رجوی با دروغ پردازی ترور شخصیت می کند
مسعود رجوی در پیام خود به کشته شدن یکی از فرزندان گیلانی در درگیری اشاره میکند ولی برای خراب کردن چهره آقای محمدی گیلانی باز همان سناریو را نشخوار می کند و مدعی می شود که وی حکم اعدام فرزندان خود را داده است. وقاهت رجوی را ببینید با توجه به مشخص بودن وضعیت فرزندان او چگونه باز هم سعی دارد با شیادی این فریبکاری را ادامه دهد.
اندر وصف دروغ گویی رجوی ها
سایت های فرقه در تاریخ 18 تیر خبری را از قول سخنگوی پنتاگون نقل کردند که با اصل خبر 180 درجه تفاوت دارد. این البته نشان از فلاکت زدگی آنها در اوج استیصال شان است که می خواهند با این روش، به معدود نیروهای از دنیا بی خبر خود انگیزه بدهند!!
آقای آزموده، از مریم قجر طلب شرافت نداشته را ننمائید
مادر خوانده تروریسم در پیام خود از این خانواده بعنوان مادری که سه نفر از آنان کشته شدند یاد می کند و سعی دارد از خون آنان ارتزاق کند و به تعریف و تمجید از وی می پردازد ولی این مسئله را عنوان نمی کند که چرا اجازه یک تماس به این مادر پیری که البته به تعریف مریم جز خانواده مجاهدین بوده را نداده است.
چرا در همه جا رجوی ها با صهیونیست ها و ناتانیاهو همسو هستند؟
چطور است که ریزترین خبرها به نفع داعش و بر علیه دولت آقای مالکی در دستگاه تبلیغاتی فرقه منعکس می شود اما در مورد کشتار زنان و کودکان فلسطینی خبری انعکاس نمی یابد؟آیا جمع کردن یک مشت از دور خارج شده و پیر و فرتوت، تحت عنوان نمایندگان کشورهای منطقه و خط دادن به آنها برای آنکه اسرائیل را فراموش کرده و حملات شان به سوی ایران باشد غیر از آن است که خدمتی به اسرائیل و نتانیاهوست؟
گردهمایی ویلپنت، هزینه بالا ولی بی حاصل – قسمت اول
آن قدر حضور نفرات ایرانی در این خیمه شب بازی کمرنگ بود که حتی امسال فرقه برخلاف سال های گذشته که ادعای شرکت 100 هزار نفر را داشت، هیچ آماری از شرکت کنندگان نداد و تنها به این اکتفا کرد که بگوید 600 شخصیت خارجی از 69 کشور در برنامه شرکت کرده اند.
اوضاع از هر طرف بچرخد برای رجوی فرقی ندارد نتیجه را یکی می داند
در نشست توجیه عملیات باصطلاح فروغ جاویدان یا همان مرصاد، رجوی به نیروهایش گفت که اگر در این عملیات پیروز هم نشوند عمر جمهوری اسلامی به عید سال بعد نخواهد کشید و در واقع می گفت چه آنها پیروز بشوند و چه نشوند، رژیم سرنگون خواهد شد!!
رجوی با موضوع داعش چه خواهد کرد؟
امروز اما داعش رسما خلافت خود را اعلام کرده است. حال باید دید رجوی چه خواهد کرد، آیا باز هم همچون سیاق ثابت، با ریش سوخته و با وقاحت بی نظیرش خواهد گفت «نگفتم سیاه دانه است» و داعش را ترفند تبلیغاتی خواهد نامید؟ یا آنکه راه نجات را در بیعت با رهبر داعش خواهد دید همانگونه که قبلا با صدام دیکتاتور و بعد با جنگ طلبان غربی حامی اسرائیل بیعت کرده بود و به مزدوری برای آنان پرداخت.
خدا رجوی را لعنت کند که قصد کشتن برادرم را دارد
در رابطه با وضعیت پیش آمده در عراق و کارشکنی های دو ساله رجوی در کار انتقال افراد به خارج آقای رجائی ضمن ابراز نگرانی از وضعیت برادرش گفت خدا رجوی را لعنت کند که قصد کشتن برادرم را دارد وگرنه می توانست خیلی زودتر افراد سازمان را به خارج انتقال دهد تا در چنین شرایطی قرار نگیرند.
برای حقوق بشر یا حقوق قجر
مگر سیاست سرکوب و توهین به هر مخالف و منتقد که از سوی رجوی ها به اجرا در می آید نقض حقوق بشر نیست؟ مگر محاکمه اعضای مخالف توسط مسعود و مریم رجوی تنها به این اتهام که خواهان جدا شدن از این فرقه بودند نقض حقوق بشر نیست؟
مریم و حرفهای بی سر و ته همیشگی
مریم قجر در ادامه حرفهای بی سر و ته خودش عنوان می کند که به مرحله سرنگونی رسیده است. اگر مریم قدری به سرنگونی اعتقاد دارد بگوید کدام سرنگونی.! زمانی که ارباب جنایت کارتان یعنی صدام در کنار شما بود جرات این کار را نداشتید و حالا که از آمریکا عاجزانه می خواهید که شما را به کشور خودش ببرد سرنگونی محقق خواهد شد؟
درد و دل یک پدر درد کشیده از جنایات رجوی ها
ما و تعداد زیادی از خانواده ها برای ملاقات با فرزندان مان به درب اشرف رفتیم اما رهبران فرقه نه تنها به ما اجازه ملاقات ندادند بلکه با این ترفند که این اتوبوس هایی که شما با آن آمدید متعلق به وزارت اطلاعات است!! به تحریک نیروهای آمریکایی علیه ما پرداختند و به دروغ به آنها گفتند که اینها خانواده اعضای ما نیستند بلکه ماموران نیروی قدس می باشند که برای کشتن نیروهای ما به اینجا آمده اند!!
رجوی می گوید هر که با ما نیست بر ما است
تشکیلات سازمان با او کار توضیحی می کنند او روی حرفش می ایستد و می گوید کاری دیگر به کار شما و بقیه ندارم، می خواهم به زندگی شخصی و عادی ام بر گردم با اصرار و پافشاری از دست آنها خود را خلاص می کند به سمت ترمینال شرق می رود، در همین اثناء سازمان با طرح و برنامه یک ترکیبی را به سراغش می فرستند، توی خیابان با او وارد گفتگو می شوند، از قرار قصد داشتند او را بربایند و یک جوری سر به نیست اش کنند