عملیات کرد کشی وشیعه کشی مجاهدین در عراق – قسمت اول
مسعود ومریم رجوی با شرکت مستقیم در جلسات شورای رهبری و انقلاب عراق در جریان تمامی جزئیات شرایط خطیر قرار گفتند(سخنرانی درونی مسعود رجوی در نشست آذر 69) طبق توجیه رجوی رژیم بعثی از آنجایی که خوب می دانست مورد تهاجم آمریکا قرار می گیرد و مجبور خواهد شد تمامی نیروهایش را به مرز کویت ببرد لذا یک خطر درونی دیگری را از جانب معارضین در چشم انداز بررسی کرده بود. صدام دقیقاً می دانست از شمال و جنوب توسط اکراد و شیعیان در خطر است.
سوالات سیاسی رزمندگان از رهبری فرقه مجاهدین
آقای رجوی استراتژی عراق چه شد مگر نگفتی تمام آن تانک و توپ و تجهیزات و خودرو و امکانات را با پول خودت از صدام خریده ای و سند آنرا هم داری و بقیه هم غنیمت هستند و اصلا ما مزدور صدام نیستیم. پس چرا از حرفت دفاع نکردی و خودت اولین نفری بودی که دررفتی و مارا درعراق سیبل و خاکریزدفاعی کردی؟
آقای رجوی رفتنت معنی استراتژیک پیدا کرد یا نه؟
استراتژی رجوی یعنی درست کردن کرسی و لم دادن زیرآن و حلقه زدن صدها زن دور او… استراتژی از دید رجوی یعنی فراموش کردن تمامی کشته هایی که در اقصا نقاط عراق زیر خاک برده و جا گذاشته است. استراتژی رجوی یعنی بی غیرتی و جازدن و خیانت به همه چیز. اصلا دریک کلام همه بدبخت های مجاهدین که روزی به استراتژی رجوی تکیه کرده بودند خسره الدنیا و الاخره شدند وبرای هیچ وپوچ هرکدام درگوشه ای از خاک عراق دستشان به خون بی گناهان آلوده و خود نیز زیرخاک رفته و فراموش گشته اند.
جاهلیت دراماتیک محصول انقلاب رهبری مجاهدین
رجوی افراد رده دار به لحاظ علم و سواد و شخصیت را دسته بندی و در سیکل مشخص سناریوهایی را برای از محتوا خارج آنها به اجرا در می آورد. مثلا به یاد دارم تعدادی آمده بودند تحت عنوان جدیدالورود از صبح تاشب به آنها گفته می شد چاله بکنند و بدون استراحت و باکمترین مواد غذایی و استراحت و یک دفعه مسئول مستقیم بالای سرآنها به رده بالاتر می گفت که اکنون آنها مثل دیگ جوش دیگر به نقطه انفجار رسیده اند
خود گول زنی به نام دل خوش کنک
اکنون مدت 12 سال است که جمعی به نام فرقه مجاهدین برای یک قطعه عکس کاغذی کف و سوت می زنند و فکر می کنند صاحب این عکس هنوز زنده است و آنها به دنبال وصل و قلاب کردن خود به آن هستند. و متاسفانه با شگردها و ترفندهای تکراری سالیان این هسته مرکزی فرقه است که برای فریب بدنه تشکیلات صدا سازی، عکس سازی و سناریوسازی های نامفهوم و شبهه برانگیز حول این رهبری گم گشته می سازند تا به اسارت این آدمها به عنوان خاکریز دفاعی خود ادامه دهند.
رجوی را بیشتر بشناسیم
به شدت به قول معروف زن ذلیل است مثل رقص رهایی و آن استخر شیشه ای که بعد از سقوط اشرف پیدا شد و افشاگریهایی که خانم سلطانی و سنجابی و بقیه شیرزنان جداشده کردند. به شدت به خیانت و کودتا کردن اعتقاد دارد و به هر هم ردیفی که شک کند او را حذف می کند. مثل اعدام اعضای سازمان در زمان شاه و فقط نجات پیدا کردن رجوی مثل فرار ازایران با چادرزنانه و قربانی کردن موسی و اشرف همسرش. مثل لجن مال کردن مهدی افتخاری و بقیه. مثل بیرون کردن قاسملو وحزب دمکرات از شورا و بعد مارک خیانت زدن. مثل قاپیدن زن ابریشم چی و تقدیم خواهر موسی خیابانی به وی.مثل تغییرلباس زنان در ملاقات با مقامات امریکایی و خریدن سگ و امثالهم. سواستفاده از نام امام حسین و شهدای کربلا
اوج دموکراسی فرقه ای مجاهدین
تازه من فهمیدم که همین دشمن مستقر در درون فرقه همانی است که من برایش شام برده ام” شاپورعبادی” نامبرده جنوبی بود و حدودأ تا آنزمان 10 سالی بود که در تشکیلات تحت هژمونی رجوی عمر تلف کرده بود.درمرکز مربوطه هیچ کس حتی فرماندهان و رده های بالای تشکیلات جرأت نگاه کردن به چشمان او را نداشتند تا چه رسد به اینکه با وی برخورد تشکیلاتی کنند. لذا آن شب فرماندهان می دانستند که کم می آوردند لذا به همه افراد گفتند اگر شما دشمن را در عملیات ببینید نمی روید اول با او مواجهه نزدیک شوید و به چشمانش نگاه کنید و سپس تصمیم بگیرید که چگونه او را بزنید.
درخواست مضحک سلاح برای میلیشیای کهن سال!
مثلا در کلیه عملیاتهایی که توسط سازمان در دوران جنگ انجام می شد قبل از هر عملیاتی منطقه به شدت توسط توپخانه های ارتش عراق آتشباری می شد به طوری که خود رجوی در یکی از نشست ها اذعان کرد که قبل از عملیات موسوم به چلچراغ برای هر متر مربع در منطقه عملیاتی چهار گلوله توپخانه ای شلیک شده و این حجم آتش دیگر آثاری از حیات باقی نمی گذاشت و بعد تصرف منطقه ای با این حجم آتشباری کارسختی نبود. حتی در عملیات موسوم به فروغ (مرصاد) هم آتشباری به حدی بود که تا سرپل ذهاب آثاری از حیات باقی نمانده بود که جلوی ورود نیرویی را بگیرد.
ماجرای پول تو جیبی های مجاهدین
اصلا مقوله پول در فرقه رجوی داستانهایی دارد بدبختانه از آنجایی که افراد مدتهای طولانی پول ندیده اند و در جریان اقتصاد روزمره و داد و ستد و بده بستان پولی جامعه قرار ندارند مانند انسانهای غار نشین و اصحاب کهف ارزش پول را نمی دانند تا بفهمند چه مبلغی زیاد یا کم است و اصلا پولی که توی جیب آنها می گذارند چه مسئله ای از آنها حل می کند. آنها فکر می کرده اند لابد با 200دلار می توانند در اروپا شاهانه زندگی
موضع استیصال رهبری مجاهدین از زبان سخنگوی فرقه
رجوی با دماغ سوختگی تمام از بازپس دهی یک سوم ازسلاح های انفرادی خود که توسط امریکا خلع سلاح شده سخن می گوید ملتمسانه خواستار آن است و می گوید اکنون که امریکا و ملل متحد خطر داعش را جدی و به مجاهدین گوشزد کرده اند لازم است آنها سلاح به مجاهدین دهند تا ببینند چه کسی جرأت حمله به آنهارا دارد. رجوی به دلایلی جرأت نکرده اسم داعش را به زبان بیاورد وگفته ببیند چه کسی جرأت نزدیک شدن به مجاهدین را دارد.
خانواده؛ رعشه مرگ و کابوس مجاهدین
خانواده های آن اسیران هم که اغلب دو دهه از وجود فرزندان و پدران ومادران خود بی خبر بودند فعال شدند و با وصل به این انجمن ها اقدام به تحصن در پشت دیوارهای اشرف کردند که این کار رجوی را ابتدا غافل گیر و مجبور به تن دادن به برخی ملاقات ها با تمامی محدودیت ها کرد. از آنجایی که این ملاقات های محدود باعث جدایی صدها تن شد لذا رجوی درب اسارتگاه را بست و همه خانواده ها را عامل اطلاعات ایران و مزدور معرفی کرد و آنچنان ترس و رعشه ای بر اندامش افتاد که سران ورهبران فرقه به تکاپو افتاده و مرگ خود را در حرکت خانواده دیدند و با تحریک و اجبار اسیران برای سنگ زندن به صورت پدران و مادران خود و به تلویزیون کشاندن آنها برای سرهم کردن چرندیات ضد خانواده راه آنها را برای خروج سد کند.
رجوی شیاد و دروغگوی تاریخ
تاکتیک و استراتژی محروم کردن اسیران توسط رجوی چیز تازه ای نیست این ایدئولوژی و ساختار و سیاق ثابت رهبری فرقه بوده است دادن آدرس و اطلاعات غلط و محروم کردن از واقعیت ها – نقض حقوق بشر به طور روزمره و لحظه مره بوده است و به عنوان مثال: یک نیرو از سال 57 برای رجوی اعلامیه مجاهد فروخته – بعد در درگیری های 30 خرداد و بعد از آن حضور داشتنه بعد به کردستان اعزام شده و از آنجا به کردستان عراق – سالها برای رجوی جنگیده –بعد به ارتش آزادیبخش رجوی ساخته رفته و درتمامی عملیاتها شرکت کرده –در تمامی نشست ها و سرفصل های تغییر فاز فرقه حضوری فعال داشته