مریم رجوی الهام بخش سرنگونی محمد مرسی!

فرقه مجاهدین خلق اصرار دارد از تحولات منطقه به نفع خود استفاده کند. عوامل این فرقه تروریستی در دو سه سال اخیر تلاش کرده اند در ادعاهایی عجیب و غریب خود را الهام بخش قیام های مردمی در کشورهای عربی معرفی کنند. سایت های وابسته به این فرقه هر بار با اوج گرفتن تحولات در منطقه خصوصا در مصر مریم رجوی را منبع انقلاب این کشور و این بار سرنگونی محمد مرسی، رئیس جمهوری این کشور عنوان می کنند!
وقتی فرقه مجاهدین خلق حال هیچ دستاوردی جز خشونت و ترور در پرونده سه دهه خود ندارد طبیعی است که تلاش می کند با موج سواری بر تحولات دست کم  اندکی از وجهه تروریستی اش را بزداید اما به نظر می رسد حداقل هایی نیز برای این موج سواری باید فراهم باشد.
مریم رجوی و فرقه تروریستی مجاهدین خلق عامل ترور بیش از 12 هزار شهروند ایرانی است؛ ترورهایی که مسئولیت آنها را بر عهده گرفته و قهرمانانه از آنها یاد می کند. این فرقه زمانی نه چندان دور به عنوان ارتش خصوصی صدام، دیکتاتور بعث عراق از هیچ جنایتی در سرکوب شورشهای مردم عراق که برای خلاص شدن از شر حکومت دیکتاتوری بعث قیام می کردند دریغ نکرد و قیام شیعیان و کردها را در سال 1991 سرکوب کرد و به دلیل کشتار کردها و شیعیان توسط دادگاهی در عراق به جنایت جنگی محکوم شد حال چگونه است که الهام بخش جریان های دموکراسی خواه در منطقه شده؟
از طرفی قیام مردم مصر مسالمت آمیز بوده و این در حالی است که مریم رجوی بعد از دهه ها خشونت و ترور همچنان بر طبل جنگ و ترور و خشونت می کوبد. وی و فرقه مجاهدین خلق جز استراتژی ترور و خشونت چه چیز دیگری برای انتقال به دیگران دارند؟
این فرقه هنوز بیش از سه هزار نفر از اعضایش را در کمپ لیبرتی در بدترین شرایط حقوق بشری نگه داشته، رهبر آن زندگی مخفی در پیش گرفته و به خاطر ترس از محاکمه جنایاتی که مرتکب شده آفتابی نمی شود، در فهرست گروه های تروریستی کشورهای مختلفی است، به موارد مختلف تبهکاری از قبیل دستور خودسوزی اعضاء، پولشویی در کشورهای اروپایی و ترور و خشونت و جنایت جنگی در عراق محکوم است، آن وقت چگونه می تواند ادعای دموکراسی و حقوق بشر داشته و فراتر از آن خود را الهام بخش اقدامات دموکراسی خواهانه مردم مصر بداند؟
به نظر می رسد نه تنها اعضاء مجاهدین خلق که به دلیل سالها آموزه های فرقه ای تشکیلات رجوی و زندگی منزوی دچار انواع بیماری های روحی و روانی شده و نیازمند طی دوره های درمان و بهبودی برای بازگشت به زندگی عادی هستند عوامل این فرقه و رهبران آن مانند دیگر اعضای ساکن در لیبرتی ارتباط شان را با دنیای واقعیت قطع کرده اند.
رهبران فرقه برای این که اعضای این فرقه که اکنون در لیبرتی ساکن هستند و قبل از آن در پادگان اشرف به سر می بردند گوش به حرف آنها باشند مانع از ارتباط این افراد با دنیای بیرون شدند. آنها هرگونه دسترسی به جریان آزاد اطلاعات را غیر ممکن کرده و  رفت و آمد به فضای خارج از پادگان را منع می کردند. این اقدام قطعا عوامل فرقه را نیز بی تاثیر نگذاشته و به همین دلیل در تبیین حوادث و تحولات پیرامون دچار توهم و خود بزرگ بینی شگفت انگیزی می شوند که نتیجه ای جز هزیان گویی ندارد.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.