برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت هفتم
انواع تاکتیکها برای سعی در پنهان نگاه داشتن فرقه در برابر خویشان و دوستان کنجکاو یا کسانی که خیلی سؤال میکنند، به کار گرفته میشود. برای مثال، اگرخویشاوندان با دفاتر عمومی یا رسانهها تماس بگیرند، عضو خانواده آنان در فرقه اغلب نسبت به هرگونه تماس بعدی با خانواده منع میگردد. معلوم شده است که اعضای جوانتر فرقه برای والدین یا پدر بزرگ و مادر بزرگ خود با عباراتی همچون: «من متأسفم که میشنوم شما باایستگاه رادیو تماس گرفتهاید، ولی چون چنین کاری را انجام دادهاید، دیگر برایتان نامه نخواهـم نوشت»، نامه ارسال کردهاند.
توهم مفرط رهبر عقیدتی مجاهدین
متاسفانه رهبری مجاهدین به جای درک واقع بینانه ی مسائل، مفاهیم و نیز رویدادهای عینی همچنان سعی دارد با نگاه تک ساحتی و ناراست به مفاهیم بنیادین و تحولات سیاسی آگاهانه یا ناخودآگاه برای”ذهنهای آمادهی کلیشهسازی” افراد مستقر در اسارتگاه اشرف و کادرهای تشکیلاتی فرقه ی مجاهدین پدیده های مسلم سیاسی را به مسلمات ایدئولوِژیک و توهمات ذهنی خویش تعبیر کند.
صحنه جدید از مغز شوئی فرقه رجوی
. آیا این گناه است که به خاطر عزیزان خود به هر دری می زنند و آن رهبر منفور فرقه نام اجیر شدگان به آنها گذاشته است و یا در جلو درب اشرف هنگامی که با صدای بلند نام عزیزان خود را صدا می زنند به آن خانواده مظلوم نام زوزه کش می گذارد و بالا ترین ارزش ایدئولوژیکی خود را که به نفرات اسیر القا می کند نرفتن به ملاقات می داند و نام این را هم تراز جدیدی از مرزهای بالا بلند ایدئولوژیکی و سیاسی مجاهدین می نامند وای بر تو که ارزش ایدئولوژی خود را اینطور نمایان می کنید که در دستگاه فرقه گری به ملاقات نرفتن و دوری جستن از خانواده را ارزش می دانید.
خاطرات اعزام اولین اکیپ خانواده ها به اشرف
ما به مقر بازگشتیم خانواده ها تاثیر به سزایی در روحیه افراد گذاشته بودند یک سری افراد در مقر بصورت محفلی به هم دیگر می گفتند که ای کاش خانواده ما به ملاقات ما بیاید. ارتباطی که چندین سال قطع بود مجددا وصل شد. این موضوع میز سازمان را چپه کرد در نشست های کله خوری علنا می گفتند که فکر نکنید خانواده دست از سر اشرف بر می دارد این رفت و آمدها تا زمانی که اشرف پا بر جاست ادامه دارد
پیام تبریک دفتر انجمن نجات استان مرکزی به آقای جلیل عبدی
با خبر شدیم که آقای جلیل عبدی یکی از اسیران در بند اردوگاه اشرف توانسته خودش را از فرقه رجوی نجات و به خانواده ها پناهنده شود بایستی به آقای جلیل عبدی تبریک گفت که با همه ی بگیر و ببند سران فرقه در اردوگاه تصمیم قاطعانه گرفته و به رهبری فرقه و سرانش!! نه گفته!! فرقه ای که فقط به نابودی انسانها فکر می کند تا خودش را حفظ کند. فرقه ای که کمترین قانون های دنیا در آن معنی و مفهوم ندارد.
تجمع بزرگ مردم عراق در برابر پادگان اشرف
به دنبال بیانات مهم آقای هوشیار زیباری وزیر محترم امور خارجه عراق در خصوص اخراج فرقه رجوی از این کشور، روز جمعه 7 ژانویه 2011، هزاران تن از مردم عراق از جنوب و بغداد و استان های صلاح الدین و دیاله در ضلع های جنوبی و شرقی پادگان اشرف به حمایت از دولت عراق تجمع کرده و خواهان تعیین تکلیف حضور غیر قانونی این فرقه که مستمرا در امور داخلی عراق دخالت کرده و موجب گسترش تروریسم و دامن زدن به اختلافات قومی در این کشور گردیده است شدند.
حمله مجاهدین به تیم خبرنگاری العالم مقابل اردوگاه اشرف
در جریان تظاهرات خانواده ایرانی های اسیر در اردوگاه اشرف و عراقی ها مقابل این اردوگاه،عناصر گروه تروریستی مجاهدین، تلاش کردند با استفاده از زور و پرتاب اشیاء مختلف، این خانواده ها را متفرق کنند، که در جریان این اقدامات تیم خبرنگاری شبکه العالم که برای گزارش این تجمع در صحنه حضور داشت، مورد حمله قرار گرفت. عناصر گروه تروریستی مجاهدین علاوه بر پرتاب سنگ و اشیاء مختلف بسوی تجمع کنندگان، به اقداماتی تحریک آمیز علیه نیروهای امنیتی عراقی حاضر در اطراف اردوگاه دست زدند
گردهمائی ۱۱ دسامبر ۲۰۱۰ و تأثیرات داخلی آن بر فرقه رجوی
گردهمائی خانواده ها در روز 11 دسامبر به هدف خود که تأثیر گذاری بر افراد داخل پادگان بود رسید و بسیاری – حتی در میان سرسپرده ترین نیروها که برای مقابله انتخاب شده بودند – دچار این سؤال شده اند که براستی چرا اجازه دیداری کوتاه با این مادران و پدران پیر و کودکان خردسال که از راههای دور آمده اند و ماههاست در آن شرایط سخت خارج از پادگان به انتظار نشسته اند داده نمیشود و قضیه چیست.
برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت ششم
در بعد از ظهر 10 اکتبر 1978، مورانتس به خانه و سراغ صندوق پستی اش رفت، و آنگاه به وسیله یک مار پشت الماسی چهار و نیم فوتی (135 سانتی متر) که در آنجا گذاشته شده بود گزیده شد. اسباب صدای زنگ مار زنگی برداشته شده بود تا اخطاری شنیده نشود. طبق گزارشهای رسیده، او همچنان که با آمبولانس به طرف بیمارستان برده میشد، فریاد میزد «سینانون مرا زد!».
گردهمایی جمعی از خانواده ها در دفتر انجمن نجات مازندران – قسمت اول
در این گردهمایی هر یک از خانواده ها به گوشه هایی از ستمگری و ظلم رجوی ها اشاره کرده و همگی بر این موضوع تاکید داشتند که عزم آنان برای رسیدن به ابتدایی ترین حق قانونی خود یعنی « ملاقات حضوری » جزم بوده و تا آزادی عزیزان اسیرشان از اسارت گاه اشرف از پای ننشسته و آنقدر به درب قرارگاه اشرف می روند تا این درب باز و اسیران درون آن آزاد گردند و از این خواسته ذرهای کوتاه نخواهند آمد.
دادخواهی خانواده های مازندرانی از مسئولین یونامی در عراق
تعداد زیادی از خانواده های استان مازندران به دنبال حضور در جلوی درب اشرف جهت انجام ملاقات با عزیزان شان که با توهین و فحاشی و مخالفت رجوی وطن فروش مواجه گشته اند و پس از تحمل سختی های فراوان موفق به دیدار نشدند، پس از بازگشت از این سفر و برای توجه بیشتر ارگان های ذیربط بین المللی و حقوق بشری و عراقی، منجمله مسئولین یونامی در عراق، به همراه برخی دیگر از خانواده های استان نامه ای خطاب به نماینده سازمان ملل در عراق صادر نمودند
نامه ای به ملک جمشید ده مرده از اعضای دربند فرقه رجوی
جمشید جان. ما شما را از شبکه ماهواره دیدیم و فیلم و عکس گرفتیم شما جلو نشسته بودید و پشت سرت همان زنهای بدبختی که صحبتهای تکراری را برایتان می گفتند که خود نیز از قربانیان فرقه رجوی هستند. از دیدنت خیلی خوشحال شدیم. آبجی طاهره تصویر شما را روی صفحه تلویزیون مدام می بوسید و می گفت داداشی چرا نمی آیی و سپس گریه میکرد.

