مجاهدین: امریکا گفته شما موقتا تروریست نیستید!
فرقه ی تروریستی رجوی خود بهتر از هر کسی می داند که هدف امریکا از بیرون کشیدن آنها از لیست سیاه چیست و این تشکیلات دقیقا به کلیه ی پروسه های طی شده امریکا روی تولید و از رده خارج کردن سایر باند ها و گروه های تروریستی در جهان ؛ امثال القاعده و طالبان و ریگی و… اشراف دارد و اکنون هم نوبت به خودشان رسیده که مصرف موقتی بشوند و بطور مقطعی از آنها درجهت منافع خودشان بهره بگیرند.
مجاهدین، تروریست خوب!؟
آیا وزارت خارجه ی امریکا قبول دارد که استراتژی و ایدئولوژی اعتقادی فرقه ی رجوی دارای اصالت است یعنی اینکه این استراتژی سمبل ها و شاخص های مادی و ملموسی دارد که اکنون هم دست نخورده است؟ مثل رهبری – آرم – سرود و شعار محوری- تئوری ها و آموزش های روزمره – کتاب های ترور و… آیا مجاهدین ساختار سازماندهی و آموزش های تئوری روزمره ی خود که در امتداد استراتژی تروریستی گذشته هست را اصلاح کرده اند؟
سیلی تاریخ به مجاهدین و سرنوشت محتوم
درحقیقت این دست تکامل است که در ادامه ی سیلی های تاریخ، رجوی را وجه المصالحه کرده و صدام آنها را در سرفصل آتش بس به ایران راند و هل داد تا از شر آنها خلاص شود و در نهایت تتمه ی آنها سوخته و در اشرف تبدیل به فسیل شوند. این سریال سیلی های مکرر تاریخ دیگر برای رجوی عبرت و نقطه عطف نداشت تا سرفصل اشغال عراق و خلع سلاح وشکست استراتژی جنگ آزادیبخش که مستمسک به قدرت صدام بود و اکنون هم اخراج از اشرف و عراق و متلاشی شدن.
مرگ های مشکوک سریالی در فرقه ی رجوی
این قتل ها تنها گوشه ای از جنایات و اقدامات ضد انسانی رجوی است که کمتر کسی توانسته این واقعیت ها را درک کند و به قول معروف جهان خبردار نشد که دراین سالیان سکونت درعراق براعضای گرفتار درچنگال رجوی چه گذشت.حجت ها و فرشادها و آلان ها و خیلی از کسانی که حتی ما و سایرین ندیدند ونشناختند زندگی و عمر وجوانی شان را از آنها گرفتند ومرگی دلخراش را تجربه کردند تا رجوی به اهداف پلید و ضد انسانی خودش دست پیداکند.
پایان تلخ خیانت
سوختن گرد چراغ برق های بی احساس خیابان مصداق حقیقی این طیف از انسانهایی است که فریب ترفند های رجوی ها را خورده اند اما قضیه ی اعتماد و خیانت رهبر و مریدان دردو سرطیف بسا کشنده تر است چون رجوی این اعتمادها را به بستری برای جنایات خود تبدیل و این دسته از آدمها را به وادی و ورطه ی دشمنی و جنگ با واقعیت های موجود و دنیای پیرامون سوق داده است که در حقیقت فرجام و پایان تلخ این خیانت در چشم انداز است.
تلاش خانم فروزنده برای دیدار با برادرش
آن شب سرما خیلی شدید بود ولی تمام خانواده ها که حالا تعدادمان نزدیک به پانزده خانواده شده بود این سرما را تحمل کردند وهمه منتظر جواب بودیم در این فاصله خانواده ها تمام سوغاتی هایی را که از ایران برای بچه هایشان آورده بودند جمع آوری کردند و به پشت درب اصلی آوردند. شوق را در تک تک چشم ها به وضوح می دیدم همه مثل هم ساکت و بی صدا منتظر بچه ها بودیم.
سازمان مجاهدین خلق تروریست بدنیا آمد
دگماتیسم و بسته بودن ایدئولوژی، شالوده ی تشکیلاتی اولیه تولد سازمان مجاهدین است که از روز اول تدوین شده. مجاهدین قبل ازاینکه اصول و قوانین و چهار چوب های تشکیلات خود را مکتوب کنند و قبل از اینکه اعضا و افراد و سمپات های خود را بنام و قیافه بشناسند و از بیوگرافی حقیقی همدیگر آگاه شوند. شروع کردند به شناسایی افراد و مهره ها و عناصری که بایستی ترور کنند
اوج آزادی و دموکراسی درمناسبات مجاهدین
در مناسبات فرقه ی رجوی در یک مقطع برای ظاهر سازی و یا اجبار و از سر استیصال مجبور بود به تعدادی انگشت شمار یک ساعت ملاقات به افراد جهت دیدار با بستگان درجه یک خود که اغلب از اروپا به بغداد آمده بودند می داد البته این ملاقاتها مربوط به افرادی می شد که خانواده های آنها هوادار امکاناتی فرقه رجوی درخارج کشور بودند.سازمان و رهبری بسیار حقوق بشری مجاهدین به قول خودشان برای واکسینه کردن تشکیلات و تضمین امنیت بقیه ی افراد قانونی وضع کرده بود که هر فرد که به ملاقات پدریا مادرش حتی برای یک ساعت و تحت الحفظ گشتاپوی رجوی هم که می روند بایستی ابتدا حکم اخراج بدون تاریخ خود را از طرف سازمان امضا کنند.
اخراج از اشرف؛ باخت استراتژی مجاهدین
اکنون فکر و تفکر و ایدئولوژی و استراتژی تروریستی رجوی دقیقا مصداق واقعی آن تئوری شده و مثال آن استخوان سگ و سیکل تغییر و استحاله را طی می کند ابتدا در اشرف از خلع سلاح تا کنون درآب نمک اکنون هم مدتی در لیبرتی و سپس بایستی هر عضو و کادری به سویی رفته و از چنگ رجوی فرار و درفضای آزاد و دنیای آزاد غرق شده و از شر آن دیو ضد بشر خلاصی یابند و خود را از نجاست استراتژی تروریستی رجوی پاک کنند و این قانون تکاملی شکست استراتژی رجوی را رقم زده است.
خروج از لیست تروریستی به نفع رجوی بود یا به ضررش؟
رجوی وقتی درلیست بود با حربه ای بنام جنگ آزادیبخش از تمامی قوانین و ضوابط کلاسیک حقوقی وانسانی فرار وهمه را دور می زد و برای اعمال ضد بشری خود مشروعیت می گرفت. یکی از قربانیان این عملیات های ساختگی و تروریستی رجوی فردی به نام قربانعلی مزرعه کار بود که در قرارگاهی به نام مروارید واقع درشمال شهر جلولای عراق اجرا شد و نهایتا این سوژه مجروح و جان سالم به دربرد و اکنون به خارج کشور فرار کرده است.
تبریک به دوست عزیزم مهدی فخارزاده
با سلام به دوست عزیزم مهدی، لحظه ای که خبر جدایی ات از سازمان را شنیدم خیلی خوشحال شدم. سالهای اسارت در چنگال فرقه را لحظه به لحظه و خاطرات با تو بودن و رابطه های دوستانه مان را مرور می کردم که حتی با وجود ماموران گشتاپوی رجوی مناسبات دوستانه ی ما خدشه دار نشد بعد از فرارم از سازمان همیشه و درهمه حال برای تو و سایر دوستانمان که ناخواسته و بلاجبار در تشکیلات سازمان زندانی بودید حسرت می خوردم که ای کاش این همه خفقان نبود
آیا ۷۵ میلیون ایرانی هژمونی عده ای تروریست را می پذیرند
رجوی تروریزم درخونش است وبرای رسیدن به قدرت از روز اول حتی به بنیانگذاران فرقه هم رحم نکرده و طبق مستندات موجود آنها را به ساواک شاه فروخت و موجب اعدام آنها شد تا خود به قدرت برسد و هژمونی تشکیلات را به دست بگیرد. رجوی درسرفصل سفر گالیندوپل نماینده ی ویژه ی حقوق بشر به ایران عده ای از خانواده ها و افراد اعزامی خود از خارج کشور و عراق (کمپ اشرف) به ایران اعزام تا درجلو مقر وی در تهران تجمع کرده