هذیان گویی و محمل بافی مریم قجر
این شیادِ جنایتکار که عمری از عاملین اصلی سرکوب و جنایت و تروریسم در درون فرقه رجوی و بخصوص در قرارگاه اشرف می باشد و در همکاری با دیکتاتور عراق ید طولایی دارد، بعد از آنکه در جریان اغتشاشات سال گذشته پوزه اش به خاک مالیده شد و از آن ضربه همچنان گیج و منگ است، اینبار می خواهد با سوء استفاده از انقلابات برپا شده در خاورمیانه کلاهی برای خود ببافد.وی در این نشست عنوان می کند: « ما دردهای مشترک داریم » تا با این ترفند خود را همسو با انقلابیون مسلمان خاورمیانه نشان دهد. این در حالی است که درد او و شوهر فراریش فقط و فقط حفظ بقای خودشان و مسئله اشرف است و لاغیر!
نشست خانواده های آذربایجانغربی با حضور محمود دشتستانی – قسمت هشتم
آقای محمود دشتستانی: ببینید، این بی صداقتی و سه گانگی شخصیت بین بچه ها تو اشرف در وجود همه است. صادقانه بگویم همه ی ما اینطوری بودیم همانطوری که زیر تعهد نامه ها را امضاء میکنیم که تا آخرین خون و نفس از اشرف حفاظت خواهیم کرد ولی وقتی از نشست عمومی بیرون آمدیم به خودمان می گوییم راحت شدیم چرا که بهانه دست فرماندهانمان ندادیم تا ما را تحت فشار بگذارند. این واقعیت است. حالا شما می گویید چرا تا حال در اشرف ماندید و زودتر خارج نشدید؟
وارونه زدن های مجاهدین در اعلام بریدگی ها
. آیا معنای حقوق بشر دست آویز شده مجاهدین اینست که نفر خواهان و مصر به جدایی از یکسال پیش بعنوان برده در پست ترین کار و آنهم بدون رضایت فردی حفظ شود. واقعا سازمان بهرحال بعد از این چکار خواهد کرد. تا کی دل به امید چنین نفرات آماده برای بریدن از تشکیلات و یا فرار خواهد بست شاید چنین گمانه زنی میکند که بزودی از لیست تروریستی ایالات متحده بیرون بیاید ولیکن در کشور انگلیس که چنین اقدامی صورت گرفته آیا برای شورای ملی مقاومت بعد از یکسال و تاکنون اجازه تشکیل حتی محل دفتر هم داده اند
اوج توحش در فرقه رجوی
بیش از یک سال است که سرکردگان گروه تروریستی مجاهدین مانع از دیدار خانوادههای این افراد با فرزندانشان میشوند و در طول ماههای اخیر با اصرار خانوادههای اعضای این فرقه برای دیدار با فرزندانشان، اقدام به پرتاب سنگ و آهن به سر و صورت خانوادههای متحصن در پشت درهای پادگان اشرف کردهاند.
رهایی حق همه اعضاء مجاهدین است
سه هزار نفر را در اشرف در اسارت نگاه داشته ؛ نه اینترنتی هست که کند باشد و نه خبری و اثری ؛ آنها را به زور وادار به اعتراف میکند و فیلم میگیرد؛ آنها را وادار میکند که به عزیزانشان فحاشی کنند ؛ آنها را بدون دارو و درمان با بیماری رها میکند تا برجسدهایشان مظلوم نمایی کند.
چرا کسى با مجاهدین برخورد نمىکند؟
فراموش نمىکنیم زمانى را که صدام حسین مزدورانى را از گروههاى تروریستى به خصوص مجاهدین خلق استخدام کرد. همانهایى که براى کشتن ملت عراق و شکنجه و آزار و اذیت آنها استخدام شدند و در شهرکهاى نظامى مرفه استقرار یافتند. متاسفانه آنها اکنون به رغم گذشت حدود 8 سال از سرنگونى صدام حسین همچنان بدون هیچ دلیل و برهانى در عراق به سر مىبرند و در شهرکهاى مرفهى که از زمان صدام حسین، دیکتاتور مخلوع عراق برایشان مهیا شده، زندگى مىکنند.
زنان قربانیان اصلی فرقه تروریستی رجوی زن ستیز
بنابر افشاگری خانم بتول سلطانی از اعضای شورای رهبری سازمان، رجوی های جنایتکار برای عقیم کردن زنان و سوء استفاده از آنان، با کلک ها و حقه های گوناگون و منجمله به بهانه داشتن سرطان رحم، زنان را به بیمارستان برده و رحم 150 تن از آنان را خارج نمودند و این به خوبی نشان می دهد که رجوی های دیکتاتور تا چه حد زن ستیز بوده و زنان قربانیان اصلی این فرقه تروریستی می باشند
مجاهدین؛ مهمان ناخوانده عراقیها
یکی نیست سوال کند که اصلا بشما چه ربطی دارد که نخست وزیر عراق کیست؟ مگرنمیگویید که در امور داخلی عراق هیچگاه دخالتی نداشتید پس چرا اینهمه از به قدرت رسیدن دوباره مالکی درهراسید؟ نکند چون دنبال اخراج مهمانان ناخوانده از عراق است با او چپ افتاده اید و دنبال عوض کردن او یا تضعیف وی هستید! و براستی اینهمه سرمایه گذاری در این باره را به چه بهایی انجام میدهید؟!
شو مضحک در تلویزیون فرقه رجوی
بابک رهنورد خام شده طوری سخن می گوید که انگار اولین بار است فحش می شنود پایه و اساس نشست ها در فرقه بر فحش های رکیک سوار است. اگر رهبری فرقه واقعا جربزه دارد فیلم های نشست های دیگ و دیگچه و مهمتر از همه مدت زمان کمی از نشست ضد انسانی!! طعمه!! را پخش و آن را بیرونی کند آن وقت خواهیم دید که جهانیان تُف و لعنت را بر رهبری فرقه می فرستند و در واقع ویترین خوبی از مناسبات فرقه در دنیا به نمایش گذاشته می شود و برای همه روشن می شود که در دوران برده داری با برده ها چنین رفتاری نمی کردند.
آفتاب پرست هایی به نام مجاهدین خلق
در سال 2003، پس از حمله آمریکا به عراق و سقوط صدام حسین هنگامی که کمپ اشرف توسط نیروهای آمریکایی بمب باران شد، مسعود رجوی بار دیگر خط مشی سازمان را دور زد و این بار مستقیماً به سمت غرب چرخید. مجاهدین با آمریکایی ها توافق نامه امضاء کردند و دیگر زمان آن رسید که توجه غرب را به سوی خود جلب کنند. سازمان در غرب به عنوان گروه تروریستی شناخته می شد و رجوی مجبور بود جریان تبلیغاتی خود را سرعت بدهد تا بتواند نظر غربی ها را جلب کند. بنابراین این بار ژست دمکراتیک و سکولارسم بسیار به کار می آمد.
خانواده های استان فارس و گزارشی از سفرشان به اشرف
و من به همراه خانواده ها از صبح تا شب در روزهای متوالی در پشت سیم خاردارهای اشرف نظاره گر فحاشی ها و هتک حرمت ها توسط افراد سازمان نسبت به خانواده ها بودم و حتی یک روز مطلع شدیم که یکی از افراد سازمان در مصاحبه خود اعلام کرده که شخصی که در پشت سیم خاردار است مادر من نیست
زنان قرارگاه اشرف در معرض خشونت سیستماتیک
واقعیت های گزنده و دردناکی که زنان رها شده از مناسبات قرون وسطایی و زن ستیز مجاهدین در رابطه با پوچی و سستی مناسبات درونی تشکیلات مجاهدین و سرکوبی احساسات زنانه به شکلی همه جانبه مطرح میکنند اذعان به واقعیتی آشکار است. اینکه رهبری مجاهدین آگاهانه اقدام به تهی نمودن زن از همه ی ویژگی های زنانه برای استثمار و بردگی او می نماید.

