نامه ابوالفضل اشتری به برادرش حمید اشتری در فرقه رجوی
حمید جان سلام ، احوال شما؟ خوبی؟ سلامتی؟ خبری از شما نیست و ما چندین سال است خبری از شما نداریم. دلم برای شما تنگ شده است. چندین سال است از شما نامه ای بدست ما نرسیده و تماسی با ما نگرفته ای! واقعا این چه کاری بود با خودت کردی؟! می دانی دوستان قدیمی […]
خاطره ای از ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ و شیادی سران فرقه رجوی
دستگیری مریم رجوی در 17 ژوئن عجب داستانی بود! تازه از پراکندگی برگشته بودیم و من در مقر چرخ می زدم که دیدم سران فرقه نرمال نیستند. از این اتاق به آن اتاق در حال دویدن هستند. با خودم گفتم حتما خبری شده! بعد از ظهر همان روز به همه افراد مقر از طریق بلندگو […]
نامه مرتضی بلالی به برادرش رضا بلالی در فرقه رجوی
رضا جان سلام ، حالت چطور است؟ چندین سال است ما را گذاشتی و رفتی و سراغی از ما نمی گیری! ویروس کرونا در مقری که زندگی می کنی شیوع پیدا کرده و خبر دارم از ناحیه کمر و گردن مشکل داری و نمی دانم به لحاظ جسمی در چه وضعیتی هستی؟! تا بحال تماسی […]
نامه مجتبی حسینی به عمویش سید محمد حسینی در فرقه رجوی
عمو جان سلام ، امیدوارم حالت خوب باشد. من می دانم وضعیت جسمی خوبی نداری. همه ما نگران شما هستیم. راهی را پیدا نمی کنیم که بتوانیم با شما تماس و یا دیداری داشته باشیم. شما هم ارتباطی با ما برقرار نمی کنید که از بابت شما خیالمان راحت شود. سن شما بالا رفته و […]
تمام مقرها مورد اصابت موشک قرار گرفتند اما …
قبل از شروع جنگ و سرنگونی صدام، رجوی در آخرین نشست گفت اگر جنگ شد و یکی از مقرهای ما توسط آمریکا بمباران شد یا مورد اصابت موشک قرار گرفت، به سمت ایران حرکت می کنیم و ستاد فرماندهی هم در کنار شما خواهد بود و شما را فرماندهی می کند! تحلیل رجوی این بود […]
مصطفی جان هیچ مادری جگرگوشه اش را فراموش نمی کند
مصطفی جان سلام، هیچ مادری جگر گوشه اش را فراموش نمی کند . مصطفی خیلی دلم برای شما تنگ شده. دلم می خواهد صدایت به گوشم برسد. تماسی با من بگیر دلم را شاد کن. من چقدر بایستی صبر کنم؟! شما اولاد من هستید. من همش دعا می کنم که هر چه زودتر پیش من […]
خاطره ای از نام نویسی در ارتش موسسان چهارم مسعود رجوی
– آقای بصری با سلام خدمت شما. باز رجوی پیام داد و ما کنجکاو شدیم. رجوی در پیامش گفته موسسان پنجم را از 30 خرداد 1400 اعلام می کنم . من هم خدمت شما سلام عرض می کنم. رجوی سرفصل های مشخصی برای خودش دارد. اگر یادتان باشد سال 1374 فیل موسسان را هوا کرد. […]
بیا و دنیای آزاد را تجربه کن
محمد جعفر سلام، امیدوارم که خوب باشی. من ماندم که چرا با ما تماسی برقرار نمی کنی؟ تماسی با خانواده ات بگیر و ما را از نگرانی در بیار. پدر و مادر نگران تو هستند. یک ذره به فکر پدر و مادرت باش. آنها نگران تو هستند. از خودت سئوال کردی بعد از چندین سال […]
تجربه ی من از ” نشست رها شدن از محفل “
قبلا گفته بودم رجوی در سال 1380 نشستی در مقر مخوف باقرزاده راه انداخت، بنام “طعمه”! جدا شدگان خوب یادشان است. یک روز در مقر باقرزاده به من ابلاغ کردند که فلان ساعت در سالن میله ای باش با شما کار دارند. در لحظه ذهنم درگیر شد که با من چکار دارند من هم سر […]
نامه عزیز الله رستمی به برادرش داریوش رستمی در فرقه رجوی
داریوش سلام ، هر موقع دلم برای شما تنگ می شود تنها راهی که دارم این است که نامه ای برای شما می نویسم و تا حدودی دل تنگیم نسبت به شما کمتر می شود. من خبری از وضعیت جسمی شما ندارم و نمی دانم در چه وضعیتی هستی؟! چند سال است که هیچ تماسی […]
نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در فرقه رجوی
حسن جان سلام امیدوارم حالت خوب باشد. مدتی قبل تماسی با خانواده خود گرفتی و با من صحبتی نکردی! من وابسته به کسی نیستم، من دنبال این هستم که تو را آزاد کنم و هدفی غیر از این ندارم . من مشغول زندگی خودم هستم و کسی با من کاری ندارد. زمانی که در عراق […]
حمید رضا خودت را نجات بده خانواده منتظرت هستند
سلام، حمید رضا حالت خوب است؟ مورخ 9/اردیبهشت/ 1400 مقاله ای در سایت از خدا بی خبران ( فرقه رجوی ) نوشته بودی که عکست را مشاهده کردم متاثر شدم! چهره ات خیلی شکسته شده است. چهره ات نشان می دهد در محلی که زندگی می کنی زیر فشار هستی. این همه سال چکار کردی […]