نامه آقای پروا به برادرش محمد علی اسیر فرقه رجوی در آلبانی
امیدواریم با یک تلفن قلب پدر ومادر پیر و رنجور ومریضت را خشنود و این دم دمای آخر عمر با خوشحالی سپری نمایند و این را هم بدان و آگاه باش که درهای این مملکت و خانه پدر ومادر وبرادر و خواهرهایت همیشه به رویت باز و منتظر بازگشت شما می باشیم.
نامه خانم تاج الدوله حیدریان به فرزندش مهدی حمیدفر اسیر فرقه رجوی
عزیزم در انتظارت پیر شدم. دلبندم نورچشمم برگرد آرزو دارم دامادیت را ببینم. به خدا مهدی جان مثل کسی که تشنه آب باشد برایت تشنه هستم. عزیزم، فرزندم برادر و خواهرهایت تشکیل زندگی دادند ومن تنها مانده ام ومنتظرت و چشم به راه.
نامه آقای جهانبخش نجفی به برادرش داریوش اسیر در فرقه رجوی
غم دوری تو و از همه بدتر خبری از حال و احوال تو نداشتن دیگر برای ما غیر قابل تحمل شده است. آخر تا کی می خواهی در بی خبری و بی کسی زندگی را ادامه بدهی. یه کمی هم به فکر خانواده ات باش.
نامه خانم سکینه محمدی به فرزند اسیرش علیرضا جعفری
حال ای نوردیدگانم با توجه به اینکه سالهاست دوری شما را تحمل می کنم به لطف خدا سرنوشت تو برایم مشخص شده است که زنده هستی و ای سفرکرده ام قدری به خودت فکر کن.
نامه خانم نگار عباسی به پدرش مظفر عباسی در آلبانی
امید دارم که با خواندن این نامه بازگردی و این امانتی را خودت بزرگ کنی و از این پس بر سر سفره عید تو نیز باشی و از محبت خانواده برخوردار شوی و همین طور نیاز خانواده ات را برطرف کنی و بدان که دخترت به تو نیاز بیشتری دارد.
مهدی ابریشم چی در طول عمر تشکیلاتی اش یک حرف واقعی زد آنهم گاف بود
مهدی ابریشم چی همه کاره رجوی در عراق در حضور همه ی اعضای فرقه اعلام کرد: مجاهدین در اشرف یعنی کنسرو یعنی تاریخ مصرف دارند یعنی این کنسرو اگر در آن باز شود بایستی بلافاصله مصرف گردد وگرنه قانونمندیها می گوید فاسد و از دورخارج می شود و بو می گیرد و گندیده می شود.
فرقه رجوی؛ یک مقاله و چند اعتراف
رجوی خوب می داند نیرویی که دراتحاد با پدران و مادران پیر اسیران توانست مجاهدین را با آن همه یال و کوپال از اشرف و لیبرتی و کانون سرنگونی و تمامی شعارهای محوری بود ونبود مجاهدین فراری دهد اکنون خطری بسا بالاتر و نفوذی تعیین کننده در بیدار اعضای اسیر خواهند داشت لذا مجبورشده با این اعترافات جداشده ها و خانواده و انجمن ها را دشمن اصلی خود قبول کند ودر مقابل آنها خاکریز خط مقدم بگذارد.
تسلیت انجمن نجات به خانواده حبیبی
با نهایت تاسف و تاثر مطلع شدیم آقای جهانگیر حبیبی پدر فرامرز حبیبی اسیر در فرقه مخوف و ضد خانواده رجوی دارفانی را وداع گفتند و به دیار باقی شتافتند. انجمن نجات استان کرمانشاه این مصیبت وارده را به خانواده محترم حبیبی و خانواده بزرگ انجمن نجات تسلیت عرض می نماید.
اندکی درباره خودم و سازمان مجاهدین
من به آن ها گفتم: زمانی که شما خودتان کتک میزنید، دشنام میدهید، نشست تفتیش عقاید میگذارید، زندانی میکنید، دشنام ناموسی میدهید، اجازه حرف زدن به افراد را نمیدهید , میتوانید به دیگران بگویید که این کارها را نکنید. در پاسخ به من گفتند: ما فرق میکنیم، ما نوک پیکان تکامل و ترقی هستیم
دیکتاتورهای تاریخ ازچه می ترسیدند و رجوی از چه می ترسد؟
ترس درجه یک و اصل ماجرای ترس رجوی از خانواده های اسیران خود و قربانیان جداشده از فرقه اش می باشد ولاغیر واین شرایط خطیر و حماسی هم که برای خود ساخته وبه دلیل آن مخفی شدنش را توجیه می کند چیزی جزترس از حسابرسی خانواده ها نیست.
نامه سرگشاده و درخواست جدی خانواده های کرمانشاهی از مسئولین آلبانی
این خانواده ها همچنین از دولت آلبانی و مسئولین این کشور بلاخص وزیرخارجه آن عاجزانه خواهان اجرای قانون در مورد کمپ گروگانگیری رجوی هستند و می خواهند ترتیبی اتخاذ شود تا این خانواده ها بتوانند با فرزندان و یا بستگان اسیر خود در آنجا ملاقات کوتاهی داشته باشند.
رابطه ارباب و نوکری فی مابین امریکا و فرقه رجوی
مریم رجوی این روزها در جست و خیزهای میمون وارش دست به هر اقدام و هرکاری که یک سانتی متر او را به نوکری ترامپ نزدیک کند می زند و به تمامی دفاتر نمایندگی هایش در اقصی نقاط جهان خط داده که در این چاکرمنشی و نوکری چیزی کم نگذارند و همه چیز را در راستای این سیاست نوکری مشخص کرده و به همه گوشزد می کند که این همان استراتژی تهاجم سیاسی است و همه ی کارها را به آن سمت حل کنند.