گفتگویی دوستانه با آقای محمد آق آتابای
در تجمع ها و همایشهایی که جلوی سفارت انگلیس و فرانسه در تهران برگزار شد، به اتفاق سایر خانواده ها شرکت داشتم. در اواخر سال 1391 به اتفاق سه خانواده دیگر و به نمایندگی از 3000 خانواده ایی که چشم انتظار فرزندانشان می باشند در اجلاس حقوق بشر در کشور سوئیس شرکت نمودم تا صدای خانواده ها را به جهانیان رسانده و ظلم و ستم سران فرقه رجوی را فریاد بزنیم.
تناقض در شعار”ننگ ما ننگ ما خانواده الدنگ ما” توسط رجوی ها!!
نکته ای که در این نمایش مسخره وجود دارد زینب ذبیحی سعی نمود دختر خود را نیز به بازی گرفته و او نیز با بیان خاطراتی به تعریف و تمجید از مادر بزرگش بپردازد و در این بازی مسخره وی حتی راضی نمی شود نامی از پدرش ببرد چرا که این مرز سرخی است که وی نباید مانند مادرش در این وادی وارد شود بهتر بود وی عنوان می کرد که در این مدت چند بار با پدرش ملاقات داشته است؟
فراخوان مقاومت ضد ایران برای خرابتر کردن وضع زندانیان سیاسی!
چگونه است که این باصطلاح شورای ملی که نام مستعار فرقه ی رجوی است وخود در جنگ میهنی برعلیه کشور وبنفع کشور متخاصم خارجی وارد میدان شده بود، هرخبر دروغ و راست را درراستای تحریم بیشتر مردم ایران وایجاد مشکلات برای آنها دربوق کرنا میدمد، رهبرش زنان همرزمان خود را طلاق داده و درحرمساری شخصی اش مستقرشان میسازد، حق ابتدائی تشکیل خانواده ازاعضای خود را سلب میکند، اجازه ی دسترسی آنها به دنیای آزاد اطلاعات را نمیدهد، یک تماس تلفنی را ازآنان سلب میکند، اعضای خانواده هایشان را دشمن آنها تلقین میکند، هرگونه حق انتخاب کردن وانتخاب شدن درتشکیلات را ازآنها میگیرد
رجوی عمروجوانی برادرم را مفت گرفت
عضوجدید رها شده ازتشکیلات مافیایی رجوی درادامه گفتند:”من شکی ندارم که باهمت تحسین برانگیز شما وسایرخانواده های اعضای گرفتاردرفرقه رجوی برادرشما وسایراسرا انگیزه دوچندان برای گسستن ازجهنم رجوی را خواهند داشت وامیدوارم به زودی زود دوستان سابقم ازجمله داود بتوانند با تامل بیشتربرای همیشه خود را ازچنگال رجوی رهانیده وبه دنیای آزاد وکانون پرمهرخانواده که این روزها خودم دارم پس از27 اسارت شیرینی آنرا تجربه میکنم ؛ بازگردند.”
نامه سرگشاده آقای تاج بخش به آقای حیدر العبادی تخست وزیر جدید عراق
باید خاطر نشان کرد که مبارزه با تروریسم و اندیشه های بنیادگرا در عراق باید فراگیر باشد،وجود فرقه مجاهدین خلق در عراق بی ارتباط با قدرت گرفتن داعش در این کشور نمی باشد، در غیر این صورت چه دلیلی دارد که یک گروه غیرعراقی اصرار داشته باشد در عراق بماند و در منازعات سیاسی عراق نیز با پول های بادآورده صدام حسین دخالت کند.
تهدیدات جدى علیه افراد لیبرتى و کوبیدن رجوى بر طبل ماندن درعراق
هیچ معادله اى در عراق با کنار رفتن آقاى نوری المالکى و روى کار آمدن آقاى حیدرالعبادى در رابطه با سازمان مجاهدین و ساکنان لیبرتى، عوض نمیشود و تهدید همان است که بوده و شاید هم با توجه به تحولات امنیتى در عراق، شدت بیشترى به خود بگیرد و در این شرائط حساس، بجاى اینکه خانم فرنگ نشسته بفکر جابجایی ساکنان لیبرتى باشد، بر طبل ماندن در عراق میکوبد و همان سیاست قربانى کردن افراد بدبخت و اسیر در چنگال و چنبره خود را در پیش گرفته است.
نامه انجمن ایران ستارگان به پاندلی مایکو، نخست وزیر سابق آلبانی
لازم دیدیم که تجربیات خود را به صورت مختصر وکلی در اختیار اینجانب قرار داده تا ماهیت واقعی این فرقه را بهتر بشناسید و هر چه زودتر از این فرقه خطرناک و ضد انسانی فاصله بگیرید. فرقه فریبکار رجوی در کمین افرادی مثل شماست که به دام خود بیندازد و تا از آنها به نفع منافع ضد انسانی خود سوء استفاده بکند
یک عضو سابق سازمان مجاهدین خلق در خصوص فرقه و افراطی گری سخن میگوید
آنچه که موجب نجات من شد دیدار با دخترم بود. در سال ۱۹۹۶ من به لندن آمدم تا ترتیب برخی دیدار ها را بدهم. من اتفاقا دخترم را بعد از سالها که او را ندیده بودم دیدم. من کاملا فراموش کرده بودم که یک پدر هستم. من تنها مسعود جدید عضو سازمان مجاهدین خلق را می شناختم و مسعود قبلی را از یاد برده بودم. مسعود قبلی میخواست دخترش را بغل کند، ولی مسعود عضو فرقه – تحت مقررات سخت گروه که این کار را منع میکرد – میدانست که نباید چنین کاری انجام دهد.
سخنرانی مریم رجوی درکنفرانس پاریس و اصرار جنایتکارانه بر ماندن اسیران لیبرتی در عراق
مریم رجوی وهمسر فراری اش با شیادی وبی شرمی هر چه تمام تر می خواهند این را در اذهان القاء کنند که فضا سیاسی و حاکمیت دولت جدید عراق به نفع آنها چرخیده و امکان بقاء فرقه را در عراق فراهم کرده است.که این برای مصرف داخلی فرقه و برای اسیران فرقه در لیبرتی است که امیدی هرچند واهی را در دل آنها ایجاد کند و چند صباحی آنهارا از یاس و نا امیدی در بیاورد وخود چند صباحی بیشتربه ارتزاق ازخون وشکنجه این اسیران ادامه بدهند.
مصاحبه با آقای برات کیخایی جداشده ی از فرقه رجوی
حدود سال 70 بود که بحث طلاق های اجباری عمومی شد و دیگر کسی در اشرف نباید متاهل می شد و حتی متاهل ها هم باید همسر خود را طلاق می دادند و این حکمی بود که تنها خود مسعود رجوی را شامل نمی شد، در این زمان تشکیل خانواده حرام و خانواده کانون فساد معرفی گردید، و جالب اینکه من مجرد بودم و برای جلوگیری از ازدواج امثال من می گفتند اتفاقاً طلاق برای شما حیاتی تر و لزومش اجباری تر هست چرا که شما باید فکر اینکه بخواهید ازدواج کنید را ترک و طلاق بدهید، من مخالفت کردم و به همین دلیل مدتی دور از سایرین در قرنطینه بودم
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت سوم
یکی از هواداران سازمان در فرانسه ایمیلی برای من فرستاده و به تضادی که بین تعدادی از زنان سازمان با سران فرقه پیدا شده اشاره کرده است. موضوع از این قرار است که برخی زنان عضو سازمان اینطور مطرح کرده اند که سازمان از یک طرف اعلام میکند که به جدائی دین از دولت و حکومت سکولار معتقد است و افراد در امور شخصی و اعتقادی کاملا آزاد هستند و از طرف دیگر در خصوصی ترین امور اعضای خود دخالت کرده و رعایت حجاب و شعائر و مسائل دینی را به افراطی ترین شکل ممکن به اجبار تحمیل می نماید.
نامه به زنان عرب شرکت کننده در شوی مریم رجوی در ویلپن پاریس
همۀ افراد این سازمان از هر گونه تماس و ارتباط با افراد خانواده هایشان محروم و ممنوع هستند بطوریکه رهبران سازمان به من اجازه نمی دادند با دختر بزرگم زینب که اکنون در کمپ لیبرتی متعلق به این سازمان در بغداد می باشد دیدار کنم در حالیکه هر دوی ما داخل سازمان و در کمپ اشرف در عراق بودیم و به آن دخترم اجازه ندادند حتی با خواهر کوچکترش مونا که از ایران برای دیدار اولین بار بعد از سی سال با من یعنی پدرش و با خواهرش در داخل سازمان به عراق آمده بود دیدار کند.
