ضیافت افطاری در دفتر انجمن نجات مرکز خوزستان
درآخرین شبهای ماه مبارک رمضان و در آستانه عید سعید فطر جمعی از اعضای جدا شده به همراه تعدادی از خانواده های اسیران دربند فرقه رجوی در ضیافت افطاری انجمن نجات خوزستان شرکت کردند.این ضیافت که تا پاسی از شب ادامه داشت بعد از صرف افطاری اعضای جداشده و خانواده های شرکت کننده به جمع بندی تحولات اخیر و چشم انداز آینده این فرقه تروریستی پرداختند و تاکید داشتند که با توجه به افزایش فشارهای بین المللی وموضع گیری های اخیر مقامات و مسئولین عراقی مبنی بر ضرورت خروج این فرقه جنایتکار از خاک عراق سرکردگان آن هیچ آینده ای جز پروسه فروپاشی و اضمحلال را ندارند.
ماه ضیافت خدا در راستای آزادی بندگان خدا
چهارشنبه شب انجمن نجات خوزستان میزبان جمعی از خانواده های اسیران دربند فرقه رجوی و تعدادی از اعضای از بند رسته این فرقه در آخرین شب های ماه مبارک رمضان بود حضور این عزیزان در این شب های پرفضیلت یکبار دیگر به لحاظ محتوایی عزم جزم کلیه این همرزمان را برای آزادی اسیران دربند اسارت رجوی ها نشان داد و شور و شعف زایدالوصفی بر این میهمانی حاکم بود و دعاهای پرشور و خالصانه آنها از درگاه پروردگارشان که در اوج خلوص نیت و از موضع احساس نیاز مطلق بیان می شد برزیبایی و معنویت این شب صدچندان می افزود.
مجاهدین خلق رو در روی خلق
غصب وغارت زمینهای کشاورزی مردم استان دیاله عراق توسط سران این فرقه که اهدایی از طرف ارباب سابقشان است و تشکیل پادگانی به نام اشرف در آن زمینها، یکی دیگر از جنایتهای رجوی در حق مردم عراق است.ولی بدتر ازهمه اینها تبدیل کردن پادگان اشرف به زندان مخوف تشکیلات جهنمی و به زنجیر کشیدن فرزندان اسیر خلق ایران است.و جاری کردن تشکیلاتی به غایت ضد انسانی و غیر دموکراتیک در زندان اشرف میباشد.
شبهای قدر پس از رهایی از اسارتگاه رجوی ها
رجویها حتی مقدس ترین ارزشهای خدایی را هم به لوث وجود خود آلوده کردند. آن شب برای اولین بار معنی و مفهوم شب قدر را با پوست و گوشت خود احساس کردیم. بیش از 22 سال و درهر گذر ماه رمضان با اسارتگاه اشرف با خود می اندیشیدیم که خدایا شب قدر ما کی رقم خواهد خورد؟ ودراوج اختناق و شبهای ظلمانی رجویها، باخود زمزمه می کردیم،الیس الصبح بقریب، آیا سپیده دمان آزادی و قدر رهایی رقم خواهد خورد؟
کودک ربایی حرفه قدیمی فرقه رجوی
، اعضای فرقه که قصد خروج از کشور و پیوستن به اردوگاه اشرف در عراق را داشتند در شهرهای مختلف ایران اقدام به ربودن کودکان معصومی می کردند که به زحمت قادر به تکلم بودند. اعضای فرقه از این کودکان به عنوان خانواده خود و محملی برای خروج از مرز استفاده می کردند و بعد از رسیدن به اشرف، کودکان بی پناه را در مهد کودک های اشرف رها می کردند که بعدها سران فرقه هم این قبیل کودکان بی سرپرست را به اتفاق سایر فرزندان اعضا به صورت اجباری به کشورهای اروپایی قاچاق کردند
خاطره ای از هادی نگراوی
رخلاف گذشته خیلی گرفته بود و درخود فرو رفته بود.می گفت به دلیل شکنجه های روحی و روانی شدید نمی توانم با تو صحبت کنم.وضعیت جسمی و روحی و روانی وی حاکی از بیماری خاصی در او بود. بعد از نشست های طعمه که او سوژه شده بود و به تحریک مسئول نشست خانم فائزه محبت کار چند نفر از مزدوران رجوی جلوی محمد را گرفته بودند و حسابی او را کتک زده بودند..
مصاحبه با آقای حسن حمادی برادر مرحوم محمد حمادی
آقای حسن حمادی اضافه کرد که در اولین تماسی که با برادرش محمد بعد از جدایی از سازمان داشته محمد اعلام کرده بود که مصاحبه وی با سیمای ضد آزادی برعلیه خانواده اش تحت فشار سران این فرقه صورت گرفته بود. دربخش دیگری از این مصاحبه آقای حسن حمادی اظهار داشتند که با مرگ محمد پرونده مبارزه من با رجویهای جنایتکار تازه گشوده شده است. من 3200 محمد دیگر را در اسارتگاه رجوی دارم که باید برای آزادی آنها با تمام وجودم تلاش کنم.
بازهم خیمه شب بازی سیمای فرقه رجوی
سیمای رجوی با سرهم کردن دروغ های همیشگی و پخش تصاویر مختلف از روز حادثه، بی وقفه تلاش میکرد با مظلوم نمایی دولت عراق را یکسره محکوم و مقصر اصلی معرفی نماید. ولی جالب اینکه در تصاویر پخش شده فقط صحنه های شروع درگیری به چشم میخورد و هیچ تصویری از رفتارها وحرکات واقدامات تحریک آمیز وخصمانه سران فرقه واعضای مغزشویی شده در قبال نیروهای عراقی دیده نمیشد.
سالروز عملیات مرصاد و سالروز شک مفتضحانه رجویها
در مرداد ماه 1367 و در عملیات پیروزمندانه مرصاد چشم فتنه رجوی دجال کور شد. دراین عملیات علیرغم تحمل 8 سال جنگ نابرابر و ناجوانمردانه یکبار دیگر ملت بزرگ ایران به رجوی و اربابانش صدام وآمریکا نشان داد که هرگز و تا آخرین قطره خون خود به دشمنان خائن و کوردل اجازه تجاوز به آرمانها وارزشها و خاک مقدس کشورش را نمیدهد وهرکس که با خیانت و وطن فروشی به دنبال کسب قدرت در این آب و خاک باشد سرانجامی جز خفت و خواری و شکست مفتضحانه ندارد
رجوی ضحاک وار یکی دیگر از قربانیان خود را به کام مرگ کشاند
متاسفانه باخبر شدیم که محمد حمادی یکی از اعضای اسیری که اخیرا از فرقه رجوی جدا شده بود بعد از سالها اسارت و شکنجه در فرقه، در بدو ورود به خاک میهن و در جمع خانواده چشم براه خود به دلیل ابتلا به تومور مغزی دار فانی را وداع گفت. بی شک مرگ غم انگیز ودردناک محمد برگ دیگری از هزاران سند جنایت وخباثت رجوی خائن و جنایتکار است، که امروز رقم خورد. در واقع مرگ قربانیان و اعضای اسیر که با کمال تاسف هرروز و به شکلهای مختلف دراین فرقه اتفاق می افتد
محمد حمادی فرصت تجربه زندگی در دنیای آزاد را نیافت
محمد حمادی پس از سالها رنج و مشقت و شکنجه های روحی و روانی که رجوی ها بر وی اعمال کرده بودند، فرصت تجربه زندگی در دنیای آزاد را نیافت و به دیار باقی شتافت.مرگ محمد حمادی درحقیقت لکه ننگی است بر پشیانی سران فرقه رجوی جنایتکارکه خود را به دروغ مدعی دمکراسی و حقوق بشر می دانند.
پشت پرده حوادث ۱۷ ژوئن
طبق اظهارات دستگاه قضایی فرانسه دستگیری مریم قجر وتعدادی از اعضای این فرقه در رابطه با جنایات تروریستی، پولشویی و سازماندهی خشونت آمیز علیه مخالفین و اعضای جداشده و… در نوع خود بی نظیر بوده است. و به حقایق و مدارک بسیاری در مورد فعالیتهای تروریستی این فرقه دست یافتیم. این اتفاق میمون ومبارک که درنوع خود ضربه بزرگی به دستگاه ترور واختناق فرقه به حساب می آمد، سردرگمی وسراسیمگی و شوک شدیدی به سراپای فرقه فرود آورده بود. برای همین به دستور مریم قجر و با سراسیمگی به همه اعضا و هوادارانش دستور خودسوزی داد