مادران، قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت بیست و شش
خانم بطول سلطانی سال های طولانیست که رنج دوری از فرزندش را به دوش می کشد. اکبر بدون هیچ امکان تماس و یا ارتباط با خانواده اش تحت سلطه ی فرقه رجوی به سر می برد.
برداشت آنتوان گسلر از فرقه تروریستی رجوی
به عقیده من، سازمان مجاهدین خلق را فقط با فرقه تروریستی ارتش سرخ ژاپن می توان مقایسه کرد که افراد خود را به محض پیدایش کمترین اختلاف نظر ایدئولوژیک به قتل می رساند. جالب است بدانید، پلیس ژاپن موفق به شکست ارتش سرخ نشد بلکه آن ها خودشان یکدیگر را کشتند.
فرازی از کتاب”خداوند اشرف از ظهور تا سقوط” – قسمت اول
به عبارتی ایدئولوژی رجوی تحت نام «اسلام انقلابی» با دکترین انقلاب ایدئولوژیک با هفت بند آن تعریف شده که ثمره نهایی آن «گوهران بی بدلیل مجاهد خلق» است، که برای رجوی استفاده دوگانه دارد
مادران، قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت بیست و پنج
خوب می دانم که دوری از خانواده چقدر برایت سخت و طاقت فرساست؛ خوب می دانم که با خواندن این نامه اکنون تو را دلتنگ تر از قبل می کنم اما اگر نگران حال مادر پیرت هستی باید بگویم که چند وقتی است بیمارم. بیماری که علتش دوری از تو است.
خزان مرتضی بهشتی در ۱۹ فروردین ۱۳۹۰
خانم نرگس بهشتی سال ها تلاش کرد تا با دو برادر خود ملاقات کند و از هیچ کوششی برای رهایی آنان از اسارت فرقه رجوی دریغ نورزید؛ ولی سران فرقه بی رحم رجوی مانع ملاقات برادران بهشتی با خانواده شان شدند. فرقه رجوی با به کشتن دادن مرتضی بهشتی در 19 فروردین 1390، داغی بر دل این خانواده چشم انتظار گذاشت که رنج قربانی شدن مرتضی فقط با مجازات مسعود رجوی و عمالش، تسکین می یابد.
مادران، قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت بیست و چهار
مادر منصور فدایی گوهری می گوید:”فرزندم در جنگ اسیر شد و اکنون سال هاست که در اسارت فرقه تبهکار رجوی می باشد. به دفعات برای دیدار، ملاقات حضوری و رهایی منصور از تشکیلات مافیایی رجوی به عراق نا امن سفر کردیم ولیکن هر بار از ملاقات با منصور منع شدیم
نامه جمعی از مادران به رئیس کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان
احتراما به عرض می رسانیم همانطور که اطلاع دارید، سازمان مجاهدین خلق اجازه ارتباط اعضای خود با خانواده هایشان را نمی دهد و این موضوع درد و رنج طاقت فرسائی را بر دوش ما مادران تحمیل کرده است.
مادران، قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت بیست و سه
خانم سلطان لطفی مادر محمدعلی تنها یک بار در اواخر سال ۱۳۸۲ به همراه پسر دیگرش موفق به دیدار محمد علی در اردوگاه اشرف گردید و این دیدار آخرین دیدار مادر با فرزندش در دیار غربت بود که مادر در لحظه دیدار از شوق اشتیاق بیهوش شد. این مادر دلسوخته در مرداد ماه سال ۱۳۹۰ به رحمت ایزدی پیوست.
مجاهدین در دفاع مقدس – قسمت آخر
مجاهدین از تلاش برای ایجاد نفاق و جذب نیرو و خدشه دار کردن آبروی جمهوری اسلامی و تبلیغات علیه ایران دست برنمی داشتند. آنها مانند یک سال پیش هم که اسرا زیر سختترین مجازاتها و در آن شرایط بسیار بد به سر میبردند، با این افکار که اکنون ایرانیها در اثر فشارهای سخت عراقیها حاضر خواهند شد به مجاهدین بپیوندند، وارد اردوگاه شده بودند و با تبلیغات واهی سعی میکردند عده ای را با خود ببرند.
مادران، قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت بیست و دو
آیا این بود اسلام ناب محمدی شما؟ خودتان سه بار ازدواج کردید، بچه دار شدید و بچه ها را از نعمت مادر شدن و پدر شدن محروم کردید. کجای اسلام، طلاق اجباری و مصلحتی نوشته شده حتماٌ این تنها در اسلام خود درآوردی شما هست. تو که رهبر هستی و پیشرو بودی اول باید خودت زنت را طلاق می دادی و… دلم پر است و گفتنی زیاد. خودتان رفتید در یک مملکت آزاد. راحت برای خودتان زندگی دارید و بچه ها را اینجا دم تیغ گذاشتید و هر روز دستوری می دهید: امروز اعتصاب کنید.
مجاهدین در دفاع مقدس – قسمت چهارم
بعدها متوجه شدیم اگر ما سالم وارد ایران می شدیم، عملیات عراقیها پایان یافته بود و بعد از ظهر آن روز بازمی گشتند. زیرا عملیات مرصاد علیه مجاهدین از سوی دلاوران ارتش و سپاه از تنگه ی چهارزبر به سوی مرز بین المللی آغاز شده بود و ما می توانستیم کشته شدگان وآوارگان نیروهای عراقی و مجاهد را با چشم خود ببینیم.
مجاهدین در دفاع مقدس – قسمت سوم
تعداد اسرا درآن مکان بسیار بود. عراقیها به ایرانیها اجازه ی استفاده از دستشویی را نمی دادند. خیلی از همرزمان بیماری ریوی گرفته بودند. آنها هفت روز در آن شرایط نگهداری می شدند. از غذا خبری نبود. همه از گرسنگی بیحال و بی رمق در گوشه ای افتاده بودند. بوی لجن و ادرار و مدفوع همه جا پیچیده بود، به طوریکه قسمت زیادی از سوله به عنوان دستشویی استفاده می کردیم و هنگامی که در سوله را بازمی کردند، اسرا به درها هجوم می بردند