حمله انتفاضه شعبانیه عراق به اشرف و تعادل قوای اجتناب ناپذیر
سازمان چرا این ترکیب 100 نفره را با این میانگین سابقه عضویت و سرسپاری در اشرف مستقر کرده بود. بنظر میرسد سازمان در اتخاذ قبول استراتژی انتقال ساکنان به لیبرتی به هدف رابطه زدن با ایالات متحده امریکا و بنوعی موازی کاری و فرمان پذیر نشان دادن تشکیلات بیشتر اهمیت می داد ولی از سویی دیگر هم، سعی داشت بقول خود این قلعه را برای بهره برداری های نامشخص و یا نمایان بعدی برای خود جهت تحت فشار قراردادن دولتهای عراق و ایران نگه دارد.
نامه انجمن نجات استان آذربایجان شرقی به آقای بان کی مون
آقای رئیس سران مجاهدین دوست دارند تمام نفرات در عراق سر به نیست شوند که فردا بعد از خارج شدن دردسر جدیدی برای رهبران این گروه به وجود نیاورند. قبلاً هم گفتیم که این گروه تلاش خواهد کرد خودش را در عراق حفظ کند و این آرزوی رجوی می باشد و در این چند سال هم روشن شده است که خواسته رهبران فرقه چه می باشد اما باید تلاش کنید که نگذاریم رهبران فرقه (سازمان مجاهدین) به هدف خود برسند
مجاهدین و عبور از ۵ مرحله حساس که به همدیگر ربط دارند
امروز اگر چه درعراق امنیت به یک مشکل تبدیل شده است وریشه این هم حضور چند گروه خارجی درعراق است ویکی از آنها گروه تروریستی سازمان مجاهدین است که با حمایت بعضی از بعثی های سابق می خواهد عمر خود را درعراق بیشتر کند ونیروهای تحت امر خود را نیز از عراق می باید خارج می کرد نکرد وفقط برای وقت کشی چند نفر را به خارج اعزام کرده وچند روز پیش دولت عراق رسماً خواسته است که هر چه سریعتر نفرات خود را از اشرف خارج کنند
مصاحبه با آقای سیروس غضنفری درباره درگیری و تخلیه اشرف
ممکن است رجوی درنشست ها این تخلیه را به پیروزی تبدیل کند ودراین زمینه ایشان هنر دارند وچنانکه درعملیات فروغ جاویدان آن شکست را به پیروزی تبدیل کرد اما بعدآً مقصر اصلی شکست، نفرات شدند که با بحث تنگه و توحید همه قبول کردند که ما مقصر هستیم وما بودیم که شکست خوردیم و امروز هم ایشان این را پیروزی می داند ولی چطور در درون تشکیلات می گوید ما پیروز شدیم چون کشته داشتیم
اشرف، سمبل و نماد فرقه رجوی بسته شد
امروز بسته شدن کمپ اشرف پیامی دیگر دارد که مقر یک فرقه به لحاظ استراتژیک، ایدئولوژیک ونماد آن درعراق به پایان رسید و دیگر رهبران این گروه برای احیای آن نماد شعاری ندارند چون دیگر حرفی برای گفتن ندارند چنانکه قبل از تعطیلی این پایگاه، رهبران فرقه تلاش می کردند بگویند که ما را از لیبرتی به اشرف برگردانید ومی خواستند برای حفظ خود آن نماد را حفظ کنند وبتواند آن تشکیلات شکست خورده را درآینده مجدداً احیا کنند ولی امروز دیگر همان رهبران آن شعار را با خود به گور بردند
ضربه سهمگین و عملیات فروغ
این عملیات نشان داد حتی سازمان با وجود دو روز برخورداری کامل از توپخانه ارتش عراق برای جلو راندن ادوات سازمان در جاده , توانایی حداقلی حتی برای مقابله هرفرد مسلح اش در قبال یک نفر از افراد ارتش ایران را هم ندارد. این حرف را به این جهت گفتم که مسعود رجوی در اسفند 81 در سالن اجتماعات مطرح می کرد ما باید هر فرد مان 250 نفر ارتش ایران را در مقابله فروغ 2 به زمین بزند؟!!!.
عملیات فروغ جاویدان و نشست های توجیهی آن
اما چراهای نشست که هرگز جواب داده نشد و هرگز هم سران این گروه جواب نخواهند داد: مسعود رجوی در آن زمان هم بین دو چیز مانده بود و در سر داشت بعد از آتش بس کاری کند که از دست نیروهای ناراضی خلاص شود وآن نیروها که علناً مخالف رجوی بودند مثل علی زرکش ؛ باید کاری می کرد تا آن مخالف ها خاموش شوند وهمان کار را کرد ودرهمان میدان علی زرکش کشته می شود آن هم به دست خودی و این نشانگر یک واقعیت بود باید رجوی تمام نفرات را به صحنه می فرستاد تا کشته شوند
تبریک به دوست قدیمی ام علی اردلانی
تبریک بعدی به خود علی است که امروز خودش را از آن غل و زنجیر ساخته ذهنی که سالها آن را درآن اسارتگاه نگه داشته آن را پاره کرده وخودش را نجات داده است. اما علی آن زمان که باهم برای رهایی صحبت می کردیم و قرار گذاشتیم که آن نامه را امضاء نکنیم واز دست مجاهدین خلاص شویم از آن تاریخ حدود 9سال می گذرد ویادم است که درآن زمان پدر و مادرت و همچنین برادر کوچک ات برای دیدن تو به عراق آمده بودند
اشاراتی به نتایج نامه آقای ایرج مصداقی
آیا برای این اظهار ایرج مصداقی که می گوید:” شما (رجوی) ترجیح میدهید فرد جداشده از سازمان که منتقد شما گشته به رژیم بپیوندد تا موضع ضد رژیم اتخاذ نماید” چه جوابی دارید؟ آیا به جز این است که تاکنون و علی الخصوص بعد از حضورتان در عراق (سال 1365) نتوانستید به رغم ادعاهای واهی پیروزی در نبردهای کوچک و بی حاصل مرزی تان به خود بقبولانید که می بایست شما نیز باید خود را و رفتارسیاسی سازمان تحت هژمونی خود را به نقد بکشانید.
مصداقی و حیاتی نوین
آقای ایرج مصداقی چنین می نمایاند که گویا آقای رجوی بر اساس انتقادات منطقی ایشان به خود آمده!! و به تلنگر وجدانی ایشان نهایتاً جواب مثبت خواهند داد!؟ واقعاً چنین چیزی مگر شدنی است آنهم از شخص مسعود رجوی که نفر دوم سازمان یعنی علی زرکش را با چنان تحقیر و اسارت و بایکوتی نهایتاً در عملیات فروغ ناکار کرد، یا فرمانده فتح الله را به چنان شرایطی رساند که در سال 82 در نزدیکی قرارگاه 11 در بنگال فلزی بخوابد و در کنار آن به زمین کشاورزی 100 متر مربعی خود با آن حال و هوای پیری و روانی رسیدگی کند.
گذری به نامه ۲۳۰ صفحه ای ایرج مصداقی به مسعود رجوی
اردیبهشت ماه امسال فضای تشکیلاتی سمپات های سازمان تروریستی مجاهدین به یکدفعه با بیرونی شدن نامه انتقادی 230 صفحه ای فردی بنام ایرج مصداقی از زندانیان سیاسی دهه 60 که ده سال از عمر خود را در زندان سپری نموده است، بهم خورد. چند ساعت بعد از انتشار آن همه هواداران سازمان در اروپا و در صفحات فیس بوکی خود به یکباره ایشان را عامل وزارت اطلاعات قلمداد نموده و در چرخشی باور نکردنی اعلام نمودند که از قبل می دانستند سرانجام این نادم و تواب قبلی سازمان این چنین خواهد شد!!؟
سی خرداد، نماد سرانجامی غم انگیز
نتایج چنین رویکردی برای فرقه مجاهدین از آن زمان تا کنون همواره منفی و نکوهیده شده از سوی جوامع سیاسی کشور و حتی بین المللی بوده است. وقوع چنین اقدامات نظامی در آن سالها، زمانی صورت می گرفت که میهن عزیزمان از سوی دشمن خارجی، دولت صدام حسین مورد تعرض و تجاوز قرار گرفته بود.