با این نوع تحلیل کردن ها بود که خود را به این روز انداختید!
منظور ازطرح پرسش های بالا، دیدن نظرات عجیب درنوشته ایست که امضای آقای رضا قبرسی داشته و سرتیتر نوشته” دو رهبر، یک استراتژی” نام دارد که هرچه بیشتر به متن آن دقیق تر شدم، چیزی جز شاهکار تراوشات حماقت یک مغز انسانی رادرآن ندیده وناچار خواستم که با نقل گفته های این هموطن” قبرسی”، تعدادی ازمردم رانیز دراین حیرت خود شریک سازم!
گزارش جلسه سالانه فدراسیون اروپایی مراکز اطلاع رسانی و تحقیق در مورد فرقه ها، فکریس (FECRIS)
آن خدابنده (سینگلتون) در این جلسه با تشریح و تحلیل”چگونگی بکار گیری روشهای فرقه ای توسط گروه های تروریستی” نشان داد که این روشها به هیچ وجه نمی توانند”مذهب ومذهبی” یا”عقیده و عقیدتی” توصیف شوند. وی در ادامه به برخی از روشهایی مورد استفاده که از”بی خبری” و”کمبود اطلاعات” قربانی استفاده می کنند اشاره کرد و برخی از”روشهای شستشوی مغزی” در”گروههای ترویستی” را تشریح نمود. آن خدابنده گفت که با پانزده سال سابقه فعالیت در این زمینه اکنون می تواند با قاطعیت بگوید که این مشکل هم”قابل تشخیص است” و هم”راه حل مشخص دارد”. این توضیحات مورد تشویق و تایید آقای وزیر و مدعوین جلسه قرار گرفت.
سکوت حقوق بشر خیانت است به خانواده ها
از آنها می پرسیم که آیا برای رسیدن به هدفتان که همانا بقول خودتان ملاقات با پسرتان بوده، آیا به مراجع بین المللی مراجعه داشتید و برخورد آنها چه بود که پدر جواب می دهد که چندین بار به دفتر صلیب سرخ و دفاتر حقوق بشری مراجعه نمودیم و حتی موقعی که نماینده صلیب سرخ به استان ما امده بود، آنها را ملاقات کردیم ولی متاسفانه هیچ گونه کمکی به ما نکردند و خبری از پسرمان نشد.
چهار خرداد٬ سالروز تیرباران بنیانگذاران سازمان
چهارم خرداد٬ سالروز شهادت بنیانگذاران سازمان بدست دژخیمان شاه خائن است.سحرگاه چهارم خرداد سال 1351 ٬ محمدحنیف نژاد٬ اصغر بدیع زادگان و سعید محسن درتپه های اوین تیرباران شدند. شاید لحظه ای که برای تیرباران منتقل میشدند٬ هرگز تصور نمیکردند که سازمانی که آنها با هزار امید و آرزو بنیان نهاده بودند٬ بدست مسعودرجوی بیفتد و اینگونه شود که میبینیم!سازمان مجاهدین با انگیزه های ضد امپریالیستی بنیان نهاده شد. آنها در سالهای قبل از انقلاب٬ مواضعی کاملا انقلابی و ضد شاه و اربابش امریکا داشتند.
دیداراعضای انجمن خوزستان با خانواده فرخ نامداری از اسیران دربند فرقه رجوی
مسئول انجمن نجات ضمن ابرازهمدردی با مادر و دیگر اعضای خانواده فرخ گفت: حقیقتا ما درد و رنجی که شما ازبابت دوری عزیزتان متحمل شدید را درک می کنیم چون زمانی خانواده های ما هم شرایط فعلی شما را تجربه کردند.بعد ازآن ضمن توضیح مختصری ازماهیت خیانت بارفرقه رجوی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون گفت همانطور که بیان کردید متاسفانه رجوی جنایتکار از احساسات و ساده انگاری همه ما درجهت منافع قدرت طلبانه خودش سوءاستفاده کثیف کرد.
دیدار اعضای انجمن خوزستان با خانواده حشمت الله کاربخش از اسیران دربند فرقه رجوی
آقای کاربخش درمورد خبر حضور اخیر برخی ازخانواده ها جلوی کمپ لیبرتی سئوال کرد وگفت شنیدم که رهبران فرقه مجاهدین بازسروصدا و دادوفغان کردند؟! این بی شرف ها هرچه راکه لایق رجوی است به ما خانواده ها نسبت می دهند،کجای دنیا چنین رسمی است که علاوه برعدم اجازه ملاقات به خانواده فرد زندانی به آنها فحش وفضیحت بدهند واتهام هم بزنند؟! ملاقات با عزیزانمان حق ماست رجوی که سهل است هیچ کس دیگری هم نمی تواند این حق را ازما بگیرد والان ما همه خواهان آن هستیم که جلوی کمپ لیبرتی دوباره تحصن کنیم وباید که دولت عراق وکمیساریا بیشترکمک کنند.
کاش شما هم حذف می شدید واین بی آبروئی هارا بجان نمیخریدید!
اینکه جریان های مورد اشاره شما کاری کردند که کمتر ازشما تلفات بدهند ومجبور به روی آوردن به ترور و… نشوند، حداقل یک گام دراین خصوص ازشما موفق تر وجلوترند! اگر قراربود که آنها هم مثل شما دربرابر سیل بنیان کن مردمی که آن نوع انقلاب را می پسندیدند وتقریبا هیچ مخالفتی را با آن برنتافته وحاضر به ریشه کن کردن هر براندازی بودند، مقاومت کرده وسرانجام سر ازعراق متخاصم درآورده ودرادامه ی این گام کج، به نوکری اسرائیل وعربستان و… تن بدهند، آنها خوش شانس تر ازشما بوده اند!
از ۴ خرداد ۱۳۴۴ (تاسیس سازمان مجاهدین) تاکنون
هدف از این موضوع، ویژه سازی برای خود از سوی رجوی بود تا براساس تافته های تکاملی، خود را شخصیت دست نیافتنی و صاحب فیض و کمال بنمایاند. اصلا در تشکیلات کاری می کردند تا رجوی، سالانه فقط یک یا دوبار در صحنه ظاهر شود تا درادامه تابو سازی و شخصیت پرستی، جایگاه و ابهت آن در میان نفرات شستشوی مغزی شده حفظ و حتی افزایش یابد. در متون آموزشی در پذیرش های 82 و 83 نیز حرف و سخنی از بنیان گذاران نبود هرچه بود این مطرح می شد که برادر!!! سازمان را نجات داد. یعنی موج سواری و دزدیدن رهبری سازمان تا آن حد که بتواند قاف همکاری با ساواک را در وجودش التیام دهد.
فوبیای خانواده ها، باند رجوی را دچار جنون کرده است!
فوبیا به آن نوع مرض روانی گفته میشود که انسان از چیزهای عملا غیر خطرناک می ترسد و انواع متعدد دارد: وحشت ازدیدن یک گربه، ترس از ارتفاع، ترس از یک مار آبی که سمی ندارد، ترس ازحضور دریک جمع و… که بنظر می رسد فوبیا وترس رجوی ها ازنوع دیدار اعضایش با خانواده هاست (ترس از حضور درجمع)! اگر حالت اول درستتر است، که ظاهرا اینطور بنظر می رسد، رجوی وگماشتگان دست اولش باید نشسته وبحال خود گریه کنند!
فرقه رجوی گروهی تروریستی
علاوه بر موارد مذکور، می توان به ترورها و تصفیه های درون گروهی این فرقه اشاره داشت که از بدو تاسیس و شروع فعالیت آن این امر در سازمان شایع بود. به عنوان مثال در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۴، مجید شریف واقفی، در پی ایستادگی بر مواضع اسلامی خود و نپذیرفتن مواضع جدید برخی رهبران سازمان، به دست سران این گروه ترور شد، بنا به گفته بعضی از اعضای سازمان، مجید شریف واقفی به این دلیل کشته شد که مخالف تروریسم بود و آدمکشی را مغایر تعالیم عالیه اسلامی دانست.
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت هفدهم
خودسوزی , خود کشی , دعوا و… سراپای تشکیلات رجوی را فراگرفت و چون درب بسته بود و قولی که به نفرات داده بودند عملی نشده بود و ایدئولوژی چپ مارکسیست وجود خارجی نداشت وتنها رابطه فرقه ای در مناسبات بود که لمس میشد , دیگر نیاز نبود بگویی سازمان وجود ندارد و ما مثل فرقه ها هستیم چون همه چیز روشن و واضح بود و از تناقضات همه روشن بود که دیگر ایدئولوژی روی نفرات تاثیر ندارد. اگرچه مریم , مسعود را به عنوان رهبرعقیدتی معرفی کرده بود اما چاقوی رهبری عقیدتی دیگر برش نداشت چرا؟
تهاجم تروریستی فدائیان داعش ـ رجوی به فرماندهی مهران کاکاوند
بعد از انجام آکسیون افشاگرانه اعضای جداشده در میدان سن میشل پاریس، در ارتباط با محاکمه مهدی ابریشمچی به اتهامات تروریستی، مورد تهاجم وحشیانه عوامل فرقه رجوی قرار کرفتم. من بعد از پایان مراسم جهت بازگشت به محل زندگی در چهار راه بعد از سن میشل کنار پل ایستاده بودم که از پشت سر فردی به نام مهران کاکاوند که هیکل درشتی دارد با مشت به صورت من کوبید که من در لحظه اول به دلیل اینکه غافلگیرانه مورد این ضربه قرار گرفتم سرم گیج رفت و دیگر چیزی نفهمیدم.

