جمعه, ۱۵ خرداد , ۱۴۰۵
رجوی به بهانه آزادی خلق، آزادی را از اعضایش سلب کرد – قسمت پایانی 12 خرداد 1405

رجوی به بهانه آزادی خلق، آزادی را از اعضایش سلب کرد – قسمت پایانی

بعد از ورود به کمپ اشرف در تیپ 200 به فرماندهی حسین ابریشمچی سازماندهی شدم. چیزی نگذشت که آموزش های رزمی جدید و مانورهایی که بوی انجام عملیات جدیدی می داد، شروع شد. نوروز سال 67 فرا رسید و روز اول عید همه ما را در زمین صبحگاه مرکزی جمع کردند. لحظاتی بعد مسعود و […]

رجوی به بهانه آزادی خلق، آزادی را از اعضایش سلب کرد – قسمت اول 11 خرداد 1405
مجذوب شعارهای فریبکارانه رجوی

رجوی به بهانه آزادی خلق، آزادی را از اعضایش سلب کرد – قسمت اول

سال 65 رجوی به عراق رفت و با تاسیس ارتش آزادی بخش عملا همکاری خود با صدام متجاوز به خاک کشورمان را اعلام و از هوادارانش در ایران و دیگر کشورها خواست تا به هر طریق برای پیوستن به ارتش او، خود را به عراق برسانند. البته تشکیلات سازمان نفراتی هم را بعنوان پیک نیرویی […]

مروری بر جرم و جنایات مجاهدین خلق 22 اردیبهشت 1405
مردم ایران شما را می شناسند

مروری بر جرم و جنایات مجاهدین خلق

زهرا مریخی مسئول اول سازمان مجاهدین در برنامه ای به نام ” جرم ما چیست؟ ” سعی کرده چهره خود و رهبرش را با بیان یکسری لاطاعلات بزک کند. بعنوان مثال گفته جرم ما تلاش برای سرنگونی حکومت ایران و رهایی زنان و… است ! حال جهت اطلاع این خانم خودشیفته و فرافکن، می گویم: […]

رجوی مانع از تبادل زندانیان ایرانی ابوغریب می‌شد 11 بهمن 1404
کینه نسبت به جداشده ها

رجوی مانع از تبادل زندانیان ایرانی ابوغریب می‌شد

تشکیلات رجوی از سال 71 به بعد هر کدام از افرادی که درخواست جدایی از مجاهدین را می دادند بعد از اعمال فشار و زندانی کردن در تشکیلات، نهایتا بدون سر و صدا با توجیه اینکه این افراد جاسوس هستند و یا ورود غیر قانونی به عراق داشتند، تحویل استخبارات عراق می داد تا به […]

سخنی با حیدر پیرزادی ساکن در کمپ آلبانی 09 آذر 1404
می دانم نامه ات دیکته شده از سمت سران مجاهدین بوده

سخنی با حیدر پیرزادی ساکن در کمپ آلبانی

با سلام به دوست سابقم حیدر پیرزادی خوبی امیدوارم سالم و تندرست باشی . نمی دانم خبر درگذشت برادرت اسدالله بهت رسیده یا نه، البته که بنای تشکیلات بر این بوده و هست که اعضایش از دنیای بیرون خبری نداشته باشند اما اگر به طریقی خبر درگذشت برادرت را شنیدی من از صمیم قلب بهت […]

سخنی با لفته شهیدی از اعضای محاهدین خلق 05 آذر 1404
آخرین درخواست مادرت را با خود تکرار کن

سخنی با لفته شهیدی از اعضای محاهدین خلق

آقا لفته سلام من حمید دهدار هستم. نمی دانم مرا زمانی که در تشکیلات مجاهدین بودم بخاطر داری یا نه. البته چون با هم در یک مقر نبودیم و ارتباط کاری با هم نداشتیم شاید به یاد نداشته باشی. به هر حال زمانی من هم مثل تو و بقیه چون فکر کردیم تنها مجاهدین به […]

حضورم در دادگاه محاکمه ۱۰۴ تن از سران مجاهدین 27 آبان 1404
واکنش افراد جامعه

حضورم در دادگاه محاکمه ۱۰۴ تن از سران مجاهدین

بعد از حضورم در جلسه دادگاه محاکمه 104 تن از سران تشکیلات مجاهدین می دانستم که وقتی برگشتم به استان و محل زندگی ام خانواده و بستگانم که از وضعیت من مطلع هستند حرفی نداشته باشند اما می دانستم به دلیل منفور بودن چهره مجاهدین خلق نزد مردم، شاید برخی دوستان کاری، همسایگان و اهالی […]

روایت یک جوان ۱۹ ساله از نحوه افتادنش در دام فریب گروه رجوی – قسمت اول 13 مهر 1404
شیوه های فریب و جذب افراد توسط گروه رجوی

روایت یک جوان ۱۹ ساله از نحوه افتادنش در دام فریب گروه رجوی – قسمت اول

قبل از پرداختن به موضوع قصه تلخ جوان 19 ساله مد نظر، لازم است بطور خلاصه به شیوه های فریب و جذب افراد توسط گروه رجوی اشاره کنم. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران رجوی با سوء استفاده از احساسات انقلابی و پرشور جوانان در آن زمان توانست با سر دادن شعارهای فریبنده بخشی […]

در تشکیلات رجوی، دیدن خواب پدر و مادر هم عواقب دارد 31 شهریور 1404

در تشکیلات رجوی، دیدن خواب پدر و مادر هم عواقب دارد

پدیده خواب دیدن بطور معمول برای هر فردی در طول زندگی اش اتفاق می افتد و به قول معروف هر خوابی چه خوب و یا چه بد باشد تعابیر خودش را دارد. مثلا گاهی اوقات افراد در طی روز وقتی به موضوعی فکر می کنند ممکن است موقع استراحت خواب آن را ببینند و بطور […]

چرا رجوی مرا به زندان خودش و ابوغریب انداخت – قسمت پایانی 25 شهریور 1404

چرا رجوی مرا به زندان خودش و ابوغریب انداخت – قسمت پایانی

حمید دهدار حسنی در قسمت قبل خاطراتش از قبول سازمان برای جدایی گفت. او چنین گفت: مسئول مجاهدین گفت ما شما را به عراقی ها تحویل می دهیم و قرار شد تا آنها خودشان شما را تا لب مرز ایران ببرند. من به او گفتم می دانید که اگر به ایران برسم احتمالا دستگیر و […]

چرا رجوی مرا به زندان خود و بعد ابوغریب فرستاد – قسمت چهارم 22 شهریور 1404

چرا رجوی مرا به زندان خود و بعد ابوغریب فرستاد – قسمت چهارم

حمید دهدار در قسمت قبل از صحبت کردن با خانواده گفت و گفت که بعد از بیرون آمدن از اتاق تلفن چنان انرژی و توان گرفته بودم که بلافاصله نامه ای به مسئول یگانم که آن موقع محسن نیکامی (کمال) بود نوشته و در آن صراحتا گفتم که از این تاریخ به بعد حاضر به […]

چرا رجوی مرا به زندان خود و بعد ابوغریب فرستاد – قسمت سوم 16 شهریور 1404

چرا رجوی مرا به زندان خود و بعد ابوغریب فرستاد – قسمت سوم

در قسمت قبل گفتم که بعد از خروج از اتاق تلفن حال و هوای دیگری داشتم. احساس کردم به کوهی بزرگ تکیه کردم چنان از خانواده ام توان و انرژی گرفتم که احساس کردم همان نیروی محرکه قوی در من ایجاد شده که می توانم به راحتی همه موانع ذهنی و عینی را کنار بزنم […]

blank
blank
blank