاکنون تلاش های ما برای تحقق این امربه دلیل کارشکنیهای سران سازمان بی نتیجه مانده است و همزمان با انتقال اعضاء اسیر به کمپ موقت ترانزیت لیبرتی به ملاقات با فرزندانمان و اخراج تشکیلات این فرقه از عراق به نجات و رهایی آنها به دنیای آزاد در آینده ای نزدیک امیدوار شده بودیم.

blank
blank
blank