استراتژی خشونت طلبانه

پنج مهر سالروز آشوب خیابانی مسلحانه مجاهدین

لابد تمامی آنهایی که در جریان کار سازمان قرار دارند می دانند که سازمان با چه آب و تابی از این روز سخن میگفت و سعی داشت آنرا بزرگ کند زمانی که من به سازمان وارد شدم دیدم که صحبت از 5 مهر سال 60 می کنند من که خود در آنروز در تهران بودم چیزی یادم نیامد باری پرسیدم که مگر در آن روز چه خبری بوده؟ گفتند تو نمی دانی این روز، سالروز تظاهرات مسلحانه است و در این روز دانش آموزان شروع به برپایی تظاهراتی کرده اند که… مثل همیشه خیلی از این حرفها بزرگ نمایی بود , بزرگنمایی چیزی که نبود به هر حال به شکوه و عظمت آنروزها و با یاد ساختگی آن عده ای را داخل تشکیلات خوش نگاه می داشتند مثل اینکه بگویید: ما تیم فوتبالی داشتیم که در ایران تمامی تیمها را شکست داده بود! حالا آن تیم اسمش چه بود و در کجا بازی میکرد کسی خبر نداشت. به هر حال این تظاهرات در قسمتی از تهران و در حجم کوچکی انجام گرفته بود که ارزش سیاسی و نظامی نداشت.
سئوال این است که این تظاهرات مسلحانه چه ارزش و دستاوردی برای سازمان داشت؟ الآن در همه خیابانها مردم رفت و آمد دارند همان قشر دانش آموز کسی را به نام مجاهدین نمی شناسد! خب این پس از 31 سال پس رفت است یا پیشرفت؟
اگر در راهی درست بود مسلما "الان رهروان بیشتری داشت لااقل تعدادی از دانش آموزان هم کسی را میشناختند که سنخیتی با سازمان داشته باشد. این کار هم مثل بقیه کارهای سازمان انزجار مردم را بر انگیخت.
آیا این کار برای همه تداعی کننده تظاهرات دسته ای اوباش سلاح بدست نیست؟ آیا برای شما آدمهای سیاسی را ترسیم می کند؟
پس راهی را که بخواهیم با خشونت باز کنیم و در جنگ خیابانی پیروز آن باشیم مسلما به شکست انجامیده و جز انزوای بیشتر ره آوردی ندارد.
هر ساله به یاد این روز دروغین سر اعضا و هواداران بدبخت را شیره میمالند که بله ما با این روز شعار جنگ مسلحانه را تثبیت کردیم البته نمی گویند جنگی که بازنده اول و آخر آن خود مان و رهبری انقلاب به اصطلا ح نوین ایران بودیم!
امسال نیز سازمان می خواهد در نیویورک! و نه تهران تظاهراتی را بر پا کند! ما نمی دانیم این به چه دردی می خورد؟ خب حتما تعداد زیادی هوادار از سراسر اروپا بعلاوه تعدادی کارتن خواب و تعدادی بینوا را جمع کرده و به متینگ می آورد و تعدادی را نیز پول مفت داده برای چند دقیقه سخنرانی و… مثل اینکه در تهران آنروزها خرجش کمتر بود تعدادی ندانسته و سلاح بدست و تعدادی تظاهر کنند و به هیجان آمده با آتش زدن چند لاستیک و شلیک چند گلوله اعتراض خود را به نمایش می گذاشتند. بهتر نبود از همان ابتدا به سبک همین نیویورک اعتراض می کردید؟ این دو چهره نشانگر چه چیزی می باشد؟ یکی چهره کاملا ترو ریستی و شورشی و دیگری چهره ایی دموکراتیک و غرب پسندانه!
اگر آن راه در ایران اشتباه بود البته این راه جدید در اروپا و نیویورک نیز بلا استفاده است چون نمی تواند هیچ تاثیری داشته با شد من نمی دانم چرا سازمان به طور عقلانی حرکت نمی کند؟ اگر از ابتدا در سال 54 هم دست به قتل امریکاییها نمی زد الان اعتبار بیشتری می توانست کسب کند و به دنبال زد و بند برای خروج از لیست تروریستی نبود.
لا اقل از ابتدا کار هایی خلاف عقلانیت و خلا ف عرف و شرع توسط سازمان انجام شده است و این باعث شده راه برگشت بسیار سخت و طولانی شود.نمیتوان به نیویورک آمد و گفت که ما بر علیه رییس جمهور خودمان شعار می دهیم تا شاید خارجی ها خوششان بیاید و بعد سابقه ما را نادیده گرفته و از لیست خارج کند!
به هر حال تا اینجا که سازمان نه تنها پیشرفتی نداشته و دامنه اجتماعی آن کوتاه شده و پول نقش اساسی را در بکار گیری افراد برای تظاهرات بازی می کند.
پس از اشغال عراق توسط امریکا دربهای اشرف بر روی روستاییان باز شد تا مهمان نهار در اشرف باشند! آن نهار ها چه شد و به کجا رفت و چه حمایتی تولید کرد؟ آیا حمایت نیم سا عته همراه با نهار حمایتی بی شائبه است؟ و یک روستایی یک ساعته چه کمکی به جنبش و به اصطلاح سر نگونی می کند؟ خانمها و آقایان این یک نمایش است!
نگاه کنید در ده سال گذشته چند همایش درون سازمانی و همایش مهمانی را سازمان در اشرف برگزار کرد اما نها یتا تمامی تلا شها بیهوده بود و در اشرف را بستند چرا سازمان روی اسب مرده شرط بندی می کند؟
به هر حال ما در انتظار رسیدن عقل به رهبری سازمان هستیم تا از اختفا خارج شده و لا اقل دلایل کارهای بیهوده اش را برای اعضا مشخص کند.
فرزین

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا