چند کلامی درد دل با برادرم سید مرتضی اکبری نسب
با وجود تجربیات زیادی که از عملکرد سازمان مجاهدین خلق که تو عضو یا اسیر آن هستی دارم، تقریبا میدانم که نمیگذارند که تو این نامه مرا بخوانی. با این وجود این نامه را برایت نوشتم و در اصل با وجود فشار عاطفی که دارم و این فشار به طور مداوم توسط مادر و خواهران […]
در تشکیلات رجوی درمان بی درمان
با سلام مجدد به دوستان عزیز همانطور که قول داده بودم میخواستم برایتان شرح حال کسانی که در فرقه دچار بیماری می شدند را کمی توضیح دهم. البته مدتی پیش، دوست عزیز و گرامیم آقای رضا مزگی نژاد بسیار عالی به آن اشاره کرده بودند، اما برای تایید حرفهای ایشان بد نیست که من هم […]
درب های بسته مقر فرقه رجوی، معجزه می کند
اولین روزی که به قرارگاه اشرف در 60 کیلومتری شمال بغداد رسیدم، ماشینی با پرده های بسته ما را از درب پادگان اشرف (دروازه ی جهنم) وارد این گوشه از جهنم کرد. با خود می گفتم این چه گروه انقلابی است که شعور و آگاهی و منزلت انسان ها را در بدو ورود به تمسخر […]
نامه اعتراضی غلامرضا شکری به نهادهای دولتی و حقوق بشری آلبانی
به آقای BOSHNJAKU نام اینجانب غلامرضا شکری متولد 1345/03/21 از کشور ایران هستم و در حال حاضر در کمپ بسته کارچ ووره در دورس هستم. اخیراً تصمیمات زیادی برای من گرفته شده است. اولین تصمیم برای ترک من از آلبانی در پایان ماه مارس گرفته شد، جایی که به من 15 روز فرصت دادید تا […]
نامه اعتراضی همسر غلامرضا شکری به ارگانهای دولتی و حقوق بشری آلبانی
به آقای سایمیر بوسنجاکو نام من لیری عباسی است، متولد تیرانا در تاریخ 29.03.1976، ساکن تیرانا. من همسر غلام شکری هستم و او در حال حاضر در کمپ کارچ است. اخیراً شما دستور ترک از طریق ریناس را داده اید که به معنای آلبانی را باید ترک کند و به ایران برود. این رفتن به […]
طلوع و غروب یک زندگی – قسمت چهل و دوم
در قسمت قبل گفتیم که نیروها در قرارگاه کار مشخصی نداشتند.اصلی ترین کار سر و سامان دادن به وضعیت زرهی ها و خود نیروها بود. هنوز استقرار نیروها حل و فصل نبود.چرا که خیلی از ساختمانها در جریان بمبارانها تخریب و از بین رفته بودند. قرارگاه اشرف شرایط خاصی داشت. سقوط صدام حسین و حضور […]
نامه اعتراضی همسر علی هاجری به ارگانهای دولتی و حقوق بشری
ساجمیر بوسنیاک عزیز نام من التیسا بیلو است، متولد ارسک در تاریخ 1990/09/15، ساکن تیرانا، انتهای بلوار جدید. من، التیسا، از شما می خواهم که همسر من را از اردوگاه کارچ آزاد کنید. من با آقای علی هاجری 4 سال است که با هم زندگی می کنیم که یک فرزند هم داریم و به همین […]
ماجری اسارت مسیب رشیدی و خانواده ای که هنوز چشم به راه است
داستان اسارت سی و چند ساله مسیب رشیدی از سال 1359 آغاز می شود. مدت کوتاهی از ازدواجش نگذشته بود که در تاریخ 2 مهر 1359 در حالیکه کارمند اداره بود درحین خدمت به دست نیروهای بعثی در شهر مرزی قصر شیرین اسیر شد. او 9 سال اسیر صدام بود و تحت پوشش صلیب سرخ […]
بازی تروریست خوب و تروریست بد
اتحادیه اروپا (13 اردیبهشت 1381) سازمان موسوم به منافقین را که از آن به “مجاهدین خلق” یاد میکنیم، گروهی تروریستی اعلام کرد و بعد از چند سال، حرفش را پس گرفت و نام آنان را از فهرست سازمانهای تروریستی پاک کرد. پژوهشگر فرانسوی، اریک لوران در کتاب “بوش، ایران و بمب” مینویسد: “از سال 1981 […]
پیام تسلیت انجمن نجات کردستان به خانواده محترم ابراهیمی
انَّا لله و انَّا الیه راجعون با کمال تاسف مطلع شدیم برادر آقای رمضان ابراهیمی از اعضای اسیر فرقه رجوی دار فانی را وداع گفتند. مرحوم فرهاد ابراهیمی با وجود اینکه از بیماری قند رنج می برد ، بارها به امید ملاقات با برادرش به کمپ مجاهدین خلق در عراق مراجعه نمود. اما هیچ وقت […]
نیم نگاهی به زندگی ابراهیم خدابنده، مدیر عامل انجمن نجات
مقدمه مهندس ابراهیم خدابنده با نزدیک به نیم قرن سابقه فعالیت های اجتماعی، تبلیغی، سیاسی، رسانه ای و تشکیلاتی و سپری کردن ماجراهای باور نکردنی، در حال حاضر مدیریت انجمن نجات را برعهده دارد. به بهانه سالروز 70 سالگی اش، مروری کوتاه بر زندگی و فعالیت های وی برای شناختی بهتر و بیشتر صورت گرفته […]
کلاس آموزش توئیتر در قرارگاه اشرف ۳ و طرح درس
اینبار میخواهم سازمان مجاهدین خلق را از جنبه دیگری معرفی کنم . برای دوستانی که اصرار دارند درباره چگونگی برخوردهای تشکیلاتی سازمان با من و مایی که اسیر فرافکنی های بلاهت بار مریم رجوی شده بودیم، نکاتی را بنویسم که نیمه پنهان مجاهدین خلق را افشا میکند. اسفندماه ۱۳۹۵ بود. دو هزار و پانصد کامپیوتر […]

