نامه خانواده بزرگمهر به نخست وزیر عراق
خانواده ما سالها از سرنوشت برادران و خواهرم بی خبر بودیم تا اینکه در سالهای اخیر تعدادی از اعضای جداشده از سازمان مجاهدین به ایران بازگشتند که در ملاقاتهایی که با این افراد داشتم متوجه شدم که متاسفانه برادر بزرگم بنام جلیل به علت داشتن تضاد با سازمان روانه زندان داخل پادگان اشرف گردیده که موردشکنجه و آزار و اذیت جسمی و روحی قرار گرفته و برادرم زیر شکنجه های عناصر شکنجه گر سازمان مجاهدین کشته می شود.
امید های برباد رفته و ته خط جنگ
رجوی چند ماه قبل از جنگ اول خلیج و امریکا و عراق و جنگ دوم تابلو کشید و نقاشی های کودکانه رسم کرد و سرمریدانش شیره مالید و گفت که جنگ می شود و صدام از کویت به سمت ایران برمی گردد و آنموقع دیگر مجاهدین پیروز جنگ هستند و شکی در آن نیست.
به بهانه سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین – قسمت دوم
در سال 1382 پلیس فرانسه به مقر مریم رجوی در فرانسه حمله میکند، مریم رجوی به همراه تعدادی دیگر از مسئولین سازمان به جرم پولشویی دستگیر میشوند که در این رابطه سازمان اقدام به موجی از خودسوزی مینماید که بیانگر مناسبات فرقه ای میباشد و منجر به ازادی موقت مریم رجوی و اطرافیانش میگردد ولی پرونده همچنان باز میباشد ضمن اینکه در خرداد ماه 1388 در دور جدید بازجوییها، که شامل احضار و بازجویی از ده نیروی ارشد سازمان از جمله مریم رجوی و ابریشمچی بوده است، قاضی فرانسوی اتهامات گوناگونی درباره فعالیتهای تروریستی در عراق، ایران و ترکیه و پولشویی را به این افراد تفهیم کرده که موجب سردرگمی و شگفتزده شدن سازمان شده است.
سازمان مجاهدین،پلاک شخصی رجوی
رجوی از این فضای پیش آمده استفاده نمود و سازمان و تشکیلات را به ملک شخصی و مایملک شخصی خود تبدیل و نهایتأ پلاک آنرا به نام خود ثبت نموده و این پلاک را به پیشانی خود نصب کرد و حق هرگونه شرکت و دخل و تصرفی را از سایر اعضا و ذی نفع ها سلب نمود. رجوی طی چند دهه افسار و دهنه فرقه اش را آنچنان سفت و محکم گرفت که احدی نتواند نفسی بکشد وادعای شراکت و سهمی از آن داشته باشد. درواقع رجوی سازمان را به انحصار خانواده و طیف بستگان درجه یک نزدیک خود درآورد و طیف کوچک دیگری که نزدیکان ایدئولوژی و تشکیلاتی او بودند را صرفأ جهت خدمت گذاری به دایره اول کنترل فرقه اش راه داد ولا غیر.
به بهانه سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین – قسمت اول
پس از تظاهرات 30 خرداد 1360 سازمان بطور علنی اعلام مبارزه بر علیه جمهوری اسلامی نمود بود اما نتیجه این تظاهرات مسلحانه و ایجاد خشونت در جامعه برای سازمان از بین رفتن تشکیلات شاخه ای و نیروی میلیشیا و پراکنده شدن نفرات پایین و قطع ارتباط آنها بود بعلاوه اینکه امکان فعالیت قانونی وسیاسی را از دست داد درگام بعدسازمان اندیشید
نامه برومند اعظمی به برادر اسیرش در فرقه رجوی
بهمن عزیزم وقتی تو رفتی من خیلی کوچک بودم. آبان ماه سال 89 به زحمت آمدم درب پادگان که ببینمت. از بلندگو صدایت کردم، داد زدم اما نیامدی.شاید نگذاشتند که صدایم را بشنوی. حتمأ از دیگردوستان هم بندرت شنیدی که گفتند بهمن برادرت آمده درب پادگان اشرف دیدنت. چرا نیامدی چرا چرا؟ بهمن عزیزم به خدا قسم هربار که نامت را به زبان می آورم بغزگلویم را پاره می کند و به دور از چشم مادر و سایرین گریه می کنم. بهمن جان خیلی حرفها برای گفتن دارم می گذارم برای وقتی که برگشتی همه را بهت میگم.
رابطه رهبری فرقه رجوی و نیروهایش
رجوی بر این باوراست که یک نیرو وقتی نیروی رجوی است و می شود به آن نیروی مجاهد تمام قد گفت که بدون هیچ حساب و کتابی جان خود را بدهد و حتی اگر در مواجهه با دشمن اگر دشمن حتی او را نکشت و آزادش کرد وظیفه آن نیرو برای اثبات و حفظ آبروی رهبری بایستی دشمن را به جایی برساند که دشمن مجبور به کشتن و اعدام آن نیرو شود تا اینگونه آن عضو مجاهد سربلند و هم جنس رهبری شده باشد.
فراتر از گوانتانامو”گوانتاناموی اشرف رجوی”
اما در نقطه ای دیگر از همین کره خاکی با کمی فاصله از ابوغریب زندان مخوف دیگری به نام قلعه مسعود خان رجوی وجود داشت به نام قلعه اشرف و اینک با تغییر نام به قلعه لیبرتی معروف شده است.در اینجا بهانه ای به نام نیروی خارجی و بیگانه نبود که طعمه خود را به دام اندازد وشکنجه نماید و از آن لذت ببرد و نسبت به ناله و ضجه آن بی احساس باشد. بلکه اینجا رهبری فرقه بود که نیروهای خود را با انواع ترفندها و سناریوهای خطرناک فرقه ای به بند کشیده و تحت مخوف ترین انواع شکنجه ها قرار میدهد و به شکل های پیچیده ای ازآن لذت می برد…
رهبرسازی تاکتیک جدید فرقه ای توسط مقاله نویسان
ایدئولوژی و تاکتیک مریم رجوی این است که مثل تبلیغات اقتصادی در بازار فرنگ و بورژوازی از زنان به عنوان جنس و کالا استفاده کند. در اقتصاد برای تبلیغ هرچیزی عکس زن برهنه ای روی آن کالا یا محصول نصب می گردد و در سیاست و استراتژی هم رجوی همان خط را دنبال می کند و از وجه زنانه برای پیشبرد کار بهره می گیرد آنوقت آن انحراف و بهره برداری استثماری از زن را در چارچوب رشد و بالندگی زن و رسیدن به قلب رهبری توجیه می کند و این مقاله نویسان احمق هم با سرهم کردن خزئبلاتی در صدد انحراف ذهن بدنه تشکیلات فرقه هستند.
این مقاله نویس از نظر تشکیلات بریده است
اکنون این مقاله نویس هم جرأت کرده و تصمیم گرفته همان خط را برود و مقوله دیکتاتوری رهبری در فرقه و ساده لوحی وصداقت بدنه را یک باردیگر جاربزند یک زمانی وقتی رجوی در مقابل این تناقضات نیروهای خودش قرار می گرفت برای تعصبی کردن طیف فالانژ و سرسپردگان خود عکسی که رجوی به آیینه نگاه می کرد و در درون آیینه روباه مکاری را می دید به نشست عمومی آورد و گفت همه باید موضع خود را نسبت به این عکس همین امشب روشن کنند.
آنسوی نامه منتسب به زندانی علی معزی
واقعیت این است که رجوی می خواهد کاری کند که رژیم ایران این زندانیان را اعدام کند و از خدایش است که این اتفاق بیفتد تا ملات تبلیغات برای رجوی مبنی بر اعدام و نقض حقوق بشر چفت و جور شود و از طرفی هم تو سری باشد برای اسیران دربند و بدهکارکردن آنها و اینکه به آنها بگوید آنکه در زندان در چنگ دشمن است مقاومت کرد و سرموضع ماند، شمادیگر نباید غلطی بکنید.
فروغ بی فروغ و چند سئوال از رجوی
دقیقأ رجوی تلویحأ به اعضای فرقه و ارتش خصوصی گفت اجازه او دست صدام است ومرز باز نیست و دیدیم که رجوی در روزآخر و سقوط صدام هم نتوانست به مرزها نزدیک شود. چون فکر می کرد مثل فروغ اول اگر شکست بخورد و بدون اجازه صدام به مرزها زده باشد راه بازگشتی به عمق عراق نخواهد داشت و درآن وسط کاملا نفله می شود.