نشست خانواده های آذربایجانغربی با حضور محمود دشتستانی ـ قسمت دوم
با همه ی آنهایی که در اشرف حرف میزدم و شناخت دارم هیچکدام از بودنشان در اشرف راضی نیستند ولو اینکه تعهدنامه ها را امضا کنند که ما داوطلبانه اینجا هستیم. ببینید در شیراز یکی از والدین از من سوالی کرد راجع به پسرش. ایشان فرزندش را بیست و شش سال ندیده بود خبری از او نداشت. عکسش را به من نشان داد عکس متعلق به بیست و شش سال پیش بود ولی خب من ایشان را شناختم مصطفی زارع معزز. مادر ایشان گفت: این مصطفی در این بیست و شش سال نه به ما زنگ زده و نه به ما نامه نوشته است. در صورتی که در اشرف مصطفی خیلی از پدر و مادرش حرف میزد
پایان تاریخ مصرف وشروع باج گیری مجاهدین
درون فرقه تا چه حدی برای نفرات سخت بود که برای سرگرم کردن, کارهای یدی ایجاد می کردند تا نفرات از فشار کار خسته و مغزشان کار نکند و فکرش فقط برای استراحت باشد که کی برای استراحت به آسایشگاه برود و نام این عمل شکوفائی انقلاب بود که این داستان باعث شد نفرات فساد اخلاقی مسعود را بدانند و امروز تازه آن صحبت ها که آن زمان محفل ما بود که ما قربانی فساد اخلاقی هستیم بیرون درز میکنند آن روز فقط اندک نفراتی صحبت می کردند و نام این هم محفل بود ولی امروز چه؟
پیام خانواده های استان مرکزی به خانواده های مستقر در پادگان اشرف
.. با خبر شدیم که شما عزیزان در ضلع جنوبی پادگان اشرف تجمع کرده و با فریادهای تان ارکان فرقه را به هم ریختید، به طوری که سران فرقه با حیله و فریب فرزندان شما را در ضلع جنوبی مستقر کردند که بر علیه شما شعار دهند و وانمود کنند که با شما بیگانه هستند…فرقه ای ضد مردمی که ماهیت آن برای همگان روشن شده است و تنها با قربانی گرفتن می تواند بقای خودش را حفظ کند.ما نیز هم صدا و هم پیمان با شما تا فرزندان مان را از چنگال فرقه ی رجوی آزاد نکنیم از پا نخواهیم نشست.
نامه ای به محمد رضا قدس؛اسیر فرقه رجوی
این غم بزرگیه که برادر عزیز و مهربانی داشته باشی که بعد از سال ها، روزی تو را در خیابان ببیند و نشناسدت و از کنار تو رد شود. می دانی که چقدر سخت است… ولی این مهم نیست، مهم این عشق و محبتی است که در خون تک تک افراد خانواده در جریان است. هیچ کس نمی تواند این عشق را سرکوب کند، چون خداوند این عشق را به انسان ها ودیعه داده و من خداوند را به همین عشق الهی که خودش هدیه داده قسم می دهم که همه جگر گوشه ها وعزیز کرده ها را در نهایت صحت و سلامت به آغوش خانواده ها ی شان برگرداند. رضا جان!! کمی فکر کن ببین درسته بعد از اینهمه فراغ و چشم انتظاری هنوز منتظر و چشم براهت باشیم. غم دوری تو روح مان را افسرده و چهره های مان را شکسته
خانواده ها: وقتی به اشرف می روی تازه می فهمی در آن جا چه می گذرد!
رجوی ها که خود ید طولایی در خود فروشی و وطن فروشی دارند و برای دریافت حمایت مادی و تبلیغاتی از هر کسی یا هر کشوری وطن خود را می فروشند، بعد از عمری مزدوری برای صدام و سرویس های اطلاعاتی دیگر کشورها، برای پوشاندن جنایات خود به فرافکنی روی آورده و ما خانواده ها را فامیل فروش می نامیدند. در حالی که از سوی دیگر اعلام می کردند ما هیچ نسبتی با افراد درون اشرف نداشته و ماموران نیروی قدس سپاه پاسداران یا وزارت اطلاعات ایران هستیم!!!کدام را باید باور کرد؟ این که ما مزدوران دولت ایران هستیم و هیچ نسبتی با نفرات اشرف نداریم یا این را که ما اقوام این افراد بوده و برای پول آن ها را فروخته ایم؟!
تایید جنایت در چابهار و اذعان ضمنی رجوی به همسویی با جنایتکاران
با گذشت چندین روز از تاسوعای خونین در چابهار و شهادت جمع کثیری از هموطنانمان در آن جا که حتی کودکان دو ماهه و شش ماهه و خردسال را نیز شامل می شود و علیرغم این که بسیاری از کشورها و سازمان های حقوق بشری این اقدام جنایتکارانه را حتی به صورت ظاهری محکوم کرده اند، رجوی جنایت کار در برابر آن سکوت کرده و به این ترتیب با سکوت خود مهر تاییدی بر این جنایت زد تا پرونده اش در جنایات علیه مردم ایران قطورتر گردد.
مجاهدین خلق در فرانسه کشتار مردم ایران را جشن گرفتند
.. منبعی نزدیک به مقر مرکزی شورای ملی مقاومت (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) در پاریس در تماس با ایران اینترلینک از خوشحالی مجاهدین خلق بخاطر بمب گذاری هفته گذشته در چابهار ایران خبر داد..منبع مذکور مدعی شد که نه تنها سازمان مجاهدین خلق از قبل در جریان این حمله تروریستی بوده است، بلکه برنامه ریزی و پشت صحنه این ترور با کمک مستقیم ماموران مجاهدین خلق مستقر در پاریس انجام گرفته است. عبدالمالک ریگی، رهبر سابق جندالله بعد از دستگیری در مصاحبه ای از روابط نزدیکش با سازمان مجاهدین خلق پرده برداشت…
نامه اعتراضی خانواده های شهدای ترور کشور به دبیر کل سازمان ملل متحد
خانواده های شهدای ترور کشور با ارسال نامه ای به دبیر کل سازمان ملل خواستار اقدام جدی آن سازمان در مبارزه با تروریسم شد.در نامه خانواده های شهدای ترور کشور آمده است:حوادث تروریستی چابهار با به جا گذاشتن 37 شهید که بیش از نیمی از آن ها زنان و کودکان بودند بار دیگر نشان داد که گروه های تروریستی هیچ گاه دست از اقدامات ضد انسانی خویش بر نخواهند داشت و سایه تهدید و ترور آن ها همواره بر جامعه جهانی سنگینی می کند.
قصه تلخ خانواده ها و فرقه ویرانگر رجوی – قسمت سوم
خانواده ها برای زمستان آماده میشوند. از قرار معلوم استقرار آنان تا رسیدن به خواسته هایشان طولانی خواهد بود. رجوی هنوز فکر میکند که خانواده ها بزودی خسته شده و بر میگردند. او قطعا نمیتواند و هرگز نخواهد توانست انگیزه و احساس یک مادر را درست درک کند. اعضای سابق فرقه رجوی نیز برای نجات دوستانشان و یاری رساندن به خانواده ها به جمع آنها پیوسته اند. آنان شرایط داخل اشرف را با تمام وجود لمس کرده و لذا به جای رفتن به دنبال زندگی و راحتی خود بدون کوچکترین چشمداشتی وقت خود را وقف خانواده ها نموده اند.
قتل های درون سازمانی مجاهدین در اشرف
من علی رضا نقاش زاده هستم.اتفاق اخیر واز دست رفتن دوست خوبم احمد رازانی مرا به یاد سلسله قتل هایی که به نام خودکشی توسط سازمان اعلام شدند، می اندازد. این مشاهدات من از اولین روزهای ورود من به فضای سازمان و به عنوان یک کودک در این دنیای مخوف شروع می شود
نقدی بر کتاب” خانواده مجاهدین یا مزدوران ارتجاع” – قسمت دوم
سخنانی که رجوی در این بخش از کتاب بکار برده برای شناخت این فرقه و نحوه برخورد شدید و خشن با مخالفین بسیار پر اهمیت می باشد و شایسته تحلیل و بررسی جداگانه از ماهیت این فرقه می باشد. در سراسر کتاب هیچگونه اثری از پاسخگوئی به هزاران سئوالی که خانواده های محروم بر اساس اولیه ترین نیازهای انسانی کرده اند داده نشده است. تمامی کتاب مملو از شعارها و مثالهائی است که باید قید خانواده در صورتی که در خدمت منافع سازمانی قرار نگیرد زده شود.
هذیانهای اخیر مزدور رجوی بی جهت نیست
پس بی دلیل نیست که رجوی در روز روشن به هذیان گویی، فحاشی و خط و نشان کشیدن افتاده است. یک روز خانواده ها را سگ و زنجیری و اطلاعاتی می نامد و روز دیگر به عجز و لابه افتاده و بفرمایید تو ملاقات کنید سر می دهد. یک روز کتاب تهدید آمیز چاپ میکند و روز دیگر برای اشرفی ها نوار دلداری پر میکند.یک روز نفس کش می طلبد و روز دیگر بزرگی کرده و از سر کرم می بخشاید.اما رجوی فراموش کرده است که با این حرف ها برای خانم و بچه ها نمی شود تنبانی دوخت!

