مسئولیت سیاسی رهبری سازمان مجاهدین خلق در قبال اعضاء

۸۲ روز از شروع اعتصاب غذای عده ای از اعضای سازمان مجاهدین خلق در کمپ لیبرتی در عراق می گذرد. هرلحظه بیم آن می رود که زندگی برخی از این افراد به پایان برسد. چرا؟ آیا اعتصاب غذا واقعا لازم بود؟ اصلا چرا اعتصاب؟ آیا اگر رهبری سازمان مجاهدین خلق در ادعاها و طرح خواسته هایش صداقت دارد روش های دیگری هم برای محقق کردن آنها پیش رو داشت و دارد و آیا از این روش ها نیز کمک گرفته شده است؟

اشاره ای به یک نمونه:

نیمه سپتامبر ۲۰۱۳ یک کشتی فعالان “صلح سبز” توسط دولت روسیه توقیف و ۳۰ نفر سرنشینان آن نیز به زندان انداخته شدند. فعالان صلح سبز در یک آکسیون اعتراضی و در حالی که قصد داشتند تا از سکوی نفتی متعلق به روسیه بالا بروند با تهدید سلاح مامورین روس دستگیر شدند. آنها به سیاست های ضد محیط زیستی دولت روسیه، از جمله در زمینه استخراج نفت در محل این سکو اعتراض داشتند.

سازمان غیر دولتی صلح سبز از همان لحظه دستگیری فعالان خود یک کمپین جهانی برای آزادی آنها به راه انداخت و از تمام ابزارهای ممکن برای ایجاد فشار به دولت روسیه استفاده کرد. سیاست های رهبران این جنبش کار را به آنجا کشاند که دولت هلند (کشتی متعلق به کشور هلند است) در حمایت از این سازمان شکایتی را به دادگاه بین المللی دریائی در شهر هامبورگ ارجاع داد. این دادگاه در تاریخ ۶ نوامبر اولین جلسه خود را تشکیل داد. وظیفه دادگاه آن است که ابتدا رای دهد آیا اساسا صلاحیت رسیدگی به این موضوع در حیطه وظایف آن دادگاه می باشد یا خیر. این دادگاه فردا جمعه، ۲۲ نوامبر در این مورد حکم خود را اعلام خواهد کرد. اگر دادگاه رای بر صلاحیت خود بدهد، آنگاه به چالش بزرگی در مقابل دولت روسیه تبدیل خواهد شد.

دولت روسیه که بنظر می رسد نگران عواقب این روند می باشد روز ۱۹ نوامبر ۱۰ نفر از ۳۰ نفر سرنشینان کشتی را به قید وثیقه آزاد کرد. روز ۲۰ نوامبر نیز کاپیتان کشتی به قید وثیقه آزاد شد.

نه تنها دولت ها، بلکه سازمان های حقوق بشری و غیر دولتی نیز هر گاه که لازم باشد می توانند برای احقاق حق با استفاده از ابزارهای حقوق بین الملل شکایتی را به جریان بیاندازند. نمونه فوق، تازه ترین مورد از این دست می باشد.

به لیبرتی در عراق بازگردیم:

تقریبا همزمان با واقعه فوق در قرارگاه اشرف در عراق یک “جنایت جنگی” به وقوع پیوست و ۵۲ عضو سازمان مجاهدین خلق کشتار شده و هفت نفر از آنان نیز به اسارت گرفته شدند. رهبری سازمان مجاهدین خلق دولت عراق را مسئول این جنایت معرفی کرد و تاکید نمود که هفت نفر اسیر شده در نزد ارگان های امنیتی عراق می باشند. این سازمان در اعتراض به کشتار انجام شده و با بر شمردن چندین خواسته، از جمله خواست آزادی هفت “گروگان اشرفی”، اعتصاب غذای عده ای از ساکنین کمپ لیبرتی را اعلام نمود.

در بیش از ۸۰ روزی که از شروع این اعتصاب غذا می گذرد رهبری سازمان مجاهدین خلق بارها اعلام کرده است که مدارک و اسناد غیر قابل انکاری در اختیار دارد که مورد قبول هر دادگاه ذی صلاحی قرار خواهد گرفت. آخرین بار شورای ملی مقاومت در اطلاعیه شماره ۹۵ خود به تاریخ ۱۷ نوامبر ۲۰۱۳ تصریح کرد: “اسناد و مدارک زیادی برای ارائه به تحقیقات مستقل و هر مرجع و دادگاه بی طرف بین المللی وجود دارد که به روشنی نشان می دهد ۷ گروگان همچنان در خاک عراق و تحت کنترل نیروهای ویژه نخست وزیری و پسر مالکی[نخست وزیر عراق] هستند.”

تقریبا ۴۰ روز پیش از آن نیز همین شورا در اطلاعیه شماره ۷۴ خود اعلام کرده بود:

” گروگانها بدون هیچ تردید در زندانهای تحت کنترل نخست وزیر عراق و مشاور امنیتی او نگهداری می شوند. مقاومت ایران در این باره اسناد جدیدی از داخل رژیم آخوندها بدست آورده که در هر دادگاه ذیصلاح بین المللی قابل ارائه است.”

سوال این است: در حالی که رهبری سازمان مجاهدین بسیارشوق زده است تا در ظاهر، خود را همطراز یک دولتِ در تبعید نشان دهد، و در حالی که با کار تبلیغاتی سرسام آور و تقبل هزینه های میلیونی (دلاری) تلاش می کند خود را ” یگانه آلترناتیو” نشان دهد، پس چرا از راه کارهای حقوق بین المللی برای آزادی اسیرانش استفاده نمی کند؟

وقتی رهبری این سازمان پشت سر هم تاکید می کند که “اسناد و مدارک زیادی در اختیار دارد”، پس دیگر منتظر چیست؟ آیا منتظر است تا دادستانی از یک کشور سراغ این سازمان آمده و از آنها خواهش کند این اسناد را به جریان بیاندازند؟

چرا آنگونه که در اطلاعیه شماره ۹۵ شورای ملی مقاومت آمده، رهبری سازمان مجاهدین این اسناد را “به طور مستمر” در اختیار مقامات آمریکائی قرار داده، اما یک بار هم برای به جریان انداختن یک روند حقوقی اقدام نکرده است؟

رهبری سازمان مجاهدین باید پاسخ دهد: چگونه است که در مراسم چند ماه قبل سخنرانی مریم رجوی در پاریس بیش از ۶۰۰ مهمان خارجی از مقامات دولتی و سیاسی و اداری از کشورهای مختلف شرکت می کنند، اما این سازمان از قدرت و نفوذ آنها برای آزاد کردن افراد به اسارت گرفته شده کمک نمی گیرد؟ چطور است که این سازمان پیوسته به “وکلای برجسته بین المللی خود” افتخار می کند، ولی از آنها برای آزادی اسیرانش کمک نمی گیرد؟

فشار بین المللی برای آزادی فعالان صلح سبز در روسیه و نتایج اولیه ی مثبت آن و مقایسه این واقعه با با آنچه رهبری سازمان مجاهدین برای اسیرانش در عراق انجام می دهد به خوبی نشان می دهد که اگر چه رهبری این سازمان در پول خرج کردن و برگزاری جلسات تبلیغی با دست کاملا بازعمل می کند، اما در مدیرت و هدایت بحران ها کاملا نالایق است. عدم لیاقتی که تلاش دارد با به راه انداختن اعتصاب غذا و بازی با احساست افکار عمومی آن را پرده پوشی نماید.

اعتصاب غذای سازماندهی شده در کمپ لیبرتی در عراق اقدامی تشکیلاتی می باشد که به “خط” و دستور رهبری سازمان مجاهدین خلق شکل داده شده است. هدف از آن به انحراف کشاندن اذهان نیروهای داخل و بیرون از تشکیلات از مسئولیت رهبری این سازمان در قبال کشته شدن ۵۲ نفر از نیروهای این سازمان در اول سپتامبر ۲۰۱۳ در قرارگاه اشرف و به اسارت گرفته شدن ۷ نفر دیگر از آنان می باشد.

کشتار در اشرف نیز خود ثمره سیاست های غلط رهبری سازمان مجاهدین بود و مسئولیت تصمیم گیری های بعد از آن نیز، از جمله مسئولیت سیاسی در قبال جان افراد اعتصاب غذا کننده، با رهبری این سازمان است و باید در قبال آن پاسخگو بوده و فورا دستور پایان این اعتصاب غذا را صادر کند.

ساکنان کمپ لیبرتی درعراق پناهندگان تحت پوشش سازمان ملل متحد می باشند. آنها حق دارند که آزاد و در امنیت زندگی کنند. فوری ترین خواست رهبری سازمان مجاهدین خلق باید انتقال این افراد به “کشورهای ثالث” باشد.

حنیف حیدرنژاد

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.