خاطره ای از دستگیری مریم رجوی و ظلمی که به اعضا شد

هیچگاه فراموش نمیکنم روزیکه از رادیو و بطور کاملا مخفیانه شنیدم (چون گوش دادن به رادیو در مجاهدین گناه و ممنوع است) مریم رجوی در فرانسه دستگیر و به زندان انداخته شده است. آنروز در کمپ اشرف و در قرارگاه 7 بودم. خیلی سریع خبر را به دوستان و بقول مجاهدین به هم محفلی هایم در آن محل دادم و واکنش هر کدامشان در نوع خود جالب بود. یکی میگفت: اگه پستش میکردند ایران خوب میشد! یکی میگفت: واویلا چون مریم خانم دستگیر شده پدر ما را اینجا در می آورند. یکی میگفت: به جهنم، میخواست فرار نکنه به فرانسه. آن یکی با تمسخر میگفت: خدا بخیر کند چند روز دیگه اگه آزادش کردند آنچنان از دوران (حبس) کشیدنش تعریف میکند که انگار نلسون ماندلاست و….. و بدون اغراق اکثریت قریب باتفاق از خبر دستگیری مریم خوشحال بودند.مسئولین مجاهدین ابتدا تلاش براین داشتند تآنجا که ممکن است از درز این خبر بین بچه ها جلوگیری کنند چون نگران متشنج شدن اوضاع و از کنترل خارج شدن امور بودند ولی وقتی متوجه شدند که خبر بین بچه ها پیچیده بناچار در نشست جمعی این خبر را رسما اعلام کردند. در مجاهدین رسم بر این است که وقتی چنین اتفاقاتی پیش میاید نشست جمعی میگذارند و همه باید بلند شوند و در نشست جمعی باصطلاح موضعگیری کنند. موضعگیری هم بدین شکل است که باید تا میتوانی بخودت فحش و ناسزا بدهی که ما باعث دستگیری خواهر مریم هستیم! اگر ما سرنگون کرده بودیم الان خواهر مریم در زندان نبود! و البته هر چه بتوانی این حرفهارا با سوزو گداز بیشتر و فحش بخود بیشتر بگویی یعنی از دید سازمان بهتر هستی! و اگرهم موضعگیری نکنی که دیگر هیچ! مورد انواع و اقسام اتهامات قرار خواهی گرفت.که مزدور بلقوه اطلاعات هستی شعبه سپاه پاسداران در اینجا هستی و… و همه هم بخاطر اینکه با این مسایل مواجهه نشوند ترجیح میدادند بقول بچه ها یک فیلمی بازی کنند و بجای خود برگردنند. البته ما هم که به زندگی در مناسبات مجاهدین آشنا بودیم میدانستیم که چکار بکنیم که از هر شرایطی حداکثر استفاده را بنفع خودمان داشته باشیم.مثلا به بهانه اینکه خواهر مریم را دستگیر کرده اند خودمان را مثل آدمهای ناراحت نشان میدادیم که از رفتن بسرکارهای روزانه معاف شویم. اینکار 2 خاصیت داست:اول اینکه مجبور نبودیم از صبح تا شب کارکنیم و دوم اینکه خودمان را ناراحت و نگران مریم نشان میدادیم و این باعث میشد در نشست ها فشار کمتری بما آورده شود.یکطرف داستان این بود که الان باختصار توضیح دادم.اما طرف دیگر که عمق فرقه ای و قرون وسطایی بودن افکار و ایدیولوژی مجاهدین را نشان میدهد در این بود که بچه های سازمان را و خود ماها را با فشارهای مختلف مجبور میکردند که در گزارشی و بطور رسمی اعلام کنیم که حاضریم برای آزادی مریم در هر جای جهان خودسوزی کنیم.و اگرهم کسی این گزارش و درخواست را نمیداد دوباره مورد همان فشارهایی که در بالا توضیح دادم قرار میگرفت! کما اینکه تعدادی هم در فرانسه ودر خیابان بطرز وحشتناکی خود را بآتش کشیدند و جان باختند.این برنامه ها و این کارها مشخصا و دقیقا با برنامه و با طراحی از پیش تعیین شده انجام میشد و اینکه مجاهدین اعلام کردند که این نیروها خود جوش دست به خود سوزی زده اند دروغ محض است. این کارها در بالاترین سطح از مسولین مجاهدین تصمیم گیری میشد و شخص رجوی تصمیم گیرنده نهایی بود.بعد هم که دیدند که چه تاثیر منفی در جامعه فرانسه، اروپا و افکار عمومی داشته آن عمل را محکوم کردند. یعنی باز برای بدر بردن خودشان از تله ای که در آن افتاده بودند از پوست و گوشت بچه های مردم مایه گذاشتند. مجاهدین و شخص رجوی با حیله گیری و شیاد بازی که در آن استاد هستند با بازی با عواطف و احساسات انسانی نیروهایشان، با تحریک کردن احساسات مذهبی نیروهایشان و با پیوند دادن مباحث مذهبی همانند عاشورا و… با کارهایی که خودشان انجام میدهند با شستشوی مغزی نیروها و با مسخ کردنشان آنها را باین کارها وا میدارند.
سوال اینست که چرا به دختر مریم دستور خودسوزی برای آزادی مادرش را ندادند؟ و یا چرا به مصطفی پسر رجوی این فرمان صادر نشد که برای آزادی مادر خوانده ات برو خود بنزین بریز خود را بآتش بکش و هیچکس هم برای کمک به خاموش کردن آتش اقدامی نکند! اگر اینکارها برنامه ریزی شده نبوده است چطور از تک تک خود سوزی ها عکس و فیلم تهیه کرده اید؟ اگر شما واقعا بی اطلاع از این موضوع بودید چطور در فیلمهایی که خودتان بیرونی کردید کادرهای سطح بالای مجاهدین دیده میشوند؟! چرا بمجرد اینکه آن شخص خود را بآتش کشید برای خاموش کردنش حرکتی نکردید و فقط نظاره گر بودید و فیلم میگرفتید؟ و دهها چرای بی پاسخ دیگر…
در خبرها شنیدم که دادگاه فرانسه پرونده تعدادی از اعضا مجاهدین را مختومه اعلام کرده و مجاهدین ازاین بابت بسیار خوشحال هستند.خوشحالی هم احتمالا از این خاطر است که پولهایی که برای تمام کردن این پرونده باین و آن داده اند و خرج کرده اند بالاخره ثمر داده است!ولی آیا پول خون و درد آن جوانانی که بدستور رجوی خود را آتش زدند هم پرداخت شده است؟! آیا مرهمی میتوان خرید که بر زخم دل آن پدر و مادری که دیگر تا قیامت فرزندش را نمی بیند بگذاریم؟
باقری

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.