دوشنبه, ۱ تیر , ۱۴۰۵
درخواست برخی از مجاهدین برای بازگشت به ایران 13 اردیبهشت 1391

درخواست برخی از مجاهدین برای بازگشت به ایران

سفیر ایران در عراق در مورد انتقال مجاهدین به اردوگاه لیبرتی و افرادی که خواستار بازگشت به ایران هستند نیز بیان کرد: بعضی از افرداد فرم هایی را پر کرده اند که خواستار بازگشت هستند اما شورای عالی پناهندگان و نماینده سازمان ملل تأکید دارند که باید ابتدا انتقال این افراد به لیبرتی تکمیل شود و سپس کار انتقال آنها صورت گیرد.وی ادامه داد: البته اخیرا چند تن نیز با اصرار و وضعیت اسفناک با فرار، خودشان را به دولت عراق تسلیم کرده و حاضر نشدند که در کنار مجموعه در اردوگاه بمانند.دانایی فر اعلام کرد: هنوز آمار دقیقی در مورد کسانی که خواهان بازگشت به ایران هستند در اختیار ما قرار نگرفته است.

هیچ کشوری براساس قوانین بین‌المللی حاضر به پذیرش گروه مجاهدین نیست 13 اردیبهشت 1391

هیچ کشوری براساس قوانین بین‌المللی حاضر به پذیرش گروه مجاهدین نیست

کمپ اشرف و حضور مجاهدین طی پروسه‌ای که دولت عراق خواسته، برچیده خواهند شد، همچنانکه نیمی از آنها به کمپ لیبرتی رفته‌اند و در آنجا نیز شرایط انتقال پناهندگان به کشور دیگر تحت ضوابط بین‌المللی وجود دارد. البته تجربه نشان داده که لابی‌های صهیونیستی و کسانی که پول دریافت می‌کنند، چه از طریق مجاهدین و چه حامیانشان فشار سنگینی را به دولت و سازمان‌های بین‌المللی وارد می‌کنند تا روند عادی انتقال را مخدوش کنند و سازمان مجاهدین همچنان در عراق بماند.

پای درد دل مادران و خانواده های دردمند متحصن در مقابل اشرف 13 اردیبهشت 1391

پای درد دل مادران و خانواده های دردمند متحصن در مقابل اشرف

دراین حال بودم که یکی ازمادران مستقردرکمپ محل استقرارخانواده ها را دیدم که با حالت غمگین وافسرده ای سردرگریبان فرو برده،دلسوزانه به طرفش رفتم و جویای حالش شدم. پرسیدم، مادرچرا تنها نشسته ای؟ سئوالم اورا متوجه حضورم کرد وسرش را بالا گرفت وبه من چشم دوخت. چشمانش از شدت گریه سرخ و متورم شده بود. علت را جویا شدم. با لحن غم انگیز و گرفته ای گفت: فکرمیکردم این بار پسرم را بعد از26سال خواهم دید. واورا درآغوش می کشم. ولی می ترسم همچون همسرم اجل به من فرصت دیدار جگر گوشه ام را ندهد و حسرت به دل از دنیا بروم. و دیدارمان به قیامت بیفتد……مادر دردمند این را گفت و دوباره بغضش ترکید. من نیزطاقت نیاوردم و اشکم بی اختیار سرازیر شد.

بریدگان از فرقه مخوف رجوی!؟ 13 اردیبهشت 1391

بریدگان از فرقه مخوف رجوی!؟

ترک فرقه و بریدن از ایدئولوژی فرقه ای بسته شدن آخرین درهاست. گذشته پشت سرگذاشته شده است و ما باید راه خود را البته به تنهایی بدست آینده با بوجود آوردن روابط جدید و دوستان جدید از نو شروع کنیم. واقعیت اینست که از کنار بزرگترین واقعه عمر خود نمی شود براحتی گذشت ولی زندگی مسیری طولانی دارد و گذشته ها باید در گذشته بماند. باید عضویت خود در فرقه را تجزیه و تحلیل کرده و در حالیکه با فریب و برنامۀ گام به گام نفوذ به کار گرفته شده که ما را بدرون گروه کشانده آشنا شویم و نسبت بخودمان کمتر سخت گیری کنیم و از چیزهای ساده لذت ببریم.

شیطان بزرگ، شیطان کوچک 12 اردیبهشت 1391

شیطان بزرگ، شیطان کوچک

همان آمریکایی که با حفظ شئونات ظاهری، سعی داشت در ابتدای حمله به عراق با تشکیل تیف در کنار قرارگاه اشرف، حفظ ظاهر بنماید ولی در باطن مایل به جدا شدن اعضا نبود و در آخر نیز آنها را بدون پذیرش پناهندگی در عراق رها نمود، حالا چرا مدعی کمک به تخلیه اردوگاه اشرف است؟؟به نظر می آید که آمریکا شیطان بزرگ، پس از قیام های مردمی کشورهای منطقه و ضعیف شدن عوامل و شیطان های دست نشانده خود، خیلی در حق آنها کم لطفی نموده و پس از این همه خوش خدمتی ها، آنها را تنها گذاشته است.

پایان دوران” برده داری” در اشرف! 12 اردیبهشت 1391

پایان دوران” برده داری” در اشرف!

جداشدگان از فرقه عملاً فاقد الگویی برای تصمیم گیری هستند و در خصوص فقدان دانش زندگی در بیرون فرقه رنج می برند! تعداد زیادی از اعضای فرقه در درون فرقه رجوی تجربه زندانهای انفرادی از چند روزه تا چند ساله را دارند و صدمات روانی شدیدی را تجربه کردند و اغلب از بازگو کردن خاطرات دوران بردگی خود در اشرف رنج می بریم و سختمان است. درست است که دوران بردگی در اشرف در شرف بپایان رسیدن است و جای صدها تبریک دارد اما باید بفکر فردای این بریدگان از رجوی بود.

نامه خانواده جلیلیان به برادر اسیرشان 12 اردیبهشت 1391

نامه خانواده جلیلیان به برادر اسیرشان

خودت به کنار سیاج بیا و ببین من خواهرت هستم یا نه؟ برادرگلم، به خدا قسم دلم برای دیدن گل رویت پرپرمی زند و تشنه صدا و نفس گرمت هستم. برادرم عاجزانه التماس میکنم برای چند دقیقه هم که شده به کنار سیاج بیا تا چشمان من و مادربه دیدنت روشن شود. برادرعزیزم راضی نشو که دیدارمان به قیامت بیفتد. بیا که مشتاقانه در انتظارت هستم. بیا که خانه بدون عطر وجودت سرد و بی روح است. برادرم، داداش نازم، مهدی عزیزم، بیا که منتظرت هستم. بیا که شب فراق به سرآید و صبح پرامید از راه برسد.

خانواده های دردمند وچشم انتظار گیلک عازم کمپ اشرف شدند 12 اردیبهشت 1391

خانواده های دردمند وچشم انتظار گیلک عازم کمپ اشرف شدند

خانواده های دردمند و چشم انتظار گیلک که هر یک عزیزی در اسارتگاه اشرف دارند در تاریخ یازدهم اردیبهشت 1391 بمنظور دیدارحضوری با عزیزان دربندشان عازم عراق ناامن و کمپ اشرف شدند.خانواده های مذکور در هنگامه پیوستن به سایر خانواده های مقاوم و متحصن مقابل اسارتگاه اشرف اظهار داشتند عزم جزم داریم که با عزیزانمان در کمپ اشرف و کمپ ترانزیت (لیبرتی) ملاقات حضوری داشته باشیم و در این خصوص از آقای کوبلر و دولت عراق استمداد می طلبیم که در شرایط تعیین تکلیف اعضای نگون بخت فرقه رجوی به خواسته های برحق خانواده های اسرای دربند تشکیلات مخوف رجوی عمیقا گوش داده و این خواسته ها را اجرایی نمایند.

میزگرد بررسی نقض حقوق بشر در فرقه رجوی – قسمت سی و شش 12 اردیبهشت 1391

میزگرد بررسی نقض حقوق بشر در فرقه رجوی – قسمت سی و شش

سازمان که دم از مبارزه برای آزادی میزند خب اگر بحث اعتقاد به آزادی است بحث آزادی بیان و انتخاب پس چرا شما سران سازمان بچه ی کم سن و سالی را که در سازمان بزرگ شده است دست پرورده خودتان است چرا سرش شیره می مالید به او دروغ می گوئید از اروپا به عراق می آورید و راه بازگشت را به روی او می بندید؟ چرا باید این بچه ها مثل فیلم های گانگستری سرتا پا مسلح شوند؟ بچه هایی که آموزش تانک می بینند سوار تانک می شوند مسلسل کلاش به دستشان می دهید چرا باید آقای محدثین با آن جایگاه تشکیلاتی و ادعاهای بزرگی که دارد مثل ادعای آزادی، اخلاق و شعار جامعه بی طبقه توحیدی و دموکراسی، در اروپا به بچه های میلیشیا که در حال تحصیل هستند دروغ بگوید وعده بدهد که شما فقط شش ماه برای دیدار پدر و مادرتان به اشرف و عراق می روید

کارشکنی مجاهدین در برابر خروج از”اشرف” 12 اردیبهشت 1391

کارشکنی مجاهدین در برابر خروج از”اشرف”

“صلاح المجمعی” مدیر دفتر حقوق بشر استان دیالی عراق گفت: پنجمین گروه از اعضای گروه مجاهدین که قرار بود به اردوگاه لیبرتی منتقل شوند، از این موضوع سرباز زدند.المجمعی بیان کرد: در حالی که همه مقدمات انتقال پنجمین گروه از مجاهدین مهیا شده بود، آنها کارشکنی کردند. این در حالی است که پانزدهم ماه مه آتی، موعد نهایی انتقال ساکنان اردوگاه اشرف(عراق جدید) به لیبرتی است.

اظهارات آقای علی قزل قارش پس از جدایی از مجاهدین 12 اردیبهشت 1391

اظهارات آقای علی قزل قارش پس از جدایی از مجاهدین

آقای قزل قارش دیدگاه خودش را نسبت به فرقه رجوی اینگونه توضیح داد که با توجه به اینکه تعداد زیادی از نیروهای رجوی به کمپ ترانزیت موقت منتقل شده اند و این کار ادامه دارد مشخص است که دیگر تشکیلات رجوی از هم پاشیده و دیگر انسجام و تشکیلات قبل را ندارد و از کنترل مسئولین فرقه خارج شده و دیگر سازمان مجاهدین از هم پاشیده و از بین می رود.در پی از هم پاشی این تشکیلات تعداد زیادی از فرقه جدا می شوند و بعد رازهای زیادی از جنایت های رجوی بر ملا می شود و اینکه چگونه تعداد چند هزار نفر را علاف و سرکیسه کرده و مردم ایران کاملا این فرقه را می شناسند و نفرت مردم از این فرقه بیشتر و بیشتر می شود.

خدا لعنت کند رجوی را که زندگی ما را تحت شعاع پلیدیهای خود قرار داده است 11 اردیبهشت 1391

خدا لعنت کند رجوی را که زندگی ما را تحت شعاع پلیدیهای خود قرار داده است

خانم هاجر یعقوبی از جمله کسانی است که بدون زمینه سیاسی و هواداری توسط همسرش به مناسبات فرقه در عراق کشانده شد و گرفتار این فرقه گردید.در پیرش بعد از سالها چشم انتظاری و امید به تماس دخترش، چشم از جهان فرو بست و شکایت نزد داور بزرگ برده است و خانواده و برادرش در تلاش برای رهائی او در سالهای اخیر بارها و بارها به عراق رفته تا بتوانند ملاقاتی با او داشته باشند ولی تاکنون رجوی پاسخ مثبتی به آنها نداده است. با جمعی از بچه های بازگشتی استان به منزل آقای سید محمد یعقوبی در شهر نکا رفتیم. نامبرده که از تشرف به مکه بازگشته بود در حضور جمع و خانواده اش اظهار داشت خدا لعنت کند رجوی را که زندگی ما را تحت شعاع پلیدیهای خود قرار داده است همه جا در فکر خواهرم هاجر هستم.

blank
blank
blank