مجاهدین؛ وطن فروشان حرفه ای
پوچی ادعای داشتن نفوذی و هوادار در داخل کشور از بعد از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری ایران کاملا برای رسانه ها و مجامع بین المللی و مردم ایران روشن شده است، که مجاهدین به همراه همه دنبالچه های شورایی و… آن نتوانستند حتی چند نفر را در صف تظاهرات و تجمعات بعد از انتخابات جمع آوری کنند و همیشه در چند فاز عقب تر فقط به صدور اطلاعیه و پیام های ضد و نقیض رهبری خود اکتفا می کردند، که البته این موضوع نیز برای تمامی رسانه ها و سایت ها و همه کسانی که اعتراضات انتخابات ایران را دنبال می نمودند کاملا واضح می باشد که بعضا حتی سایت ها و تلویزیون های فارسی زبان غربی نیز به آن اعتراف و با درج و پخش به تحلیل موضوع پرداختند
از سرود نبرد با آمریکا تا کاسه لیسی آمریکاییها
رجوی حتی برای کتمان بسیاری حقایق از چشم خود آمریکایی ها، دستور داد تا تمام کتب و نشریات سازمانی که در آنها کلماتی بر علیه آمریکایی ها بود را در اشرف بسوزانند تا او بتواند راحتتر مجیز آنها را بگوید.البته این اولین باری نیست که آنها چنین دوگانه عمل می کنند. اگر به اطلاعیه های سازمان بعد از شروع جنگ صدام علیه ایران مراجعه کنید، خواهید دید که در یکی از آنها سازمان به شدت علیه دولت عراق موضع گرفت
اعتصاب غذای رجوئیها در اشرف پر!
رجوی که خود بیشتر از همگان واقف بر اعتصاب دروغین بود و خوب می دانست که باور تحمل گرمای 55 درجه مرداد صحرای عراق توسط نفرات اشرفش برای همگان غیر ممکن است، از سر استیصال و بیچارگی باز هم بر بطالت و خواسته هایش اصرار ورزید. ولی علی رغم تبلیغات دروغین بر وخامت اوضاع اعتصابیون و دادن گزارشات کذب و عکس های افراد در حال اغما بالاخره در رسوائی کامل در پنجاه و چندمین روز از اعتصاب فتیله آنرا پایین کشید
شوی مسخره اعتصاب غذا ی رجوی ها
بعد از سقوط و کنترل اشرف توسط پلیس عراق رجوی که دیگر دستش از همه جا کوتاه شده بود و نمی توانست از هیچ حربه ای همچون به آتش کشیدن افراد در جریان دستگیری مریم توسط پلیس فرانسه سوء استفاده کند. با دادن پیام، دستور اعتصاب غذای نیروهای نگون بخت در اشرف را داد که البته راهی غیر از این برای رهبری فرقه متصور نبود.
افراد اسیر در اشرف، برگی برای تبلیغات فرقه ای
اگر افراد اسیر فرقه کشته شوند، قهرمان شده و تمام سالیانی که با فرقه بودند جزء سابقه مبارزاتی آنان محسوب شده و به این ترتیب فرقه با تبلیغ حول فرد یا افراد کشته شده، چنین وانمود می کند که کماکان نیرو داشته و از طرف دیگر با پیش کشیدن پای حکومت ایران یک موج تبلیغاتی نیز بر علیه آنان ایجاد خواهد کرد و افرادی که تصمیم به خروج از فرقه گرفته و بخواهند در شرایطی آزاد برای آینده خود تصمیم بگیرند بلافاصله بریده و مزدور حکومت ایران شده
هوچی گری و اعتصاب غذای رجوی ها
مریم رجوی در پاریس تلاش دارد با هیاهو و فریب و تحریک احساسات مجامع حقوق بشری اوضاع اعتصابیون را وخیم جلوه دهد و با اطلاعیه های دروغین و با ذکر اسامی و نفرات اعتصابی مسئله را جدی وانمود نماید. اما امروز بعد از یک ماه نیم روز شماری اعتصاب دروغین اشرفیان در سایت ها و…فرقه، شاهد دست رد زدن افراد اشرف به این خواسته رجوی (اعتصاب غذا گسترده) هستیم و مریم عضدانلو در رسوایی بزرگ برای خالی نبودن عریضه و جلوگیری از رسوایی بیشتر، با مستمسک قرار دادن ضعف های اعتصابیون (مانند بیماری قلبی، مشکل بینایی، ضعف های جسمی و…) در اشرف شده است که با صدور اطلاعیه و.. در صدد رفع و رجوع این رسوایی هستند.
از پدر خوانده مافیایی تا مادر خوانده فرقه ای رجویها
عملکرد زنان در این باند همانند عملکرد زنان در مناسبات فرقه می باشد به عنوان مثال آنان هم برای ارتقا به سطح رهبری می بایست به درجاتی از شقاوت و خشونت و شکنجه گری و عقده ای بودن و حتی آدم کشی برسند و به قول سایت بی بی سی باید از به اصطلاح سقف شیشه ای عبور کنند تا به عنوان مادر خوانده های این باند شناخته شوند ولی در مناسبات فرقه رجوی زنان باید سه طلاقه کرده و به عقد مسعود در آیند و پس از آن به مدار شورای رهبری برسند تا دیگر راه بازگشتی برایشان وجود نداشته باشد.
افطاری مجاهدین از اشرف تا اوور
دادن افطاری مانند قبل در قرارگاه اشرف فقط برای بدست آوردن حمایت از خودتان بوده است. بهتر بود برای همدردی با اشرف نشانان مقداری وضعیت ظاهری را حفظ می کردید. دادن افطاری به نظامیان عراقی صدام و دعوت کردن شیخ های طرفدار صدام و پر کردن شکم این سربازان فقط برای این بوده است که روزی اینها بدرد شما بخورند که البته صدام زودتر سرنگون شده و این آرزوی شما به گور رفته و اکنون همین مردم خالص هستند که برای بیرون کردن شما دست به تظاهرات می زنند. پر کردن شکم آنها هم کاری از پیش نبرد.
خانم سلمه امیر علی پور: مجاهدین قصد اخاذی از ما را داشتند
ناامیدی او از پدرم باعث شد که به طرف من بیاید تا با برقراری رابطه تلفنی به من فشار آورده تا پدر را متقاعد کنم که سهم او را برایش بفرستد عدم توجه به درخواست او اندک اندک او را عصبانی کرد و شروع به اتهام زنی و همکاری خانواده مان با رژیم می کرد او در آخرین تماس که کاملا از دریافت کمک و سهم الارث ناامید شده بود خیلی عصبانی شد و با جیغ و داد می گفت که چرا با انجمن نجات همکاری می کنید چرا اسم تو در سایت انجمن نجات و در لیست درخواست ملاقات و کمک برای آزادی اسرای اشرف از صلیب سرخ می باشد.
دیدار انجمن نجات مازندران با خانواده شعبان ایزکیان
این مادر که با دیدن ما (افراد بازگشته) کمی دگرگون و جای خالی موسی را در منزلش احساس می نمود با لعنت فرستادن بر رجوی که موجب جدایی فرزندش شده بود از بلایایی که رجوی بر سر دوستان و همسایگان دیگرش آورده بود نیز سخن به میان آورد و ادامه داد:«رجوی در این محل خیلی ها را بیچاره و آواره کرد، در همین محله افرادی همچون کامران خلعتبری و ایرج طالشی در اشرف اسیرند و حمیده کوزه گر که در اشرف اسیر بود بر اثر بیماری سرطان در همانجا درگذشت و آنجا دفن شد. خانه پشتی خانه پدر حمیده است.»
ملاقات انجمن نجات مازندران با خانواده جنت صادقی
آقای صادقی که 3 برادرش سالهاست اسیر این فرقه تروریستی در عراق هستند و سالیان درازی است که مسئوولیت نگه داری پدر پیر و مادرش را نیز به عهده دارد ضمن درد و دل اظهار داشت که عامل همه بلاکشی های خانواده و از جمله خودم را رجوی می دانم. او با فریب و دروغ، برادرانم را یکی پس از دیگری به عراق کشانده و امروز در بن بست مطلق سیاسی آنان را آواره دیار غریب و بیابان های عراق نموده و نمی دانم که چرا هنوز اصرار بر ماندن در آنجا را دارد؟
باز هم فریب افکار عمومی توسط مریم رجوی
خانم رجوی که در مراسمی تحت عنوان «همبستگی با زنان اشرف» در اوور سخن میگفت سعی داشت با مظلوم نمایی و طرح تهدیدات و تعرض جنسی توسط نیروهای مالکی احساسات عامه را نسبت به زنان اشرف برانگیزد و در ادامه هم زیرکانه با یادآوری « اعلامیه امحاء خشونت علیه زنان» ذلیلانه از مجامع بین المللی استمداد نمود تا او را از این بن بست استراتژیکی نجات دهند