سوختگی دوباره رجوی
اکنون با پایان یافتن دوران ریاست جمهوری بوش و روی کار آمدن آقای اوباما بار دیگر تحلیل های رجوی غلط از آب در آمد چرا که طی این سالیان فرقه سعی کرد به آمریکائیها بقبولاند که بجای حمله به عراق باید به ایران حمله می کردند در این راستا یکی از اعضای خود بنام جعفرزاده را در کانال فاکس نیوز جناح جنگ طلب بعنوان مشاور و تحلیلگر مسائل ایران به خدمت ارباب فرستاد تا شاید غرب را متقاعد کند که تا قبل از پایان یافتن ریاست جمهوری بوش به جناح جنگ طلب بگوید که ایران یک تهدید به بالقوه است…
شورای بی محتوا رجوی ها
چرا مریم رجوی و اعوان و انصار شورایی اش از مسئله اصلی و روز فرقه که همان برچیده شدن قرارگاه اشرف و اخراج اعضای آن توسط دولت عراق می باشد، گذشتند و فقط با چند تحریف و تمجید از بیچاره گان اشرف به آن پرداختند و هیچ راه کار عملی را برای خروج یا تعین تکلیف نفرات خود ندادند؟آیا اعضای شورا پذیرفته اند که ایستگاه شرف و مقاومت آنان برچیده شود؟
مصاحبه با هادی شبانی – قسمت پایانی
بعد از تسلیم شدن رجوی نزد آمریکائیها و خلع سلاح ارتش برای همگان روشن شد که رجوی در استراتژی رنگارنگ مسلحانه چندین ساله اش شکست خورده است او که در توجیه عملیات فروغ خود را حسین گونه جلودار ارتش می دانست و می گفت این بار حتما چون امام حسین (ع) حتی یک نفر ما هم به ایران برسد باید این عملیات را انجام دهیم، ولی خودش به سوراخی خزیده که تا کنون کسی از آن اطلاعی ندارد، دیگر چطوری می توان به گفته هایش اعتماد کرد.
مقاومت غزه و رو سیاهی فرقه رجوی
رجوی نیز که روزی افتخار می کرد که در کنار رهبران فلسطینی بر علیه امپریالیسم و دست نشاندگان شان در منطقه می جنگد، امروز مقاومت دلاورانه مردم غزه را در یک جنگ نابرابر در مقابل بزرگترین ارتش تا بن دندان مسلح دنیا، که به قصد تجاوز و اشغال سرزمین پدری شان می باشند، را فقط یک ناآرامی و هرج و مرج اعلام می کند و با اطلاعیه چند خطی که آن هم از طرف خوش نشینان اروپایی به اصطلاح شورای ملی مقاومت بسنده می کند و نعل وارونه می کوبد
خلق قهرمان یا مزدوران رژیم؟
با توجه به امضاء قرارداد امنیتی آمریکا با دولت عراق و تعیین تکلیف حتمی قرارگاه اشرف، خانواده ها نیز به تکاپو افتاده و پیگیر تعیین تکلیف فرزندان خود می باشند. از طرف دیگر موضعگیری مضحک و مسخره مسئوولین مضطرب فرقه در سایتها و رسانه ها و شو های تلویزیونی در خور توجه است. آنان برای توجیه عمل زشت و توهین آمیز با خانواده ها فرزندان اسیر در اشرف را به شوی تلویزیونی خود آورده و آنها را وادار نمودند که پدر و مادر خودشان را مزدور و مهره رژیم بخوانند
مصاحبه با هادی شبانی – قسمت چهاردهم
مسئولین سازمان نیز که فضای داخل قرارگاه را داشتند نیز چنین فکر می کردند که دیگر با دستگیری مریم تشکیلات سازمان نیز فرو می پاشد به همین دلیل به فریب و حیله دیگری دست زدند و دستور دادند که همه نفرات بایستی کتبا درخواست خود سوزی فردی را بدهند که البته برای همه نفرات عضو به بالا امری اجباری از طرف رهبری فرقه بود ولی برای بقیه نفرات امری اختیاری بود…اگر چنانچه فردی علنا حاضر نبود که درخواست کتبی بنویسد به مسئولین تذکر داده می شد که مواظبش باشند و حتی افراد قدیمی سازمان با آنها برخورد می کردند.
از دشمنی با امپریالیست تا خوش خدمتی برای صهیونیست
رجوی، این رهبر فراری فرقه، در نشست های درونی سازمان عنوان می کرد که دو نفر در جهان هستند که دشمن آمریکا میباشند، یکی خودش و دیگری صدام معدوم. ولی بعدا مشخص شد که چگونه برای خوش خدمتی به امپریالیسم سر از آخور آنها در آورد و چگونه در همکاری نزدیک خواهان حمله به ایران شده و به دروغ پردازی علیه سایت های اتمی ایران دست زده است. از آنجائیکه امپریالیسم و صهیونیسم دو بال یک پیکرند نیاز بود که این فرقه حمایت صهیونیست ها را نیز بدست بیاورد. بدین منظور مریم عضدانلو در اولین گام از سفرش به آلمان بیاد قربانیان هولوکاست گریست تا اینگونه نشان دهد که اسرائیل می تواند روی آنها حساب کند
مصاحبه با هادی شبانی – قسمت سیزدهم
بعد از خلع سلاح کلیه نیروهای سازمان در قرارگاه اشرف محصور شدند رجوی که خود نیز از همان موقع متواری شده بود پیامی را برای همه نفرات در قرارگاه داده بود (البته مشخص بود که اصلا پیام از طرف او نبوده چون او متواری بود و مسئولین سازمان خواستند با این کار جلوی فشار نیروها را بگیرند) که اصلا نگران از دست دادن سلاح و مهمات نباشید و اگر لازم باشد از هر کجا که باشد برای شما تهیه خواهم کرد، از ابتدا هم مشخص بود که قصد رفتن به سمت آمریکا را دارد…
رجوی: من غیر قابل درک هستم
در رابطه با تصمیمات یک جانبه رجوی و نابودی سازمان اظهار داشت،کلیه تحلیل های رجوی از سال 64 اشتباه محض بوده است ولی او حتی برای یک بار هم نگفت که من اشتباه کردم و همچنان بر صحت تحلیل هایش پافشاری می کرد و به همین دلیل هم سازمان را به نابودی کشید. او هرگز معتقد به نظرات سایرین نمی باشد.
مصاحبه با هادی شبانی – قسمت دوازدهم
رجوی بعد از مدتی دید که در سازمان کسی اهل کار کردن نیست و به نوعی سر زنان که اکنون همه کاره سازمان شدند مسئله دار هستند به فکر افتاد که جلوی این را بگیرد در مورد عملیات جاری باید گفت که رجوی برای تفتیش اذهان نیروها به این حقه دست زد که نیروها باید روزانه بعد از پایان کار در نشست با مسئوول خودشان کار نکرده خودشان را مطرح کرده و علت این کم کاری باید گفته می شد و مورد انتقاد جمع قرار می گرفت تفاوت این نشست با نشست های زمان قدیم در این بود که اکنون بطور تمام وقت نیروها تحت تفتیش عقیده بودند.
توهم و خیال پردازی رجوی بعد از سقوط صدام
جبهه دیگری که رجوی می خواست از شکاف آن استفاده کند، جلب توجه فرماندهان ارتش آمریکا در عراق بود. او با دادن مهمانی های آنچنانی و جعل خبرهایی مبنی بر دخالت نیرو های ایران در بمب گذاری ها و درگیریهای عراق و…، سعی در فریب افکار آنان داشت، ولی بدلیل خالی بودن دستش از اطلاعات موثق و فاکتور های مشخص نظامی عملا راه به جائی نبرد و همانند سایر ترفند ها، تیرش به سنگ خورد
رجوی و وحشت از تجمع خانواده ها – قسمت دوم
تمامی این جیغ و داد مسئولین فرقه در دستگاههای تبلیغاتی منگول شان ناشی از به هدف خوردن افشاگری بازگشته ها در میان خانواده ها و در این گرده همایی است البته آنها تنها راه مقابله را جنگ تبلیغاتی در رسانه های خود می بینند در لابلای تبلیغات و به اصطلاح افشاگری شوی تلویزیونی بعضا خانواده هایی را که در این تجمعات شرکت داشتند از بسیجیان و مزدوران رژیم نام برده است.