گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت دوم
مریم روی طراحی و دکوراسیون داخلی پارسیان خیلی حساس بود. هر طراحی بیش از ۱۰ بار عوض شده بود. روی ترکیب بندی وسایل، رنگ، حجم، اندازه ها، و به قول خودش ایجاد هارمونی و سِت کردن این وسایل روزها و هفته ها فکر و ایده می داد و اجرا می کرد و دوباره به خاطر یک گوشه که ممکن بود، سِت نباشد، همه را از نو به هم می ریخت. در این میان گاه وسایل و اندازه ها و رنگ های شان را عوض می کرد.
دخیل بستن فرقه ی رجوی به بارگاه سرهنگ سناتور جان مک کین آدمخوار!
دقت فرمایید که ازنظر نئوکان ها (نو محافظه کاران) دولت باید به عرضه کننده ی خدمات نظامی وپلیسی مشغول شده وبودجه ی عمومی (بیت المال) را صرف مخارج نظامی کرده تا بموجب آن بتواند بازارهای چموش دنیارا به زور سرنیزه درخدمت یک درصدی های ثروتمند درآورده وبه مسائلی مانند بیمه و بهداشت وآموزش 99% مردم توجهی نداشته باشد!
نامه 15 تن از اعضای جدا شده استان خراسان رضوی به آقای عبادی
ما جداشده ها از فرقه تروریستی رجوی حاضریم در هر دادگاه عادلانه ای به عنوان کسانی که مورد ظلم و شکنجه و فشارهای روحی و جسمی واقع شدیم حاضر شده، همچنین شهادت دهیم که چگونه در فرقه رجوی بطور مشخص بعد از سقوط صدام معدوم، رجوی خائن پادگان اشرف را محل آموزش، سازماندهی، حمایت های مالی و امکاناتی بازماندگان صدام تحت پوشش های عشایر و قبایل و… قرار داده بود. بدون شک فرقه رجوی عامل و سازمان ده اصلی تروریست در عراق بوده و می باشد.
جعل خبر توسط فرقه با عناوین کشکی و دروغین
ابتدا باید گفت که این خبر از بنیان دروغ بوده چرا که سازمان از فردی نام می برد که اصلا بهایی نیست و به زندگی عادی خود مشغول می باشد در ضمن در روزی که فرقه مدعی آن است که در میدان شهر توسط مامورین مورد ضرب و شتم قرار گرفته اساسا دروغ بوده چرا که در آن روز به علت باران شدیدی که در این شهر می بارید اصلا امکان این کار وجود نداشت.
آخرین دیدار با زنده یاد صمد نظری و ناگفته هایش
درادامه گپ دوستانه وصمیمانه مان اندک که شوخی کردیم وگفتیم وخندیدیم آقا صمد درهمان فضای شوخی ازمن پرسید راستی داستان تکراری چراغ خاموش رجوی چی بود!؟ زنده یاد وقتی دیدند من چندان اعتنایی به خزئبلات رجوی ندارم وبا تسمخردارم ازآن میگذرم خیلی جدی شدند وگفتند” واقعا اقای پوراحمد این مردک دیوانه نیست؟. خودم که فکرمیکنم ازفرط توهم مالیاخولیا هم گرفته. امام حسین کمرش را بزند.
گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت اول
من مطالبی از خانم یوسفی روی سایت ها مطالعه کرده ام. من هم تا حدودی با خانم یوسفی هم عقیده هستم. به نظر من نوع واکنش ما با پدیده رجوی، رابطه مستقیمی با خسارت ها و هزینه هایی که او بر ما و نسل ما تحمیل کرده است دارد. برای همین هم من فکر می کنم انتخاب موضوع از این زاویه هم حائز اهمیت باشد. شاید این اولین بار باشد که خود رجوی تبدیل به یک موضوع می شود، اما من اعتقاد دارم اگر به واقع بخواهیم نتیجه گیری واقع بینانه ای از کلیت سازمان به دست بیاوریم، همان ابتدا باید سراغ موضوع رهبری در سازمان می رفتیم.
اسامی ۳۵ نفر دیگر از ۲۳۳ نفر انتقالی به تیرانا
لیدا نسبی مریم صادق نژاد سعیده ربیعی هادی دربان لقمانی پوران سدیدی نرگس سلامیان منظر کرم دادی سیاوش رستار مجتبی مصدق محمد خسروی علی اکبر مزدانی مهرداد خاوری طیبه نوری رضا موزرمی حمید بهزاد تاماربزرگان فرد سیمین سامانی عباس محمد پور پروین نیکوکار مینا بهزادی بهناز نیاکان محسن مهروز جمشید یوسفیان سیروس غلاوند(قلاوند) مریم معصومی منصوره رضایی مرداد رمضانی زهرا داعی الاسلام رضا جلالی خلیل مورشفایی محمد هادی تعالی حا جیه اقدرزاده لعلا مرضا منصوری اسماعیل عمادی پور نصرالله شمس الهی
رجوی خود را افشا کرد
این یک واقعیتی است که اکنون رجوی در زدن به رژیم با مقاله یاد شده آدرس کتمان شده خود را می نویسد و اعتراف می کند که چطور وقتی تمامی چرخ های نظامی و سیاسی علیه او بوده و تمامی عقربه ها و نشان دهنده های فرقه اش در جهت عکس عقربه های ساعت کار می کرده هیچ مرزی برایش معنا و مفهومی نداشته و از روی نعش نزدیک ترین افراد و مریدان خود می گذرد. آخرین آن قتل عام و گروگان گیری فرمالیستی به خاطر فرجام بد تخلیه و از دست دادن اسارتگاه اشرف و حفظ شخص رجوی بود.
استمداد مهران کریم دادی از مجامع بین المللی در جهت نجات خانواده اش از چنگال فرقه رجوی
البته که او همیشه از اعضای فرقه خودش مایه گذاشته و می گذارد اعضایی همچون پدر بنده با 67 سال سن، مادر بنده با 65 سال سن با یک بار سکته مغزی به خاطر فشارهای روحی و جسمی در مناسبات و یک بار عمل قلب باز و دو تن از خواهرانم اینها باید بشوند سپر بلای این خائن جانی! و در حالیکه خود رجوی مزدور و سران فاسد این فرقه در خارج گود در امان باشند.
هذیان گویی تب آلود با نام ابلاغیه ی چراغ خاموش!
با وصفی که ازمیزان سواد ومعلومات رجوی فوقا شد، بعید هم نیست که واقعا ایشان سرکوب وتحقیر کردن هم رزمان سابق خود وتبدیل زنان به آلت سرکوب این دوستان قدیمی و قبول عضویت حرمسرانشینی را یک گام بزرگ به چپ به معنی ترقیخواهانه و آیندهنگرانه بداند ونتیجه گیری های دلبخواهی خود ازاین ارزیابی را ارائه دهد که داده است! چرا؟ برای اینکه او توان انجام کارهای جسمانی گذشته را ازدست داده و دلم مشغولی درحرمسرایی که اینک بدان راحتی نیست، نمیتواند چندان اهمیتی برایش داشته باشد!؟
نگاهی به سخنان مسعود رجوی _ وصیت نامه و یا فرمان خود زنی به اسیران در کمپ موقت لیبرتی؟
نوک حمله عصبی _ روانی بعدی مسعود رجوی متوجه انجمن حمایتی نجات می باشد _ انجمن نجات که توسط برخی از اعضای سابق این گروه تشکیل گردیده تلاش می کند درحد توان خود خانواده اسیران فرقه را کمک فکری وراهنمایی نموده و آنها را از اخرین تحولات درعراق پیرامون این گروه آگاه نماید _ کمک به خانواده ها یی که درخواست ملاقات اعضای خانواده خود را درمناسبات این فرقه محصور دارند یکی دیگر از کمک های این انجمن می باشد
پاسخ محمد حسین سبحانی به تهدیدات خشونت طلبانه مسعود رجوی در نوار صوتی ۱۱ آبان
رجوی با ایجاد رعب و وحشت و وصیت کردن قتل اعضای جداشده این پیام را به شنوندگان این پیام صوتی، یعنی قربانیان لیبرتی، منتقل می کند اگر به فکر جدا شدن از سازمان افتاده اید مواظب باشید سازمان و من با آنها چگونه رفتار خواهم کرد. البته این شگرد همیشگی رجوی در سرفصل های مشابه بوده است من تردید ندارم بارها این پیام صوتی را رجوی تمرین کرده که چگونه بگوید، چگونه فریاد بکشد، کجا نعره بزند تا رنج این قربانیان در لیبرتی ادامه پیدا کند و برای این هم واقعا بها می پردازد و خود را عریان می کند.

