جبارجان، دلت برای ماسوله تنگ نشده!؟

خدمت برادرگرانقدروعزیزجناب آقای جبارصباحی ماسوله
با سلام وعرض ادب احتراما معروض میدارم اینجانب زعفرصباحی فرزند یوسف ساکن روستای سیغ بون ازتوابع شهرک زیبای ماسوله خاطرشریف را به ذیل معطوف میدارم.
جبارجان. آن روزگاران که درزندان اشرف بودید شاید برایمان پذیرفتنی بود که به دلایل گستره سیطره اوباشان رجوی امکان فرارنداشتی. قربونت برم الان که باهمت خانواده ها وفشاری که رجوی را واداربه عقب نشینی کرد توانستی به لیبرتی بروی و خیلی راحت میتوانی ازآنجا فرارکنی چونکه امثال توچنین کردند وهمین هفته پیش رضا رجب زاده که مدتی پیشترفرارکرده بود به ایران ونزد خانواده اش بازگشت وخانواده اش را خیلی خوشحال کرد یعنی تونمی خواهی پدرومادرپیرت را ببینی. نمی خواهی ماسوله ی زیبا را که الان خیلی جذاب ترشده است را ببینی. آخراین رجوی خائن و وطن فروش دراین سالیان که تو سربازی برای ایران بیش نبودی واسیرشان شدی چه کاربا توکرد که اینقدرمسخ آنها شدی و قادرنیستی مستقل و روی پای خودت بایستی و تصمیم به جدایی بگیری!؟ ازقول جداشده ها شنیدم که تومیخواهی به ایران ونزد خانواده ات برگردی ولی ترس داری که فرارکنی شاید که بتوسط عوامل سرکوب رجوی دستگیر و زندانی شوی. عزیزجان مرگ یکبارشیون هم یکبار. نترس زودی بجنب خودت را به نیروهای عراقی معرفی کن خصوصا الان اوضاع عراق خیلی ناامن است واطمینان داریم رجوی دراین رهگذرمیخواهد شمایان را به قربانگاه بفرستد و بعد عکسهایتان را قاب بگیرد و بدهد دست مریم رجوی تا مظلوم نمایی کند وازامریکا وسایردشمنان ایران حمایت بگیرد شاید که روزی بتواند درایران قدرت بگیرد! زهی خیال باطل
جبارجان. اگرزودی نجنبی شاید فردا دیرباشد وخودت نباشی که رنگ پدرومادرواعضای خانواده ات را ببینی. حداقل برای باقیمانده عمرت فکری بکن وازچنگال رجوی نجات بده و به ایران وماسوله برگرد شاید که اینطوری عاقبت به خیربشوی. چشم به راهت هستیم.
برادرت: زعفرصباحی
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.