سیزده بدر سال۹۱، وقت بدرکردن نحوست رجوی
با نگاهی به حوادث و رویدادهای 30 سال گذشته براستی که فرقه رجوی بزرگترین نحوستی بود که گریبان میهن و مردم و تاریخ ایران زمین را گرفت. یکی از بدنام ترین و مخوفترین فرقه های تروریستی در دنیای معاصر که به هیچ یک از پرنسیبها و ارزشهای انسانی پایبند نبوده ودریک کلام گوهرتابناک انسانی که همانا آزادی وحق تعیین سرنوشت بود را به سخره گرفته است.سازمانیکه چون بختک درصحنه سیاسی جامعه ما ظاهرشد و با سوءاستفاده رذیلانه از ارزشهای مقدس اسلامی وآزادی، نسلی را درطی سالیان درجهنمی به نام اشرف به اسارت گرفت.
نامه جمعی از خانواده های اعضای مجاهدین به آقای مارتین کوپلر
با توجه به سخنرانی اخیرآقای رجوی که علنا مشخص گردید که ایشان ودیگرسرکردگان این فرقه تروریستی درنظردارند مجددا شرایط اعمال حاکمیت خفقان را به شیوه های شستشوی مغزی وبه اسارت گرفتن ذهن وجسم اعضا را درکمپ ترانزیت بدست گیرند. وازکمپ ترانزیت اسارتگاه اشرف دیگری بسازند.لازم میدانیم که ازشما درخواست نماییم که دراین خصوص برخورد قاطع تری بعمل آورید.
لحظات سال تحویل در زندان مخوف ابوغریب – قسمت دوم
عید 81 فرا رسید. به اتفاق چند نفر از بچه ها در نظر داشتیم با امکانات محدود جشن سال تحویل را برگزار کنیم. ولی با مقاومت و برخورد شدید مسئولین عراقی بند مواجه شدیم. آنها به شدت با آداب و رسوم ایرانیها مخالف بودند و وقتی که به آنها پیشنهاد مراسم عید را دادیم گفتند خفه شوید.سگان مجوس (آتش پرستان).این نحوه برخورد عراقیها با سنتهایمان که برایمان خیلی ارزشمند و مقدس بودند قابل هضم نبود.
خانم رجوی بفرمایید زندگی چادرنشینی درمرز اردن
شما که هیچگاه درطی مدت حضورتان درعراق گرمای بیابانهای عراق درشرایط سخت وطاقت فرسای زندگی سنگری در بیابانهای اشرف بزرگ را ندیده چگونه باز می خواهید این اعضای بیچاره را به نوار مرزی اردن و زندگی چادری بکشانید. خانم رجوی متاسفانه از جانب شما و خوشبختانه از موضع ما دیگرآن سبو شکست و آن پیمانه ریخت دوران دجالیت وعوام فریبی به سرآمده و گذشت آنچه بدانسان گذشت.
وقتی که هدف وسیله را توجیه می کند
همان فهیمه اروانی که خودکار را از دست ما مستقیم نمی گرفت وب اید برایش روی میز بگذاریم. تا مبادا دست ما با دستش تماس پیدا کند و به انقلاب مریم خدشه وارد گردد. اکنون این وضعیت ظاهری زننده به همراه سگ زنجیریش برای جلب حمایت سیاسی امریکا با آنها لابی می کند. چقدر این فرقه و سرکردگان آن یعنی رجویها باید فاقد پرنسیب و ارزشهای اخلاقی باشند که برای چند صباح حیات خفیف و خائنانه اینگونه دچارانحطاط اخلاقی شوند.
سال سرنگونی، دروغ هرساله رجویها
همه چیز رنگ اجبار و تحمیل داشت. از شرکت در برنامه های هنری تا میهمانیهای یگانی و نحوه پوشیدن لباس و خلاصه همه چیز از بالا به ما دیکته می شد. به خاطرهمین عید هم رنگ و بوی اجبار داشت و اعضا بقدری تحت فشار بودند که ترجیح می دادند چند روزعید را فقط استراحت کنند. سرودها و ترانه ها تماما در وصف مسعود و مریم بود. وحتی سوژه حاجی فیروز و عمو نوروز هم از قبل مورد چک امنیتی قرار می گرفتند.
لحظات سال تحویل در زندان مخوف ابوغریب
دی 80 عادل و فهیمه اروانی به سلول مراجعه و یک شلوار و یک کاپشن به من دادند.صبح یک لندکروز به محل اسکان آمد و نفر رابط استخبارات عراق ما را تحویل گرفت وحرکت کردیم. ابتدا فکرکردم میخواهند مرا به مرز ترکیه با ایران ببرند. ولی به ناگاه خودم را جلوی درب زندان ابوغریب دیدم.حدس زدم که افسرعراقی کار اداری دارد به همین خاطر از لندکروز پیاده نشدم.تا اینکه صدای افسرعراقی مرا به خود اورد گفت بیا پایین. وارد زندان شدم.
نوروز درزندان رجویها – قسمت اول
ما همچنان در سلول انفرادی و در ترس و اظطراب از اعدام یا زندان ابوغریب به سر می بردیم.شب تحویل سال نو فرا رسید. به دلیل تعداد زیاد نفرات و کمبود دستشویی تمام لحظات سال تحویل را درصف طویل انتظار دستشویی به سر بردیم. درصف انتظار ایستاده بودم و به گذشته خود، اینکه چه شد که سرنوشتم به فرقه رجوی کشیده شد فکر می کردم. به لحظات سال تحویل درسالهای قبل که در کنارخانواده برسرسفره هفت سین نشسته ودر انتظار اعلام سال نو بودیم.
کشف گور دسته جمعی در اشرف گوشه ای از جنایات بی شمار رجوی ها
سرکردگان فرقه رجوی در طی 30 سال حاکمیت ننگین خود در این پادگان دست به شکنجه و کشتار و تصفیه دهها نفر از اعضاء معترض و خواهان جدایی زده بودند که تا این تاریخ اطلاعی از اجساد ومحل دفن آنها دردست نیست همچنین این فرقه درجریان انتفاضه شعبانیه 1990 یک دسته از نیروهای کرد معارض صدام راکه به شدت مجروح شده بودند را درمنطقه طوز خرماتو دستگیر و برای بازجویی و تخلیه اطلاعاتی به پادگان اشرف آورده بودند.که چند روز بعد براثر شدت جراحات وارده فوت نمودند.
نوروز آزادی اسیران اشرف
مهمترین پارامتر وکیفی ترین تحول که ناشی از فعالیتهای خستگی ناپذیرخانواده های اعضای جداشده بود همانا عقب نشینی فرقه رجوی از پادگان اشرف به کمپ ترانزیت لیبرتی علیرغم اهمیت استراتژیک آن بود و درحقیقت آنها را مجبور کرد با وجود تمامی شعر و شعارهای سالیان مبنی برعدم خروج از اشرف مفتضحانه جرعه زهر را سرکشیده و از تمامی شعارهایش عقب نشینی نماید.
چهارشنبه سوری آتش برخرمن رجویها
چهارشنبه هرسال صدها نیرو از صبح تا شام به بیگاری گرفته میشدند تا الزامات سیرک رجویها را فراهم کنند ولی علیرغم اختناق مطلق و کنترل سیستماتیک نیروها ذهن آنها به خانواده ها یشان و خاطرات گذشته بود.امسال با عقب نشینی های مفتضحانه سرکردگان این فرقه از اشرف و استقرا دومین گروه درکمپ ترانزیت لیبرتی تشکیلات جهنمی این فرقه یک گام کیفی دیگر به سمت پروسه فروپاشی خود برداشت. واین فرقه وارد یک فازجدیدی شد.
اوج ذلت، منتهای فلاکت فرقه رجوی
آری در دکترین بازی با مهره ها افراد و گروهها متناسب با ظرفیت وعملکرد خائنانه شان در سر فصل های خاص به بازی گرفته میشوند و هر کدام تاریخ مصرف مشخصی دارند برای دولتمردان اردنی که روزگاری فرقه رجوی را به مثابه ستون پنجم ارتش صدام درجنگ برعلیه مردم ایران ساپورت میکرد بعد ازسرنگونی صدام و استقرار دولت مردمی عراق شرایط کیفا تغییرکرده است و به خوبی دریافته اند که فرقه رجوی دیگرهیچ منفعت سیاسی برای آنها ندارد و وقت آن رسیده است که آنها را همچون دستمال مچاله شده به سطل زباله تاریخ بیندازند.