شستشوی مغزی و تکرار حرفهای بی محتوا و پوچ افراد در فرقه
رجوی که وقاهت را به حد کمال رسانده یادش رفته تروریست های شرق کشور ایران را مبارز می نامد و همکاری طولانی با این تروریست ها در منطقه سیستان و بلوچستان داشته و اکنون با کشته شدن آنان وی نام شهید!! بر روی آنان می گذارد و یا وقتی نیروهای داعش به عراق حمله کرده و مردم را به گلوله می بستند و می کشتند به عنوان عشایر انقلابی از آنان حمایت کرد و یا تخریب اماکن متبرکه در سوریه توسط داعش و سکوت رجوی ها و دعوت کردن تروریست های سوریه به اسم ارتش آزاد!! به مجالس مریم در اور و… آیا اینها نشانه حمایت از تروریست ها نیست؟ این هم نوع دیگری از دریدگی رجوی هاست.
مفت خوری فقط شایسته خود رجوی ها می باشد
در مورد نویسنده این مقاله هم باید اظهار داشت با توجه به شناختی که از وی در درون فرقه دارم وی فردی به غایت مفت خور در درون تشکیلات بوده که البته نام این مقاله به واقع خوب انتخاب نموده است. او که همیشه به مجیز گویی برای رجوی شیاد معروف بوده و هیچ وقت حاضر نبود تن به کار دهد همانند سایر مسئولین سازمان که فقط به حرف زدن بسنده می کردند و این زیر دستان آنان بودند که باید کار می کردند و حرفشان را گوش می دادند و آنان فقط کارشان تعریف و تمجید از انقلاب طلاق مریم بوده است و این گونه اعضا در درون سازمان به افراد مفت خور معروف بودند و عملا نیروها در حرفهای درونی شان عنوان می کردند و حاضر نبودند که با آنان حرف بزنند.
آقای رجوی وقاحت هم حدی دارد، کدام تلفن، کدام ایمیل!!
از اغراق و پز توخالی در کردن رجوی ها و از اینکه سندی که مدعی رو کردن آن هستند مربوط به یک سال و نیم پیش است اگر بگذریم، می ماند وقاحت رجوی ها که واقعا بی حد است و در کتاب «گینس» باید بعنوان «وقیح ترین جنایتکاران تاریخ» نام آنان را ثبت کرد. یک ضرب المثل قدیمی است که می گوید « من می گم نره این می گه بدوش » حالا شده حکایت رجوی ها و وسایل ارتباطی.
خطر فروپاشی و اجلاس میاندوره ای شورا
فرقه رجوی مدعی شد که شورای باصطلاح مقاومت در روزهای 12 و 13 مهر اجلاس میاندوره ای داشته و در اطلاعیه مربوط به این اجلاس، بعد از کلی آسمان و ریسمان بافتن و نوشتن حرف ها و شعارهای دروغ و تکراری در مورد پیروزی و پیشرفت خودشان، در قسمت انتهایی، به موضوع افزودن یک ماده به آیین نامه داخلی شورا که مربوط به استعفا از آن می باشد پرداخته است.
اعتراض اسیران فرقه در لیبرتی به فرار رجوی ها
فرقه رجوی مدعی شد که شورای باصطلاح مقاومت در روزهای 12 و 13 مهر اجلاس میاندوره ای داشته و در اطلاعیه مربوط به این اجلاس، بعد از کلی آسمان و ریسمان بافتن و نوشتن حرف ها و شعارهای دروغ و تکراری در مورد پیروزی و پیشرفت خودشان، در قسمت انتهایی، به موضوع افزودن یک ماده به آیین نامه داخلی شورا که مربوط به استعفا از آن می باشد پرداخته است.
یکی از دلایل ریزش زنجیره ای اعضای منتصب شورا
مسعود رجوی علت همه ی این جدا شدن ها را بگونه ی مسخره ای به دور ماندن از غرایز جنسی نسبت می دهد که اگر فروید هم بود خنده اش می گرفت.نظر مشترک قریب به اتفاق جدا شدگان عزیزدر این مورد, نادیده گرفته شدن اخلاق در مناسبات از طرف رهبر عقیدتی سازمان بوده است.
مقایسه حرفهای تکراری و تهوع آور مریم قجر در جلسات شورا
مریم قجر برای جمع و جور کردن افتضاح جدا شدن سه تن از اعضای به اصطلاح شورای ملی مقاومت، آنان را جمع کرده تا شاید بتواند جلوی جدا شدن تعداد دیگری از اعضای نگون بخت را بگیرد وی به خوبی می دانست که برگزاری نشست های آنچنانی اشرف برای اعضای شورا جواب ندارد تا جلوی ریزش را بگیرد سعی کرد تا با تصویب یک بند به مصوبات شورا این جدا شدن را رنگ آبرومندانه بدهد
دزدی از مردم عراق تا دزدیدن دسته گل از قبرستان اور!!
البته مسئله دزدی در سازمان از دیر باز مورد قبول خود تشکیلات بوده و عملا نفرات در خارج از کشور به این کار می پرداختند و به این کار کثیف هم افتخار می کردند چون همین نفرات وقتی به عراق می آمدند با آب و تاب این دزدی های خود را تعریف می کردند و انگار پیروزی بزرگی برای سازمان به ارمغان می آوردند این مسئله یعنی اوج بی شرمی و بی حیایی، ولی مسئولین این کار کثیف را توجیه می کردند.
اجلاس میاندوره ای یا نشست عملیات جاری؟
مریم قجر فکر کرده می تواند با الگو برداری از مناسبات سازمان، اجلاس شورا را با قوانین و آئین نامه های دگم و خشک و قشری، تحت سیطره و کنترل خود در آورد. وی در واقع میخواهد ترسی را ایجاد کند تا دیگران از اقدام افراد مستعفی تاسی نجویند و گریز نزنند. واقعیت این است گاهی وقتها ضربه آنقدر کاری است که رجوی ها حتی در تصمیم گیریها و برنامه ریزیها و بالاتر از آن در خط و استراتژیک هم دچار اشکال و اعوجاج می شوند.
افشاگری رجوی ها علیه اکاذیب خودشان!
رجوی ها که خود از صحنه عراق فرار کرده و یکی در سوراخ موش و دیگری در اروپا در مهمانی های مجلل اوقات خود را در همنشینی با غربی ها می گذراند، هیچگاه نگران نفرات لیبرتی نبوده و نیستند بلکه خود عامل اصلی ماندن آنها در عراق و به کشتن دادن آنها می باشند، اما با حیله گری می خواهند دو جای خوری کرده و بر اساس سیاق ثابت شان هم با دادن آن اطلاعیه ها مظلوم نمایی کرده و جنایات خود را بپوشانند و دیگران را مقصر جلوه بدهند و هم از سوی دیگر با نمایش این برنامه ها اینگونه جلوه دهند که نفرات شان در لیبرتی بدون مشکل هستند و افشاگری ها علیه مناسبات فرقه ای و وضعیت افراد فرقه در عراق دروغ است.
مواضع مشترک مریم قجر و نتانیاهو
همکاری و هم نوایی سران فرقه با نخست وزیر غاصب اسرائیل اکنون برای همه روشن شده است در مورد مسئله هسته ای ایران فقط این دو نفر هستند که ساز مخالف می زنند و خواهان نابودی تاسیسات هسته ای ایران هستند. نخست وزیر اسرائیل در سخنرانی خود در سازمان ملل ادعا می کند که تاسیسات هسته ای ایران خطرناکتر از داعش می باشد ادعایی مسخره که فقط سران فرقه را خوشحال می کند.
من آن زیری هستم!!!!
اگر به حرکت های فرقه در سنوات گذشته نگاهی بیندازیم می بینیم همواره همه تصمیم گیری ها از سر خودخواهی و جاه طلبی وی بوده است. مثل 30 خرداد با آغاز جنگ مسلحانه، فرار از تهران به پاریس، انقلاب ایدئولوژیک و طلاق اجباری و بعد رفتن به عراق و همراهی با صدام که به قول خودش تنها دوست و شریک استراتژیک