چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵
دادگاه اروپا و گاف بزرگ مجاهدین 11 آبان 1387

دادگاه اروپا و گاف بزرگ مجاهدین

دادگاه در قضاوت نهائی خودش که در پنج بند منتشر کرد، در بند یک، صراحتاً اعلام کرد که درخواست مجاهدین برای ابطال تصمیم ۴۴۵ را مردود می‌شمارد، و دلایل آنها را برای چنین درخواستی بی‌پایه و اساس ارزیابی می‌کند. خوب حالا شما این را با ترجمۀ مجاهدین از این بند مقایسه کنید. درست ۱۸۰ درجه آن را چرخانده‌اند. بر اساس متن خودساختۀ مجاهدین، دادگاه تصمیم ۴۴۵ شورای اروپا را ابطال کرده است! به این می‌گویند عوامفریبی از نوع فرقه‌ای آن.

محبوب بودن یا توهم محبوبیت؟ 11 آبان 1387

محبوب بودن یا توهم محبوبیت؟

خانم مریم عضدانلو. بنده به عنوان یک کرد بایستی به عرض شما برسانم توهم محبوبیت شما در بین ملت کرد تنها افکار شما و باند شماست. ما سالها پیش زمانی که شما و اعضای شما مشغول روبوسی با صدام حسین بودید و برای خراب کردن خانه ملت کرد در بخش کردستان عراق کمر همت بسته بودید.. آموختیم که (دوست دشمن ما. از دشمن ما. پلید تر و درنده تر است)

مصاحبه با خانم بتول سلطانی – قسمت سوم 11 آبان 1387

مصاحبه با خانم بتول سلطانی – قسمت سوم

من خیلی انگیزه داشتم که در این مسیر کمکی کرده باشم چون می دیدم در سازمان هنوز که هنوز است به چه شیوه هایی حتی با فریب کاری و سوء استفاده از روابط عاطفی، جوانان این مملکت را به دام می اندازند و می برند ناخواسته راه ها و پل های پشت سرشان را خراب می کنند و اگر کسی هم بخواهد از اینها جدا بشود، آینده سوزش می کنند که آینده ای نداشته باشد و این فرد مجبور بشود تا آخر عمرش را در سازمان بماند.

مرگ تدریجی یک رویا 11 آبان 1387

مرگ تدریجی یک رویا

مسعود رجوی که دستش را از همه جا کوتاه می دید اینبار به جای خود، زنش یعنی مریم را رئیس جمهور اعلام کرد تا بتواند رویای رئیس جمهوری مادام العمری را از سر خودش باز کرده و در یک نمایش مسخره به او بسپارد و او را رئیس جمهور مادام العمر اعلام کرد. مریم که در توهم دست کمی از شوهرش ندارد هر سال در پیام نوروزی آن سال را بنام سرنگونی یا مرحله پایانی اسم گذاری می کرد. ضمن آنکه آن سال را نیز سال تعیین تکلیف و یا سال آزادی مردم ایران اعلام می نمود و اینگونه به خودش دلداری می داد که اگر یک عمر همسرش خواب رویا رئیس جمهور شدن را می دید ولی خودش به این آرزو خواهد رسید.

گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت سوم 11 آبان 1387

گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت سوم

افراد در درون مناسبات ابزاری بیش نبودند. به آنها قدرت انتخاب داده نمی شد. افرادی ذلیل و بی اراده بشمار می رفتیم. حتی در مهمترین کارها که مربوط به سرنوشت مان بود نیز امکان تصمیم گیری نداشتیم. من خود شاهدی زنده هستم بر بطلان ادعاهای پر طمطراق رهبران سازمان که از آزادی و حقوق انسانها به دروغ حرف میزنند و شعار میدهند.

سازمان از دیدگاه ثریا معزی – قسمت سوم 11 آبان 1387

سازمان از دیدگاه ثریا معزی – قسمت سوم

سازمان که در بدو تأسیس بر پایه مواضع ضد امپریالیستی بنا شده بود و در طی چند دهه به این موضع خود افتخار می کرد و بیشتر سروده هایش نیز در همین رابطه بود و اساساً سمت و سوی شرقی داشت، بناگاه ترانه ها و کتاب های ضد امپریالیستی خود را جمع آوری و نابود کرد. جالب تر این که با اعلام ریاست جمهوری مریم رجوی و انتقال او به اروپا، اساس بحث های ایدئولوژیکی خود را بر این بنا نهاد که انقلاب مریم ضد بورژوازی است بلافاصله پس از اشغال عراق این خانم که تصورش ضد بورژوازی بود به دامان بوروژوازی غلطید و اعلام نمود که نسیم دمکراسی در عراق در حال وزیدن است!

رهبران مجاهدین فاقد هرگونه درک اجتماعی 11 آبان 1387

رهبران مجاهدین فاقد هرگونه درک اجتماعی

اکنون تمامی مردمی که در ایران و دیگر نقاط مختلف جهان با مقوله مجاهدین مواجه و از چگونگی آن آگاه هستند تلاش میکنند تا به آزادی این اعضاء ازقید و بند فرقه ای کمک کنند. فقط رهبران این جریان هستند که مخالفت مینمایند و تلاش میکنند تا به هر قیمتی که شده آنها را در آن وضعیت و شرایط ناگوار و غیر انسانی نگهدارند. گویا که این کمپ اشرف در عراق شیشه عمر مسعود و مریم رجوی شده است و با باز شدن درب آن این شیشه خواهد شکست و آنها نابود خواهند شد.

نامه سرگشاده ای که ایکاش میشد خصوصی باشد 11 آبان 1387

نامه سرگشاده ای که ایکاش میشد خصوصی باشد

؛ بیایید یکبار برخلاف سنت سازمان که رهبرانش همیشه در سختی ها اعضا و هواداران را تنها گذاشته و فرار کرده اند ؛ در یک اقدام انقلابی اعلام کنید که میخواهید در کنار رزمندگان اشرف باشید و درخواست کنید که به اشرف بروید تا در سرنوشت آنها و در بقول شما مقاومت آنها شریک باشید ؛ ممکن است دولت فرانسه درخواست شما را نپذیرد که این البته به نفع شما خواهد بودو با طرح این شعار برای خودتان آبرویی دست و پا کرده اید ؛ و اگر هم پذیرفته شد ؛ شما هم میتوانید نشان دهید که به فکر اعضا و کادرهایتان هستید

سری‌ترین شگرد مغز شویی در فرقه‌ رجوی 09 آبان 1387

سری‌ترین شگرد مغز شویی در فرقه‌ رجوی

“رجوی” رهبر سادیست فرقه‌ی قرون وسطایی مجاهدین، مانند تمامی رهبران فرقه‌ها، به‌منظور تخلیه و کنترل نیروها، از تمامی ابزار و روش‌های روان‌شناسانه و پزشکی (فیزیکی و متافیزیکی) بهره جسته است که بسیاری از آن‌ها به‌تدریج کشف و افشاء می‌گردد.در تاریخ فرقه‌ها می‌خوانیم که بسیاری از آنان، مصرف مواد توهم‌زا به‌هنگام جلسات ِ سخن‌رانی قطب فرقه را تجویز می‌کرده و یا ساعات خاصی از شبانه‌روز را برای تلقین به افراد انتخاب می‌نمودند.

مصاحبه با هادی شبانی – قسمت یازدهم 09 آبان 1387

مصاحبه با هادی شبانی – قسمت یازدهم

بعد از مرحله طلاق اجباری در تشکیلات همه نفرات متاهل و حتی مجرد در مناسبات مسئله دار شده و بعضا اعلام جدایی کردند و بطوریکه در طی سال 69 حدود هزار نفر از آنان جدا شدند که در این صورت رجوی هیچ توجیه ای برای کار در پیش گرفته اش نداشت به همین دلیل برای جمع و جور کردن تشکیلات انقلاب طلاق را برای کنترل بیشتر افراد چند مرحله ای کرد.ابتدا با اعلام” بند الف” که به سه طلاقه کردن زن و شوهر بود، تا هیچ فردی حق رجوع مجدد به همسرش را نداشته باشد.

پارادوکس فلسفه سیاسی خانم مریم عضدانلو – قسمت اول 09 آبان 1387

پارادوکس فلسفه سیاسی خانم مریم عضدانلو – قسمت اول

خانم مریم عضدانلو، این یک واقعیت مسلم است که همسر شما و فرقه ی ستیزه جوی مجاهدین چون در میان ملت ایران بدنه و پایگاه اجتماعی ندارند، سعی دارند از بیگانگان برای رسیدن به امیال قدرت طلبانه و بیمارگونه ی خویش کمک بطلبند و در گذشته نیز مورد بهره برداری تمام عیارمنفورترین و خشن ترین رژیم جهان معاصر یعنی حکومت صدام قرار گرفتند که جز ننگ و نفرین ملت ایران حاصلی برای آنان نداشت. اما هم اکنون از شما می پرسم آیا معقول و منطقی ست به جای پند آموزی و عبرت گیری از گذشته ی سیاه و تاریک خویش دوباره دست به دامان کسانی بشویم که جز به اهداف نامقدس و شوم خویش پایبند نیستند…

پدر و مادر با دوری حسرت دیدار شما سوختند 08 آبان 1387

پدر و مادر با دوری حسرت دیدار شما سوختند

حال پدر و مادر با دوری و حسرت دیدار شما سوختند و به دیار ابدی رفتند. من نیز عمرم از مرز 60 گذشته. اگر صلاح می دانید با من بیشتر تماس داشته باشید که فرصت ها از دست نرود. زمانی می آید که دیر شده و اثری از ما نیست. خدمت خانواده ی محترم و نورچشمی امیر سلام مرا برسانید. خیلی خیلی دلم می خواست امیر را ببینم.

blank
blank
blank