مجاهدین و استمالت از امریکا و رسوایی پشت رسوایی
اخبار رسیده حاکی از تمام لایه های تشکیلات فوج های فرار در حال عملیاتی شدن هستند و بحول و قوه الهی شاهد اتفاقات مسرت بخشی از فرو پاشی خواهیم بود. عزیمت داوطلبانه خانواده ها از شهرهای مختلف و گسترش سنگر درب اشرف خواب و آرامش را بر فرماندهان جنایتکار سازمان حرام کرده است.
۱۳ آبان سال ۱۳۵۸ یادآور دورویی مجاهدین در مقابل امپریالیسم
فهیمه اروانی – عباس داوری – مینا و لعیا خیابانی – فتح الله نژاد و…. از مسئولین سازمان واز بچه های تبریز جزو دست اندرکاران تسخیر کنسول گری امریکا در تبریز بودند. جالب اینکه از میان نفرات نامبرده فهیمه اروانی و از مسئولین اول سابق سازمان در اشرف بعد از سرنگونی صدام دیکتاتور برای امریکاییان در مذاکرات فروش اطلاعات حاصل از جاسوسی دم تکان میداد و تلاش داشت دستاوردهای فکری جدید سازمان را که خط همزیستی مسالمت آمیز و سازشکاری با امریکا بود به طرف های امریکایی بفهماند.
تحمل پذیری بالاجبار مجاهدین برای اعضای خواهان جدایی
شنیده ها از نفرات جداشده اخیر حاکی از آنست که سازمان برای عدم خروج نفرات از تشکیلات به هر دری زده و حتی می پذیرد اعضا اعلام بریدگی نموده و فقط فرار نکنند.!! عجب روزهایی را بعد از حکومت صدام حسین جنایتکار شاهد هستیم روزهای وحشتناکی که نفر برای کوچکترین خواسته فردی توی نشست عملیات جاری یا همان بلوای شستشوی مغزی له می شد
قدردانی از حضور خانواده ها در جلوی درب اشرف
شاید باور کردنش برای هر فعال حقوق بشری سخت باشد ولی در هرحال و ناچار شاهد ظلم و تجاوز به حقوق انسانی از سوی گروه و فرقه ای هستیم که با ادعای آلترناتیو بودن به خانواده اعضای متقاضی ملاقات جواب رد می دهد تنی چند از آنان را به یاوه گویی علیه عزیزان خود وا می دارد و درآخرین نمایش مریم ادعا می نماید اینان جاسوسان فرو مایه اند
آقای رجوی از ۲۷ سال پیام دادن در اول مهر ماه خسته نشده ای؟
آری این کج راهه روندگان ماهیتی نزد هیچکس ندارند حتی پیش زندانیان سابق هوادارشان. مگر نه این است که در درسال 1373 همان دانش اموزان ودانشجویان از زندان بیرون امده که به تعداد اندک گذرشان به اردوگاه اشرف افتاده بودند به ظن همکاری باایران بطور جمعی چندماه برای شکنجه برده میشوند. اینجانب به رجوی و عفریته بازی خورده وسران جنایتکار سازمان مجاهدین اعلام می نمایم رنگ شان دیگر حنایی ندارد
رهبران فرقه رجوی و بوی گند فساد اخلاقی
این است شعارهای توخالی رجوی که بالای سن خرج می کرد و یکسری هم فکر می کردند رجوی دنبال آزادی زن مجاهد خلق می باشد و برای آزادی زن قدم می گذارد نه به قول دختر بنی صدر که در کتابخانه یکی از یگانها که هنوز تصفیه نشده بود خواندم که از زبان او نوشته بودند که گفته مسعود یک فرد هوسباز است به همین خاطر من جدا شده ام. اما واقعیت ها به مرور زمان برملا می شود و تشکیلاتی به اصطلاح آهنی با رهبری فاسد و افرادی فرومایه و ملیجک صفت که چشم بر روی همه حقایق بستند، از درون متلاشی می شود.
سخنرانی های رضا اکبری نسب در مقابل درب ورودی اشرف – قسمت دوم
هیچیک از صورت جلسات مربوطه را در ارگانهای رسمی سازمان ملاحظه نکرده ام و درست آنست که جلسه ای در کار نیست تا صورت جلسه ای داشته باشد. تنها واقعیت موجود، تنها صدور فرمان رهبری است که با رنگ و لعاب مذهبی ارائه شده و لازم الاجراست. این شیوه ی رهبری هیچ فرقی با نظام شاهنشاهی نداشته و تنها واژه های” اعلی حضرت”،” والا حضرت”،” ظل اله” و… درشکل” آفتاب تابان”،” انقلاب مریم”،” رئیس جمهور منتخب”،” رهبر عقیدتی” و… بازتولید میشود.
سخنرانی های رضا اکبری نسب در مقابل درب ورودی اشرف – قسمت اول
من رضا اکبری نسب، نصف روزی است که برای ملاقات حضوری، درچند صد متری محل استقرار این عزیزان مستقر بوده و منتظر دیدارشان بودم که ظاهرا تاکنون مقبول نیافتاده ومن چشم انتظار مانده ام.این چهارمین مراجعه ی من به شهر اشرف است که تجربه و تاریخ نشان داده که فرق اساسی با دیگر شهرها دارد. من از مقامات این کشور همسایه برای ورودم به این مکان مجوز لازم را دارم اما عملا نمی توانم از این مجوز خود استفاده کنم. چرا؟
انقلابی که با ازدواج با زن برادر ایدئولوژیکی شروع شود آینده اش اینطور خواهد بود
, مسعود خواسته مریم را از همان روز برآورده کرد و در رده همردیفی خود قرار داد و جانشین خود نمود اما مریم برای براورده کردن خواسته مسعود ناچار شد در درون تشکیلات با حذف یک نیرو و جایگزینی نیروی دیگر کار خود را شروع کند یعنی آنها که تا آن روز در رده مسئولان بالا در تشکیلات فرقه بودند اکثریت مردها بودند و مریم دید که اگر اینها را حذف نکند نمی تواند خواسته مسعود را برآورده کند به همین خاطر انقلاب بند الف و بند”ب” را هر چه سریع تر در مناسبات درونی اعلام نمود
حضور خانواده های آذری مصمم تر از همیشه جلوی اسارتگاه اشرف
خانواده های آذری دفعات قبل کاری کردند که فرقه رجوی دیگر نتوانست بدون موضع گیری باشد. روزهای اول سعی داشت لاپوشانی کند ولی بعد از 15 روز سکوت خود را شکست و شروع به مارک زدن علیه خانواده ها کرد. فکر می کنم اینبار خانواده های این دیار بتوانند چهره دیگری از رهبران فرقه را به جهانیان بشناسانند
فرار مریم رجوی با پرچم سرخ عاشورا گونه
اگر نمی پذیرفتی وارد انقلاب بشوی از سرنوشت خود بی اطلاع بودی و کسانی هم بودند که بطور شبانه معلوم نشد به کجا منتقل شدند و چه سرنوشتی در انتظارشان بود. خلاصه مدتی که در تشکیلات بودم هر چه زمان می گذشت اختناق و فشار بر روی نیروها تحت عنوان انقلاب ایدئولوژیک سخت تر و شدیدتر می شد. البته همه اینها علت خاصی داشت چون زمان بکلی به ضرر سازمان بود و باعث می شد خیلی از مسائل برای نیروها روشن و شفاف شود و بنوعی افراد به ماهیت دروغین سازمان و نفراتش پی می بردند و افراد در تشکیلات به انفعال کشیده می شدند و سازمان بهای این دروغگویی هایش را سنگین می داد لاجرم هر روز تحت نام بندهای انقلاب بحث های ایدئولوژیک می کردند تا هر چه بیشتر افراد را به بند اسارت ذهنی و روحی بکشانند
رجوی از سال ۶۹ در درب اشرف ملاقات ممنوع را زده است
در سال 71 پدرم با یک نفر دیگربه نام آقای نوبهار که فرزند آن هم به نام کریم نوبهار درآن موقع همچون من در دست فرقه رجوی اسیر بوده است و در تبریز با هم آشنا شده بودند دو نفری راهی ترکیه می شوند و در آنجا به دفتر این سازمان با هزار تلاش و زحمت می رسند , وقتی که به داخل دفتر می روند مسئول دفتر از اینها سوال جواب می کند و اینها هر دو در خواست ملاقات در ترکیه با فرزندان خودشان را می کنند اما به آنها جواب رد می دهند و پدرهای پیر و خسته دست بر نمی دارند و حدود 4 روز در جلو دفتر می مانند و آخرسر این پیرمردها را تهدید می کنند که به رژیم ایران می گوییم که اینها می خواهند به ما بپیوندند و اینها دست خالی برمی گردند.