شنبه, ۱۳ تیر , ۱۴۰۵
نامه رضا حمزه ای به عباس گل ریزان 02 تیر 1404

نامه رضا حمزه ای به عباس گل ریزان

عباس جان سلام درست است که شما برادر زن من هستید ولی من شما را برادر خودم می دانم. در هر مناسبتی من شما را یاد می کنم و به خواهرت می گویم ای کاش عباس در بین ما بود و با هم شادی می کردیم. خواهرت آهی می کشد و اشک در چشمانش جمع […]

نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی 01 تیر 1404

نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی

سلام دخترم دخترم شکوه این نامه را برایت می نویسم و می خواهم بدانی که چقدر من دوستت دارم و برای من همان دختر دوست داشتنی هستی. دلم برای روزهایی که در آغوشم بودی تنگ شده است. چه کنم با وضعیت جسمی که دارم فقط توکل به خدا کردم که شما را به من برگرداند. […]

دیدار مسئول انجمن نجات اراک با برادر مصطفی فروغی 31 خرداد 1404

دیدار مسئول انجمن نجات اراک با برادر مصطفی فروغی

هفته گذشته، فواد بصری مسئول انجمن نجات اراک با محمد رضا فروغی برادر مصطفی فر وغی از افراد گرفتار در کمپ آلبانی مجاهدین خلق دیدار و گفتگو کرد. مصطفی فروغی از جمله افرادی است که با فریب عوامل آدم ربای مجاهدین خلق به دام این گروه گرفتار شده و ارتباطش با دنیای آزاد و با […]

برای برادرم حمید رضا نوری که سالهاست ندیدمش 31 خرداد 1404

برای برادرم حمید رضا نوری که سالهاست ندیدمش

حمید رضا برادرم سلام. حالت چطور است؟ خوبی؟ چکار می کنی؟ خبری از شما نیست و این فقط دلتنگی ما نسبت به تو را بیشتر می کند. از وضعیت شما خبری ندارم! خبرهای کمپ آلبانی را دنبال می کنم دلم می خواهد روزی که خبرها را چک می کنم خبر رهایی شما از کمپ آلبانی […]

دیدار فواد بصری مسئول انجمن نجات اراک با خانواده رضا زنگنه 25 خرداد 1404

دیدار فواد بصری مسئول انجمن نجات اراک با خانواده رضا زنگنه

روز سه شنبه 20 خرداد ماه 1404 فواد بصری؛ مسئول انجمن نجات اراک با حسن زنگنه برادر رضا زنگنه از اعضای گرفتار در کمپ آلبانی سازمان مجاهدین خلق دیدار و گفتگو کرد. رضا زنگنه سالها و بلکه دهه هاست که در تشکیلات مجاهدین خلق به سر می برد و بر اساس قوانین ضد انسانی حاکم […]

زندگی آزاد در کنار خانواده در مقابل زندگی اسارت بار در کمپ رجوی 10 خرداد 1404

زندگی آزاد در کنار خانواده در مقابل زندگی اسارت بار در کمپ رجوی

من فواد بصری، سالهای زیادی از عمر و جوانی ام را در تشکیلات مجاهدین خلق سپری کردم. در مناسبات سازمان، تفریح معنایی نداشت. سران فرقه می گفتند تفریح شما را به سمت زندگی طلبی سوق می دهد. پادگان اشرف پارکی داشت به نام مریم. پارک که نه بیشتر شبیه به زباله دان بود. گاهی اوقات […]

برادر حسن نجفی: اگر حسن برگردد نمی گذارم کمبودی احساس کند 31 اردیبهشت 1404

برادر حسن نجفی: اگر حسن برگردد نمی گذارم کمبودی احساس کند

روز یکشنبه 28 اردیبهشت ماه 1404، اعضای انجمن نجات اراک با خانواده حسن نجفی دیدار و گفتگو کردند. حسن نجفی از جمله اعضای سازمان مجاهدین خلق است که سالهاست در اسارت این سازمان به سر می برد و هم اکنون ساکن کمپ بسته اشرف 3 در مانز آلبانی است. او هیچ راه ارتباطی با دنیای […]

نامه عبدالرضا قلعه ای به عباس گل ریزان در کمپ آلبانی 29 اردیبهشت 1404

نامه عبدالرضا قلعه ای به عباس گل ریزان در کمپ آلبانی

عباس جان سلام .خوبی برادر زن عزیزم . برایت آرزوی بهترین ها را دارم. مدت زمان دوری شما از ما طولانی شده است. من و خانواده ات به یاد شما هستیم و دلمان می خواهد هر چه زودتر غیبت شما در بین خانواده را به اتمام برسانی و به آغوش خانواده ات برگردی. من مثل […]

نامه شمس الله نوری به فرزندش حمید رضا نوری در کمپ مانز مجاهدین 24 اردیبهشت 1404

نامه شمس الله نوری به فرزندش حمید رضا نوری در کمپ مانز مجاهدین

حمید رضا پسرم سلام احوالت چطور است؟ خبرداری تا حالا چند تا نامه برایت نوشته ام؟ نه با من تماس می گیری و نه جواب نامه هایم را می دهی. نمی خواهی پدر پیرت را خوشحال کنی؟ بار ها در نامه هایم گفته ام و باز هم می گویم نصیحت پدرت را گوش کن. چشمانت […]

نامه مهین نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی در کمپ اشرف ۳ 22 اردیبهشت 1404

نامه مهین نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی در کمپ اشرف ۳

برادرم محمد جعفر سلام امیدوارم روزگار به کامت باشد. این روزها دلم برای زمانی که با هم بودیم خیلی تنگ شده است و این نامه را برای تو نوشتم. محمد جعفر نمی دانم اصلا به خودت فکر می کنی یا بی خیال خودت شدی؟! محمد جعفر مراقب خودت باش خانواده ات می خواهند تو را […]

نامه حسن زنگنه به برادرش رضا زنگنه در کمپ اشرف ۳ 16 اردیبهشت 1404

نامه حسن زنگنه به برادرش رضا زنگنه در کمپ اشرف ۳

رضا جان سلام خوبی؟ قبلا آن قدر رابطه مان خوب بود که هنوز هم  حس می کنم کنارم هستی. چندین سال از دوری تو گذشت و همچنان در یاد و خاطرم هستی. در قلبم هستی. خبر دارم در کمپ زندگی می کنی ولی خبر از وضعیت خودت ندارم. آنقدر دلتنگت هستم که دلم می خواهد […]

نامه عبدالحسین یگانه به خواهرش طیبه یگانه در کمپ مانز مجاهدین 03 اردیبهشت 1404

نامه عبدالحسین یگانه به خواهرش طیبه یگانه در کمپ مانز مجاهدین

طیبه سلام نمی دانم از کجا شروع کنم! خواهری دارم که چندین سال است ما را رها کرده و رفته و تماسی با من و خانواده اش نمی گیرد. مگر می شود برادر خواهرش را فراموش کند و بالعکس! طیبه جان می دانم در کمپ بسته ای زندگی می کنی. کمپی که دور تا دور […]

blank
blank
blank