اشرف پادگان نبود؛ زندان بود
پادگان اشرف، پادگان نظامی نبود یک زندان بزرگ بود. سال 1375 از مقر ما یک نفر شبانه اقدام به فرار کرد. همان نیمه شب در مقر بیدار باش زدند و همه را در سالن غذا خوری جمع کردند. ما که آن زمان از چیزی خبر نداشتیم، فکر می کردیم جنگ شده و یا زلزله در […]
به خاطر ۱۰۰ دینار سوژه نشست شدم
در پادگان اشرف گاه به گاه، کمدهای شخصی نیروها را بازرسی می کردند. و این مسئله را به شکلی پنهانی و در زمانی انجام می دادند که فرد حضور نداشت. به طور مثال نیرو را به بهانه ای به مقر دیگری می فرستادند و سپس با خیال راحت کمد او را وارسی می کردند. درواقع […]
مهرماه سال ۱۳۶۶ آغاز اسارتم به دست مزدوران مجاهد خلق
در دوران جنگ تحمیلی من برای انجام خدمت سربازی و برای دفاع از وطنم، اعزام شدم. سه ماه آموزشی ام را در پادگان 05 کرمان به اتمام رساندم و بعد از دوره آموزشی به جبهه رفتم. در این مدت، در جبهه های مختلفی بودم؛ سرخ کوه کردستان، درگیری با کومله و مریوان، درگیری با نیروهای […]
دست و پا زدن های رجوی برای ماندن در عراق
بعد از سرنگونی صدام حسین و رژیم بعث، دولت جدید عراق به رجوی و سرانش ابلاغ کرد تا پادگان اشرف را تخلیه کنند. اینجا بود که رجوی ها قوه شیادی شان را به کار گرفتند؛ آنها پادگان اشرف را به چند قسمت تقسیم کردند و برای هر قسمت یک سند جعلی همراه با مهر جعلی […]
گفتگوی فؤاد بصری با طاها حسینی
طاها حسینی از اعضای رهایی یافته از سازمان مجاهدین خلق است. او یکی از صدها و هزاران نفری است که فرقه رجوی، با فریب و نیرنگ به داخل تشکیلات کشاند. طاها حسینی از جمله افرادی است که در ترکیه و در زمانی که برای کاریابی به این کشور سفر کرده بود در دام عوامل آدم […]
زندانی ها هم حق ملاقات دارند اما پسر من از این حق محروم است
هفته گذشته، فؤاد بصری مسئول انجمن نجات استان مرکزی با خانم منتهی زهرایی، مادر چشم انتظار مصطفی قائدی دیدار و گفتگو کرد. مصطفی قائدی سالهاست که در اسارت عینی و ذهنی سازمان مجاهدین خلق به سر می برد و هیچ راهی به بیرون و هیچ وسیله ای برای ارتباط با خانواده در اختیار ندارد. مادر […]
رجوی بهترین دوران زندگیم را با دروغ و نیرنگ از من گرفت
زمانی که در جبهه جنگ به اسارت در آمدم من و ما بقی اسیران را به اردوگاه مجاهدین منتقل کردند. در اُردوگاه یک هفته ای با ما کاری نداشتند و در اختیار خود بودیم. بعد از یک هفته ما را جمع کردند و گفتند یک سری کلاسهای آموزشی قرار است برای شما گذاشته شود در […]
آقای مرتضی اسماعیلیان واقعیت این نیست که شما می گویید!
نگاهی به سیمای فرقه رجوی انداختم. مرتضی اسماعیلیان با نام مستعار (منصور) را آورده بودند و از زنان در مناسبات فرقه صحبت می کرد. از مژگان پارسایی خیلی تعریف و تمجید می کرد. می گفت در جنگ ائتلاف خواهر مژگان کارهایی انجام داد که در تاریخ مجاهدین بی نظیر بود. او در ادامه می گفت […]
خاطره ای از محسن قجر عضدانلو برادر مریم قجر
خبری خواندم مبنی بر اینکه محسن قجر عضدانلو برادر مریم قجر فوت کرده است و یاد خاطراتی از او افتادم. دورانی که در پادگان اشرف در عراق بودم برادر مریم قجر با شورایی ها به عراق می آمد و با شورایی ها به مقر ها سر می زدند که روحیه باصطلاح ارتش آزادی بخش را […]
یادی کنیم از مادرانی که در بین ما نیستند
اقدس بندی مادر حمید رضا نوری حمید رضا نوری در دوران جنگ تحمیلی سرباز بود و در جبهه های جنگ خدمت می کرد. فرقه رجوی با پشتیبانی دیکتاتور عراق صدام به جبهه ای که حمید رضا خدمت می کرد حمله می کند و حمید رضا را به اسارت می گیرد. آن اوایل حمید رضا از […]
پیام فواد بصری به اعضای حاضر در کمپ آلبانی مجاهدین
سلام دوستان قدیمی. احوالتان چطور است؟ با تجربه ای که از رجوی و سران منحوسش دارم می دانم در کمپ آلبانی چه خبر است. لابد نشست های جنگ بر قرار است و تحلیل های پوشالی: جنگ شدت می گیرد و سرنگونی که سالها منتظرش بودیم محقق می شود و مردم ایران فرش قرمز را برای […]
دیدار مسئول انجمن نجات اراک با برادر مصطفی فروغی
هفته گذشته، فواد بصری مسئول انجمن نجات اراک با محمد رضا فروغی برادر مصطفی فر وغی از افراد گرفتار در کمپ آلبانی مجاهدین خلق دیدار و گفتگو کرد. مصطفی فروغی از جمله افرادی است که با فریب عوامل آدم ربای مجاهدین خلق به دام این گروه گرفتار شده و ارتباطش با دنیای آزاد و با […]