مجاهدین؛ فرقه ای که من در آن بزرگ شدم و از نزدیک با آن آشنایی دارم – قسمت پنجم
فرقه مجاهدین فرقه ای است که فریب کاری و دغل کاری از جمله راه کارهایی است که برای رسیدن به اهداف خود انجام می دهند و انسانها را فریب داده و از آنها سواستفاده می کنند از مثال ساده ای شروع می کنم که رهبر فرقه همان جانشین و بهتر بگویم مریم فریبکار که مسعود را (خدا) معرفی می کند و خودش را انسان رها شده از طریق طلاق و ازدواج با مسعود، که این طلاق او را غسل داده است و رها شده است.
مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای؟- قسمت دوم
نیروها بایستی در برابر رهبری سازمان و تشکیلات درونی مجاهدین در نقطه اوج صداقت، فداکاری، پایبندی به اصول و وفاداری باشند. بطوریکه بایستی جزیی ترین و خصوصی ترین نکات یا مواردی که فقط به ذهنشان زده است را و هیچ نمود بیرونی هم نداشته به رهبری یا نماینده مورد اعتماد وی بازگو کنند. تا رهبری از مختصات ایدئولوژیکی هر فرد در لحظه مطلع باشد. مثلا بیاد دارم در نشستی یکی از بچه ها خوابی که شب قبل دیده بود را بیان کرد و مسئول نشست تا دقایقی با او برخورد میکرد و میگفت: تو که از این مدل خوابها میبینی حتما در طی روز باین چیزها فکر میکنی
آزادی از زندان اشرف، تولدی دوباره
تا لحظه ای که سیاج اشرف را رد نکرده بودم، هیچ تصوری از احساسم بعد از آزادی نداشتم. خیلی به آن فکر کرده بودم، ولی نمی توانستم در آن فضا آن طور که باید تصورش کنم. اما لحظه ای که پایم به زمین بیرون قرارگاه رسید، حتی با این که باز نمی دانستم بعد از آن چه اتفاقی می افتد، ولی شیرینی آن احساس آزادی برای یک لحظه تمام خستگی و تمام نگرانی ام را از میان برد.
به جای اخطار، به قوانین پایبند باشید و درب اسارتگاه را باز کنید؟
رجوی تمام تلاش خودش را بکارمیبرد که حتی یک خبر از دنیای بیرون به گوش اعضا فریب خورده نرسد و از طریق تشکیلات جهنمی اش شب و روز در حال مغز شویی افراد میباشد،چرا که حتی برای ساعاتی درب اسارتگاه باز شود و افراد واقعیت های جامعه را ببینند و بفهمند بیرون اسارتگاه اشرف هم میشه زندگی کرد و اعضا بفهمند دنیای دیگری وجود دارد خارج از تشکیلات جهنمی رجوی
حامیان فرقه مافیایی رجوی چه کسانی هستند؟
یک عده هم هستند که به دستور اربابانشان نقش حامیان فرقه مافیایی رجوی را بازی میکنند یعنی سرویسها یا کشورهای بد نامی که فرقه نمی خواهد وابستگی اش به انها رو شود اما از طریق عوامل و جاسوسان این سرویسها مورد حمایت قرار میگیرد. بیشتر این اشخاص در پوشهای مختلف از فرقه رجوی حمایت میکنند که بالاخره چند روز پیش با دستگیری علامه قلابی اسرائیلی که یکی از حامیان 2 اتشه فرقه مافیایی رجوی بود دم خروس بیرون زد که این حامی فرقه تحت نام شیخ انهم از لبنان جاسوسی بیش نبوده.
میخ دیگر بر تابوت فرقه در اشرف
رجوی های جنایتکار آب پاکی را بر روی دست همه ریخته و نشان دادند که قصدی جز به کشتن دادن تمام اسیران را نداشته و ندارند تا با این روش جنایتکارانه مانع از افشای کامل آنچه در اشرف انجام داده اند شده و از در هم شکستن تندیس نکبت باری که از خود ساختند جلوگیری کنند.
دستگیری مریم قجر و خودسوزی اعضا به دستور مسئولین فرقه
به بچه ها که هنوز از شوک بازگشت به اشرف و خلع سلاح در نیامده بودند ضربه بعدی وارد شد و آن هم دستگیری مریم و لو رفتن وی و اینکه او به فرانسه گریخته بود، و همه می گفتند که مریم قرار بود جلودار ارتش در امر سرنگونی باشد او حالا در فرانسه چکار می کند. وی ما را در زیر بمباران رها کرده و اکنون در فرانسه جا خوش کرده است. اکنون دلمان را به چی خوش کنیم و رهبران سازمان ابتدا به فکر جان خودشان می باشند. و اگر او را به ایران استرداد کنند ما باید چکار کنیم.
در خواست کمک خانواده های آذربایجان شرقی از جناب آقای نوری المالکی
ما خانواده ها که عزیزانی در اردگاه مورد اشاره داریم با وضعیت روحی و روانی بهم ریخته و وسیعی مواجه شده و قویا نگران سلامتی اعضای خانواده خود هستیم. خواهشمندیم در راستای احترام و اجرای حقوق حقه ما نسبت به تمکین فرقه مجاهدین برای اجرای ملاقات افراد خانواده مان در اسرع وقت و با حضور نماینده صلیب سرخ و وزارت حقوق بشر عراق ودر محیطی مناسب تمهیدات لازم را بعمل آورید تا تسهیلات انسانی برای خروج افراد داوطلب فراهم آید.
فرار اعضاء و درماندگی تشکیلات رجوی
موج فرار ازاسارتگاه اشرف ادامه دارد وتدابیرایذایی وشدت سرکوب واختناق عوامل رجوی نتوانسته کوچکترین خللی درمقابل عزم جزم واراده سترگ اسیران برای رهایی ایجاد کند.فرار 4 نفر درطی یک ماه به خوبی عمق پوسیدگی این تشکیلات جهنمی را برملا میسازد.بعد ازحوادث 19 فروردین که بیش از 35 نفرازاسیران دربند قربانی مطامع قدرت طلبانه رجوی شدند روحیه ها به شدت پائین آمد.واعضاء از تکرار حوادث احتمالی درآینده وبه قربانگاه رفتن تعداد دیگری بشدت نگرانند.
رجوی ها مثل هرزه های سیاسی رفتار می کند
شنیده ایم که رهبریت سازمان تقصیر وقایع اخیر را به گردن خانواده هایی که درخواست ملاقات دارند انداخته است، راست می گوید!! این حکایت همان بچه دزدی است که برای فرار از مخمصه تهدید می کرد که اگر نزدیک بیایی گروگانم را می کشم، خجالت آور است که کار سازمان اکنون به گروکشی ختم شده است.راستی چه پیش آمد که نیروهای آمریکایی این قدر با شما برادر بودند شما را تنها گذاشتند؟
مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای؟ – قسمت اول
در لغت فرقه بمعنی گروه یا سازمانیست که افراد آن برای رسیدن به اهدافی که رهبر مشخص میکند دست به کارهای خاص و تا حدود زیادی غیرعادی و البته خطرناک برای جامعه میزنند و همین مسئله آنان را از گروهای سیاسی و اجتماعی دیگر متمایز و حساب آنان را جدا میسازد. فرقه ها اساسا توسط شخصی که خود را رهبر معرفی کرده است هدایت میشوند که آن شخص قدرت برتر و بلا منازع میباشد که همه افراد بایستی نسبت به او سرسپردگی مطلق داشته باشند. که دقیقا این مثال مسعود رجوی در سازمان مجاهدین است.
اسیران اشرف هم دیگر رجوی را نمی خواهند
در داخل تشکیلات با فشار نفرات را به تلویزیون می آورند تا خانواده اش فکر کند خودش درخواست کرده اما اینطور نیست نفرات از روی فشار تشکیلات به جلو دوربین می آیند و یک کاغذ را می خوانند که برای همه روشن شده است اما جا دارد دولت عراق و دادگاه عراق سران فرقه رجوی را در عراق دادگاهی کنند و نگذارند در داخل قلعه اشرف بیشتر از این فاجعه ببار بیاید و امیدوارم خانواده ها و جدا شده ها شاهد صحنه در جلوی خبرنگاران و روزنامه نگاران تماما حقیقت را بگویند و تمام دنیا از این داستان باخبر شوند.

