وقتی رجوی دیگران را به باج گیری متهم می کند؟!!

مدتی  سازمان واژه جدیدی به نام باج گیری ابداع و آن را وارد ادبیات فرقه ای خود نموده است. این واژه بیشترین مورد استعمال اش در رابطه با شرط تخلیه کامل اشرف برای بیرون آوردن نام سازمان از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا است. هر چند وزارت خارجه آمریکا بارها تاکید کرده حتی با فرض تخلیه اشرف تلقی خروج قطعی مجاهدین از لیست تروریستی ساده انگارانه است، اما ظاهراً همین اشاره و بدون شنیدن توضیحات و تبصره های آن از جمله توضیح امریکا مبنی بر اینکه شرط گذاری او برای اثبات ادعاهای سازمان در خصوص عبور از مواضع تروریستی، اما بدون لحاظ این فاکتورها نفس آن پیشنهاد برای مجاهدین کافی بوده و هست تا آنجا که می توانند از این شرط وزارت خارجه گزکی برای ارتزاق تبلیغاتی و انتفاع سیاسی و رسانه ای بسازند. پیش از هر چیز ذکر این نکته حائز اهمیت است که سازمان در حالی دیگران را به باج گیری متهم می کند که به شهادت سبقه و پیشینه خود چه در فاز سیاسی و نظامی و چه در زمان حضور در فرانسه و چه حالا که هزاران نفر را به عنوان گروگان وجه مصالحه اهداف کینه توزانه خود قرار داده، همواره از باجگیری به مثابه یک شیوه و استراتژی استفاده و نان اش را خورده است. می شود برای هر یک از این ادعاها به انواع باج گیری هایی که سازمان انجام داده، اشاره کرده، اما به اختصار در اینجا فقط به یک مورد باج گیری ابداعی – فرقه ای در مقطع دستگیری مریم عضدانلو در ژوئن ۲۰۰۳ اشاره کرد. زمانی که مریم رجوی به دهها اتهام ریز و درشت دستگیر و سازمان با به راه انداختن اقدام انتحاری و خودسوزی های فرقه ای به مثابه وجهی خشونت آمیز از باج گیری مقامات قضایی فرانسه را ناچار به عقب نشینی و آزادی موقت مریم رجوی کرد. برای کسانی که ماهیت باج گیری را سوای آن جنبه های لمپنی و لات بازی های متدوال و ابتدایی می شناسند، بدیهی است فرمان تشکیلاتی مسعود رجوی به خودسوزی های ژوئن وجهی از باج گیری در دنیای مدرن بود که اتفاقاً توانست در ظاهر امر انتفاع دلخواه از آن نیز ببرد. و جالب اینکه همین خانم رجوی چند سال پیشتر از آن نیز و زمانی که عده ای از اعضای سازمان به اتهام جرائم و تخلفات توسط دولت فرانسه به گابن تبعید شده بودند، دقیقاً از همین حربه باج گیری و تهدید به خودسوزی استفاده کرد و در آن زمان هم تیر باج گیری او به هدف نشست. حالا شگفتی این جا است سازمانی که در طول حیات خود مدام در حال باج گیری بوده حالا طرف حساب های بین المللی خود و از جمله آمریکا را متهم به باج گیری می کند. اما اینکه مجاهدین بر چه مبنا و انگیزه ای آمریکا را متهم به باج گیری که در اصل همانا باج خواهی است نموده، داستانش جالب و شنیدنی است. از زمانی که خانم کلینتون شرط خروج سازمان از لیست تروریستی را تخلیه اشرف قرار داده و پس از اینکه رجوی بر اساس طراحی مرحله به مرحله برای دور زدن تفاهم نامه ۲۵ دسامبر که بر انتقال کامل ساکنان اشرف و تخلیه آن تاکید دارد، شروع به بهانه گیری و نق زدن نموده، واژه ابداعی رجوی نیز ترجیع بند موضع گیری ها و بیانیه نویسی ها و اظهارات حامیان ریز و درشت او شده است. از وقتی رجوی خروج سازمان از لیست تروریستی را نه بر اساس وعده وزارت خارجه که با مبنای رای دادگاه ایالتی واشنگتن قطعی و مسلم فرض نموده، مدام در مواجه با یادآوری آمریکا در خصوص تخلیه اشرف به عنوان شرط خارج شدن از لیست تروریستی و به عنوان وجه سلبی از کنار گذاشتن از روش های تروریستی، یادآوری و هشدارهای مقامات امریکایی در این خصوص را به نوعی باج گیری تلقی نموده و امریکا را به این دلیل که تخلیه اشرف را شرط خروج از لیست قلمداد کرده به باج گیری از مجاهدین متهم می نماید. در حالی که در ماهیت امر قضیه کاملا بر عکس چنین ادعایی است. به یک معنی می توان ادعا کرد شرط وزارت خارجه امریکا برای بیرون آوردن مجاهدین از لیست از آنجا ناشی می شود که امریکایی ها به خوبی دریافته اند برای انجام مهمی مثل تخلیه اشرف و با آن حساسیت های ویژه ای که رجوی روی اشرف داشته و دارد، و از جهتی رای قبول ادعاهای سازمان مبنی بر کنار گذاشتن روش های تروریستی و خشونت آمیز، به هر حال بایستی قدمی عملی در تغییر رفتار مجاهدین شاهد باشد. ضمن اینکه آمریکا با طرح چنین پیشنهادی در واقع پیشاپیش هم حسن نیت خود و هم مشوق لازم را برای به سر عقل آمدن رجوی ارائه کرده است. واژه ای (مشوق) که در عرف و مناسبات سیاسی معنی و مترادف همان باج دادن است که از سوی امریکا به مجاهدین وعده اش داده شده است. و اگر قرار باشد معادله را از آن طرف نگاه کنیم در واقع امتناع رجوی از جابجایی و تخلیه اشرف از یک سو و همزمان تهدید جامعه جهانی و امریکا به استفاده از بمب های دست ساز و تربیت شده اش که به زعم او هزاربار از پروژه هسته ای ایران خطرناک تر است، همان شق باج گیری لمپنانه ای است که هم چون خودسوزی های ژوئن بر همسویی شکلی و محتوایی باج گیری مدرن از سوی رجوی تاکید دارد. با این اوصاف می توان تاکید کرد باجگیر واقعی کسی است که پس از سه دهه حضور غاصبانه و مشارکت در سرکوب مردم عراق و حیف و میل منافع آنها نه تنها حاضر به پس دادن خاک غصب شده آن مردم نیست، که با دستاویز قرار دادن جان هزاران نفر و تهدید به کشتن دادن آنها در حال باج گیری از زمین و زمان است. باج گیر واقعی کسی است که به هیچ پرنسیب و قاعده بین المللی تن نمی دهد، تا آنجا که می تواند از آن استفاده ابزاری می کند و در نهایت با کمترین زاویه با منافع اش از حربه باج گیری برای اعمال و پیش بردن اهداف خود استفاده می کند. پیام های اخیر رجوی و حداقل در چند ماه اخیر تمامی محتوا و ماهیتی تهدید کننده و در واقعیت امر به حسب مطالبات و روش های تحقق آن چیزی در همسویی با ماهیت باج گیری معنا نمی دهد.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.