افکار شیطانی و کینه حیوانی رجوی از خانواده ها

بعد از سرنگونی حکومت صدام، خانواده های افراد اسیر در اشرف امکان تردد به عراق را پیدا نموده و برای دیدار عزیزانشان به قرارگاه اشرف می رفتند. این دیدار ها تاثیراتی بر افراد اسیر فرقه بر جا می گذاشت که در بسیاری موارد موجب جدایی آنان از فرقه شده و یا آنها را مسئله دار و متناقض می نمود، زیرا بعد از سالیان با واقعیاتی که در بیرون از تشکیلات وجود داشت و آنها از آن بی خبر نگه داشته شده بودند آگاه می شدند.
از آن زمان تا اواخر بهمن 1388 رجوی علیرغم تاثیرات منفی این ملاقات ها برای تشکیلات، بدلیل این که نمی خواست ماهیت پلید و ضد خانواده اش را رو نماید با این مسئله بصورت کج دار و مریزِ برخورد می نمود. به این معنا که از یک طرف در درون تشکیلات با برگزاری نشست هایی به افراد فشار می آورد که علیه خانواده هایشان که جهت ملاقات به اشرف می‌آمدند موضع گرفته و آنها را فرستاده و مزدور جمهوری اسلامی معرفی می کرد و افراد را به این سمت سوق می داد که با آنها ملاقات نکنند ولی از سوی دیگر حاضر نبود این امر را بصورت علنی بیان کرده و در ظاهر مدعی بود که خواهان ملاقات افراد اسیر با خانواده‌هایشان است تا از این طریق هم خود را دمکرات نشان داده و هم ادعای داشتن پایگاه اجتماعی در بین خانواده ها و داخل ایران را بنماید.
اما در بهمن ماه 1388 خانواده هاکه بعد از سالها که از دروغگویی رجوی خسته شده و به این نتیجه رسیدند که تنها راه رسیدن به عزیزان شان ایستادگی است، با ایستادگی در مقابل درب اشرف و استقامت بر خواسته خود مبنی بر ملاقات حضوری با عزیزان شان رجوی را ناگزیر از چنین موضعی گیری نمودند.
رجوی در پیام 24 بهمن خود با عنوان «خانواده مجاهدین یا مزدوران ارتجاع»، ماهیت ایدئولوژیکی اش در این زمینه را بارز نمود و صراحتا به افراد اسیر دستور قطع ارتباط کامل با خانواده های شان را صادر کرد.
رجوی در این پیام به صراحت و با گستاخی و پر رویی بی حد و حصر، خانواده ها را مزدوران ارتجاع می‌نامد و بی پروا تیغ بر روی آنان می کشد و تلاش دارد با چنگ و دندان نشان دادن، آنها را از حضور در جلوی درب اشرف منصرف نماید.
او با دجالیت خاص خودش تلاش دارد تا با آوردن مثالهای تاریخی از پیامبران اولوالعزم، اعضا فرقه اش را نسبت به خانواده هایشان متنفر و منزوی کند و حتی آنها را با آوردن مثالهایی از جنگ حضرت علی با کفار، در مقابل خانواده ها یشان قرار دهد؟
اما سوال اساسی این جاست که چرا این خانواده ها مزدور هستند؟ مگر آنها چه کاری کردند و چه خواسته ای دارند که خلاف قانون و شرع باشد؟
رجوی برای پیش برد اهداف خود کلمات را لوث کرده و حتی به پدران و مادرانی که عزیزان دیگری از خانواده شان در این راه از دست دادند را مزدور وزارت اطلاعات می نامد.
این افراد چه همکاری اطلاعاتی یا امنیتی با جمهوری اسلامی و یا وزارت اطلاعات داشته اند که رجوی آنها را مزدور می نامد؟
آیا این نوع مارک زدن غیر از رد گم کنی و تغییر موضوع هدف دیگری دارد؟
رجوی با دجالگری ایدئولوژیک و با وقاحت تمام برای سرپوش گذاشتن بر خواسته خود و پیشبرد اهداف جاه طلبانه اش، خود را با خدا، پیامبران اولوالعزم، حضرت علی (ع) و… هم ردیف نموده است تا از این طریق اذهان را بفریبد و دست افراد فریب خورده را در هر نوع برخورد با خانواده ها باز بگذارد، کما اینکه بعد از این پیام، تعدادی از این نوع افراد خانواده ها را به دستور تشکیلات تهدید به قتل کردند.
او دجالگرانه با استفاده از مثال حضرت نوح (ع) و فرزند کافرش، خود را جای خدا نشانده و انجام عملیات جاری، این اقدام کثیف خلاف عقل و شرع را در درون تشکیلات پوسیده فرقه ای اش را که تنها برای زنجیر کردن افراد در فرقه کاربرد دارد را با وقاحت و بی شرمی تمام معادل استغفار نوح پیامبر (ع) به پیشگاه خداوند تعالی قرار می‌دهد. براستی تاکنون چه کسانی غیر از نمرود و فرعون و… خود را در جایگاه خدا قرار داده اند؟
رجوی با دجالگری آیات قرآنی که درباره نیکی و احسان به والدین آمده است را نادیده گرفته و خود را به کوچه علی چپ می زند.
در این باره می توان به آیات و روایات زیادی اشاره نمود که در زیر به برخی از آنها را ذکر می کنیم:
در آیه 23 سوره اسراء «وَ قَضى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً»،
به این امر اشاره شده:
پروردگارت مقرر داشته که جز او نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید. چنانچه یکی از هر دو آنها به پیری رسیده است کلمه رنجش آور به آنها نگو و بر سرش فریاد نزن و با احترام با آنها سخن بگو.
سوره بقره آیه 83 «لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً»
و هنگامی که از بی اسرائیل پیمان گرفیتم که جز خدا را نپرستید و به پدر و مادر، نزدیکان، یتیمان و بینوایان نیکی کنید.
سوره لقمان آیه 14:
از من (الله) و پدر و مادران خود تشکر کنید.
آیات ذیل نیز تماما در رابطه با احسان و نیکوکاری نسبت به پدر و مادر می فرماید
«وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً»،. سوره نساء، آیه 36.
«أَلاَّ تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً»،. سوره انعام، آیه 151
«یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ». سوره نعمان، آیه 14،13.
و این روایت معروف از پیامبر اسلام (ص) که گفتند: بهشت زیر پای مادران است و در جای دیگر روایتی از امام صادق علیه سلام نقل شده که « مردی نزد پیامبر (ص) آمد و عرض کرد من جوان با نشاط و ورزیده ای هستم و جهاد را دوست دارم ولی مادری دارم که از این موضوع ناراحت می شود. پیامبر (ص) فرمود برگرد و با مادر خویش باش، قسم به آن خدایی که مرا به حق مبعوث ساخته است یک شب مادر با تو مآنوس گردد از یک سال جهاد در راه خدا برتر است» (جامع السادات).
و ده ها احادیث و روایات دیگر در خصوص احترام به پدر و مادر از ائمه علیه سلام در این زمینه وجود دارد.
اما رجوی آگاهانه و مزورانه و با از انبوهی آیات و احادیث و روایاتی که در رابطه با شیوه برخورد نیک با والدین آمده چشم پوشی کرده و با تفسیر به رای دقیقا در نقطه مقابل این آیات و روایات، فرزندان را رو در روی والدین قرار داده و با دجالگری این کار غیر انسانی، غیر اسلامی و غیر اخلاقی را به امری پسندیده و دینی و اخلاقی تبدیل می کند. آیا این کار یک عمل شیطانی نیست؟
البته رجوی دجالانه و به عمد در پیام خود هیچ اشاره ای به این موضوع نکرده که چرا نوح (ص) فرزند خود را رها کرد. مگر غیر از این بود که پسرش از سران کفار و مشرکین بود و در مقابل دستور پیامبر خدا ایستاده و بر علیه خدا و پیامبر و مومنان عمل می کرد. آیا خانواده ای که می خواهد بعد از سال های سال (بعضا بیش از 20 سال) عزیزش را ببیند، کفر و شرک ورزیده است؟ یا رجوی که این همه سال مانع از ارتباط بین فرزندان با والدین شان شده است؟
آیا پدر و مادر پیری که برای دیدن جگر گوشه خود در بدترین شرایط در بیرون قرارگاه اشرف روزها و شب ها را سپری می کنند و با دل شکسته مورد توهین قرار می گیرند , کافر و مشرک هستند یا رجوی که سال هاست فرمان قطع ارتباط اعضای خانواده ها را می‌دهد و با ممنوع کردن استفاده از هر نوع وسایل ارتباطی(آن هم در قرن بیست و یکم) نمی‌گذارد افراد اسیر با خانواده خود تماس بگیرند که مبادا اذهان شان ترک بردارد؟
جرم این خانواده ها چیست؟
در فرهنگ رجوی هر کس که با او نیست دشمن اوست و سزاوار سر بریدن و سرکوب می‌باشد. بنابراین خانواده ای که او را قبول نداشته باشد حتی اگر طرفدار جمهوری اسلامی نبوده و حتی اگر فرزندی از آنان نیز پیش از این در راه خود خواهی های رجوی کشته شده باشد، دشمن رجوی محسوب می گردند.
رجوی در قسمتی از پیامش این امر را به صراحت بیان می کند:
«خانواده حقیقی هر مجاهد خلق و هر آن کس که می خواهد مجاهد بماند مجاهد بمیرد، یا در ارتش آزادی و جبهه مقاومت است و یا در خاوران و یا در مروارید آرمیده است» (خاوران قبرستانی در تهران و مروارید قبرستانی در قرارگاه اشرف بود).
منظور او این است که هر کس خارج از اماکن یاد شده در این پیام هست رابطه ای با فرقه ندارد. با توجه به اینکه درون اشرف خانواده ای نیست و ازدواج هم ممنوع می باشد بنابراین رجوی با این حرف خیال همه را از بابت خانواده راحت کرد و کینه حیوانی خود از خانواده‌ها را برای اعضای فرقه تئوریزه کرد که خانواده هایشان مرده قبرستان است.
نکته دیگری که در این پیام سئوال بر انگیز می باشد این که چرا پیام رجوی که در 24 بهمن 88 صادر شد در اردیبهشت 89 بر روی سایت های فرقه درج گردید؟
جواب این است که رجوی کثیف خوب آگاه بود که این پیام به منزله شلیک تیر خلاصی به تمام دعاوی دمکرات مآبانه و حمایتش از خانواده می باشد. زیرا دیگر از فردای آن پیام او باید افراد اسیر در تشکیلات را وادار کند که شمشیرها را در مقابل خانواده هایشان از رو بسته و در برابر آنها بایستند.
علت دیگری که او ناچار به بیرونی کردن این پیام شد این است که طی چند ماهی که خانواده ها در مقابل درب اشرف حضور دارند، چندین نفر از افراد فرقه از آنجا فرار کرده و به خانواده ها پناهنده شدند که آخرین نمونه آن آقای علمدار شایگان بوده است. بنابراین رجوی همچنان که در داستان انقلاب ایدئولوژیک (انقلاب طلاق) ناچار شد بدلیل بن بست استراتژیکی موضوع را همگانی کند، در این جا نیز بدلیل بن بست های ایدئولوژیک – تشکیلاتی ناچار از بیرونی کردن موضع خود شد.
آنچه که از پیام اخیر بر می آید این است که رجوی دجال وحشت عجیبی از خانواده اعضای خود دارد که سعی داشته است با اهانت هایی همچون «اجیر شده گان منفور»، «خانواده ساندیسی» و… وحشت و خشم حیوانی خودش را نشان دهد.
او که خوب متوجه شده است حضور خانواده در مقابل درب اشرف به منزله کندن افراد از قرارگاه می باشد تلاش دارد تا مزورانه و با دجالیت خاص خود مانع از فروپاشی نهایی فرقه گردد. او از همان ابتدای پیام دستور تحریم و منع ملاقات را صادر نمود تا بتواند هم دست مسئولین اشرف را در کنترل بیشتر فیزیکی و ذهنی افراد اسیر باز بگذارد و هم این روحیه را در افراد ایجاد کند که نسبت به درخواست ملاقات خانواده هایشان جواب منفی داده و حتی با آنها برخورد نیز بکنند.
سند این ادعا را می توان در تغییر لحن اطلاعیه های شورای خارجه نشین رجوی دید.
در تاریخ 23 بهمن در اطلاعیه این شورا آمده بود «ساکنان اشرف بار دیگر از نیروهای عراقی خواستند درب را برای آنها (خانواده ها) باز کرده تا برای دیدار از اقوامشان به داخل اشرف بیایند».
ملاحظه می کنید که تا آن تاریخ به خانواده ها در ظاهر بی احترامی نمی شد و آنان را اقوام خود معرفی می کردند. اما یک روز بعد این خانواده ها توسط رجوی مزدور وزارت اطلاعات شدند!!! و از آن پس لحن کلیه اطلاعیه های فرقه تغییر کرد.
در زیر بخشی از اطلاعیه 27 بهمن شورا را ملاحظه کنید:
«وزارت اطلاعات شماری از مزدوران اطلاعات آخوندی را تحت عنوان خانواده از شهرهای مختلف ایران برای ایجاد بلوا و آشوب و شکنجه روانی ساکنان اشرف در بیرون اشرف مستقر کرد».
اما دیگر عصر دجالیت و فریب به سر آمده و همانطوری که تعدادی از اعضای اشرف به او پاسخ دادند و فرار را بر قرار در جهنم او ترجیح دادند و به آغوش خانواده پیوستند مابقی افراد اسیر او نیز دیر یا زود این حصار ذهنی و فیزیکی را شکسته و به خانواده خود در دنیای آزاد خواهند پیوست. همانگونه که خانواده ها رجوی را وادار کردند تا ماهیت ضد انسانی خود را رو کند، مسلما با ایستادگی خود او را وادار به عقب نشینی های بیشتری کرده و درب اسارتگاه اشرف را بر روی عزیزان خود باز کرده و آزادی را به آنان ارمغان خواهند داد.
اما سخن آخر را با روایت پیامبر اکرم (ص) در خصوص والدین خطاب به افراد فریب خورده فرقه به پایان می بریم که فرمودند: بترسید از اینکه آق پدر و مادر و مغضوب آنها شوید زیرا بوی بهشت از پانصد راه به مشام می رسد و هیچگاه به کسانی که مورد خشم پدر و مادر هستند نخواهد رسید (جامع السادات جلد 2 ص 26).

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.