وارونه نمایی

بیداری اسلامی – پیشروی ایران اسلامی و سوز و گداز رجوی ها

با آغاز بیداری اسلامی در خاورمیانه و شمال آفریقا که تحت تاثیر انقلاب اسلامی ایران می باشد و سیاه شدن روزگار دیکتاتور های وابسته به غرب و سرنگونی پیاپی آنها، رجوی های کور دل که تمام حامیان و پشتیبانان خود را در این منطقه یا از دست داده و یا در حال از دست دادن می بینند، آن چنان سوز و گدازی راه انداخته اند که بخوبی می توان به نزدیک بودن زمان فنای آنان پی برد.
بعد از حرکت مردم مسلمان مصر در تسخیر لانه جاسوسیِ صهیونیست ها در قاهره (سفارت اسرائیل) و فرار مفتضحانه سفیر و کارمندان آن، بیداری اسلامی اوج تازه ای گرفت و حتی نخست وزیر کنونی مصر تحت تاثیر این حرکت گفت « قرار داد کمپ دیوید قابل تغییر است ». با توجه به اینکه حفاظت از اسرائیل یک مرز سرخ برای آمریکاست و با توجه به اینکه قرارداد ننگین کمپ دیوید سرآغاز راه خفت باری بود که برای تضمین امینت اسرائیل توسط دولت های دست نشانده عربی پیموده شد، پیشرفت بیداری اسلامی به شدت صهیونیست ها و حامیان غربی آنها را به وحشت انداخته است. در همین راستا دیروز در تهران « اجلاس بیداری اسلامی » برگزار گردید تا ضمن تبیین مسیر حرکت، مانع از به تاراج بردن ثمرات این جنبش عظیم اسلامی توسط کشورهای سلطه گر گردد.
اما در این میان رجوی های پلید که از یک سو خود را در مرحله فروپاشی دیده و از سوی دیگر شاهد پیشرفت و گسترش انقلاب اسلامی ایران و ترویج آن در بین ملت های منطقه هستند، با حقد و کینه حیوانی و از روی عناد در اطلاعیه ای از زبان شورای باصطلاح مقاومت خود علیه این اجلاس و رهبری جمهوری اسلامی ایران موضع گیری کردند. آنها در این اطلاعیه برحسب همیشه با فرافکنی و در حالی که مزدور بودن و جیره خواری شان برای صدام دیکتاتور و دیگر اجانب، زبان زد همگان است، مهمانان این اجلاس را « جیره خوار » نامیده و در ادامه مدعی شدند که رهبری ایران « از گسترش قیام های آزادیخواهانه در منطقه به شدت نگران است ».
راستی اگر این خیزش ها باعث نگرانی ایران است پس چرا سفرای اسرائیل هستند که از مصر و اردن فرار می کنند؟ کدام کشور بود که بعد از سقوط فرعون مصر (مبارک) رابطه اش با کشور مصر بهبود یافت؟ کدام کشور بود که بعد از شروع بیداری اسلامی توانست ناوگان دریایی خود را از طریق کانال سوئز به دریای سرخ و نزدیک مرزهای اسرائیل برساند؟
مسلمانان بحرین خود را با کدام کشور نزدیک می دانند و چرا؟ آیا غیر از این است که چون مسلمانند از ایران اسلامی انگیزه می گیرند؟
چرا تمام طاغوت های وابسته به غرب در حال سرنگون شدن هستند؟ چرا در تمام این کشور ها بانگ « الله اکبر » رساترین فریادی است که از مردم بپاخاسته به گوش می رسد و همه خبرگزاری ها این بانگ را پخش می کنند؟
آیا مخالفت با حکومت های دست نشانده نشانه جیره خواری است یا مزدوری برای صدام دیکتاتور و همراهی با آل سعود و جاسوسی برای سرویس های اطلاعاتی غربی؟
البته این حرف رجوی ها آنقدر سخیف و غیر معقول بود که خود آنها یک سطر بعد به تاثیر ایران در این جنبش ها اعتراف می کنند و می نویسند: ایران « می‌خواهد تجربه سرقت رهبری انقلاب را به این کشورها تسری دهد »
کدام را باید باور کرد؟ اینکه ایران از این خیزش ها نگران است یا آنکه ایران می خواهد رهبری انقلابش را به این کشورها تسری بدهد؟
رجوی ها که دستشان به خون مردم ایران و عراق آغشته است و خونریزی و مردم کشی از خصایص بارز آنان می باشد و آنرا سند افتخار خویش می دانند به اعتراض رهبر جمهوری اسلامی ایران به جنایات ناتو در لیبی و نابودی زیر ساخته های آنجا برای تاراج آن کشور، حمله کرده و ماهیت حیوانی خود را بارز نمودند. با مطالعه بخشی هایی از صحبت های رهبر انقلاب ایران که در اطلاعبه شورا آمده و آن را بر نمی تابند می توان دریافت که رجوی های چه حیواناتی هستند.
آنان در این اطلاعیه از قول رهبر انقلاب نوشتند: « در لیبی، ناتو ضایعه‌های بی‌جبران آفریده است. اگر دخالت نظامی ناتو و آمریکا نبود، ممکن بود مردم اندکی دیرتر پیروز شوند، ولی در عوض این همه زیرساخت نابود نمی‌شد؛ این همه نفوس بیگناه از زنان و کودکان کشته نمی‌شدند و آن‌گاه دشمنانی که خود سالها همراه و همدست قذافی بوده‌اند، مدعی حق دخالت در این کشور مظلوم و جنگزده، نمی‌شدند ».
سپس این جملات را نشانه ترویج تروریسم از سوی ایران برشمردند. راستی چه کسی تروریست است؟ کسی که دلش برای ملت خود و ملت های دیگر می سوزد یا کسی که ملت خود را می کشد و از کشته شدن دیگران شاد شده و جشن می گیرد؟

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا