مجاهدین همپیمانان متجاوزین به ایران

سی ویکم شهریورماه هرسال مصادف با سالگرد جنگ تحمیلی عراق علیه نظام و ملت غیورایران اسلامی ما هست. نظام ومردمش یک هفته از این ایام را هفته دفاع مقدس می نامند و با ذکر و گرامی داشت ارزشهایش یک میثاق دوباره با نظام جمهوری اسلامی و بانی آن درقبال تجاوز بیگانگان میبندند. شخصا هفت سالی است که با خروج ازمناسبات و تشکیلات مافیایی رجوی به وطن و کانون گرم و پرمهرخانواده بازگشته ودر کنار مردمان و شهروندان خوب و مهربانم با خاطرات تلخ و شیرنشان روزگارمیگذرانم و ایضا شریک شادیهایشان درهمین هفته دفاع مقدس بوده و هستم و خواهم بود.
حیفم آمد ولو مختصر و درچند سطر دست به قلم نبرم و داده های خودم را به استحضار نرسانم حقیقتا یک جورهایی در قبال مردمان خوب خود خصوصا شهدا و جانبازان و حتی رزمندگان دوران جنگ تحمیلی هست ساله احساس مسولیت کرده وخواستم که ناچیز ادای دین و وظیفه کرده باشم. انشاءالله که مورد قبول حق تعالی واقع گردد.
جنگ تحمیلی در سی ویکم شهریورماه 1359 با یورش همزمان نیروی هوایی ارتش صدام به دهها فرودگاه نظامی وغیرنظامی وهمچنین تهاجم نیروی زمینی آن درتمام مرزهای کشور به یک جنگ تمام عیار تبدیل شد. توجه داشته باشید که درآن هنگام ارتش عراق بواسطه حمایت قدرتهای غرب وشرق (امریکا وروسیه) قوی و قدرتمند شده بود وکاملا ازهر لحاظ در ارتش خود تسلیح شده بود.
درعوض ایران عزیز و انقلاب کرده ما هنوز نوپا بود و موقتا توسط شورای انقلاب اداره میشد و بعد از اینکه با رای راسخ و قوی ملت نظام جمهوری اسلامی شکل گرفت بتدریج قانون اساسی نگاشته شد و مجلس شکل گرفت و……
بهتر ازحقیر مطلعید که آن هنگام استکبار جهانی و سایرشرکاء همچین دل خوشی از انقلاب مردم ایران با شعاراستقلال ؛ آزادی وجمهوری اسلامی نداشتند ولیکن به یمن رشادت انقلاب کرده ها خصوصا خون هفتاد هزارشهید که برای آبیاری درخت انقلاب نثارشده بود؛ موقتا دستشان ازایجاد توطئه کوتاه بود ولذا به واسطه مزدوران داخلی خود که مردمان ما آنان را گروهک میشماردند، درگوشه و کنار کشور درصدد آشوب وشیطنتهایی برآمدند که چندان موثر و کارسازنبود ولیکن تهاجم و یورش همه جانبه صدام تحت الحمایه شرق وغرب به انقلاب نوپا و مردمش جدی ترین تهدید بالفعل به شمار می آمد و طلب میکرد که نظام نوپا با امتش جانانه وارد کارزار میشدند و درسی فراموش نشدنی به صدام متجاوزمیدادند که در تاریخ ها بنویسند وبترسانند بیگانگانی را که حتی در مخیله خویش توطئه مجدد علیه ایران اسلامی را بپرورانند.
درآن دوران اینجانب درسنین نوجوانی یکسالی بود که درآن حال وهوای شرایط پس از انقلاب در پی شعارهای به ظاهر جذاب سازمان مجاهدین درمیان هوادارانشان بودم. بد نیست که موضع همین سازمان را که لابد تئوریسین آن شخص رجوی بود درقبال جنگ تحمیلی داشته باشیم.
متعاقب تجاوز تمام عیارعراق به ایران در جلساتی دراقصی نقاط ایران خط سازمان به هوادارن منتقل شد وحرف این بود که ‌" صدام به ایران تجاوزنکرده است بلکه با تحریک ایران جنگ فی مابین شروع شده است وعملا ایران آغازگرجنگ بوده است. این جنگ ناعادلانه هست وغیرمشروع. لذا ازجانب ما دخالت درجنگ وهرگونه مشارکت درجنگ به نفع نظام ایران و جمهوری اسلامی خواهد بود ونتیجتا ما ازاین غائله کنارخواهیم کشید "!!
با ذکرمقدمه ای که فوقا داشتم وبا یادآوری موضع مجاهدین درقبال جنگ تحمیلی قضاوت را بعهده مخاطبینم میگذارم ولیکن توجه داشته باشید که موضع مجاهدین برای هوادارنش در درون مناسبات با موضع اتخاذشده و انعکاس یافته بیرونی بکلی متفاوت و منافقانه بود. چراکه درعمل اعلام کرد که میخواهد درحفاظت از وطن درمقابل تجاوزصدام درجبهه وجنگ مشارکت داشته باشد وبتدریج که نظام ایران وملتش درگیرمقاومت جانانه با دشمن متجاوز بودند به ناگهان مجاهدین هیاهو به راه انداختند که برغم تمایل ما درشرکت درجنگ و دفع متجاوز نظام ایران سنگ اندازی داشته و مانع و رادع هست که درجبهه های جنگ وارد نشویم. واقعیت امر بعدها با مدارک انکارناپذیرازجانب نظام و دست اندرکاران واقعی جنگ مشخص شد که سازمان مجاهدین از پشت نیروهای ایرانی را هدف قرارمیدادند. اطلاعات موقعیتهای نظامی ایران را به دشمن می فروختند ویک جورهایی وطن فروشی را آغازکرده بودند که درادامه دیدیم که چگونه بعد از آشوب 30 خرداد و فرار از کشور در کشورعراق پناهنده صدام شدند واز نزدیک مزدوری را به عیان گذاشته و نقش ستون پنجم را آنچنانکه دلخواه صدام باشد، بازی کردند ودردیدگان ملت ایران خائن و مزدورشناخته شده و تا به ابد نابخشودنی شدند.
دلم میخواهد نیم نگاهی هم به تابلوی سراسر شرف و مشحون از رشادت و پاکباختگی و بیگانه ستیزی سربازان و سلحشوران نبرد از امت همیشه بیدارایران زمین هم داشته باشیم. درهرکوی و برزن و شهر و روستا از اقصی نقاط ایران که وارد میشوی نوشته است کوی شهید جنگ تحمیلی بنام…… خیابان شهید……. شهرشهید پرور……… ودهها تابلوازچهره های شهدای جنگ تحمیلی ودفاع مقدس درهر روستا و شهر که هرایرانی که به تماشایش می نشیند با افتخار تمام تحسین میکند و یک احساس بدهکاری در خود به این شهدا می بیند و بنظرم حتی به زندگان آن که درمنظر ایرانیان به جانبازشناخته میشوند ولی من دراین لحظه که این متن را با اختیار و ازصمیم قلبم مینویسم و با خود و انصاف و اندرون خود و خدای خود خلوت کردم یک احساس دیگری هم به شهدای جنگ وزندگان آن دارم وآن اینکه احساس شرم میکنم. شرم یک احساس انسانی وانقلابی وعمیقا خداپسندانه است.
خدایا شهدای جنگ نزد توسرافرازند وروزی میخورند و تکلیفشان مشخص است. زندگان وجانبازان آن نبرد سهمگین هم که مشخص است که خود شهیدان زنده اند وحی وحاضر. بیشمارازآنان به واسطه آسیب داشتن ازجنگ خصوصا بمباران شیمیایی روزانه میمیرند وزنده میشوند وبدینسان لحظه مره قیمت میدهند و وقتی با یکایک آنان دیدارمیکنی وبه گفتگو می نشینی خدا شاهد هست که درقبال ایمان و روحیه سرشار از جنگندگی شان آدمی کم می آورد. به به و هزارتحسین. فتبارک الله احسن الخالقین. خدایا حداقل دردهای ناشی از جراحاتشان را خود تسکین و التیام بخش و توان و انرژی صدچندان ببخششان. آمین یا رب العالمین.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.