انجمن نجات گیلان

رضا رجب زاده در جمع خانواده های چشم انتظار گیلک – قسمت چهارم

در هنگامه صحبتهای دلنشین وهرچند دردناک آقای حسین فدایی گوهری ازخانواده های مرتبط با انجمن نجات که فرزندش منصور را دراسارت رجوی دارد , حاضرین درجلسه خود را برای شنیدن صحبتهای عضوجدید رها شده ازچنگال رجوی آماده می دیدند وبرای آن بی تابی میکردند.
دراین هنگام آقای رضا رجب زاده ضمن سلام وعرض ادب ازحضورخانواده ها دراین جلسه معارفه تشکر و قدردانی کرد و آرزو کرد که درآینده ای نه چندان دور تمام اسرای گرفتار در قلعه الموت رجوی بتوانند ضمن رهایی و گسستن ازقید و بندهای مریی و نامریی تشکیلات مافیایی رجوی به دنیای آزاد و کانون پرمهر خانواده ها بازگردند و از یکایک خانواده ها خواست که ازحق مشروع و قانونی خود جهت دیدار حضوری وملاقات با عزیزانشان یک قدم کوتاه نیایند وبی شک با همت بلندی که ازخانواده ها سراغ دارد قطعا خانواده ها به مقصود خود خواهند رسید.
آقا رضا در ادامه بطور مبسوط از اسارت تا رهایی و بازگشت به وطن و کانون گرم خانواده خویش برای حضار توضیح دادند و در خصوص شخص رجوی گفتند: " واقعا رجوی یک شخصیت بی بدیل دارد! درخیانت وجنایت لنگه ندارد. در وطن فروشی و آویختن به دشمنان ایران و ایرانی درصدرخائنین است. در دروغگویی و فریب و نیرنگ واغفال سایرین همتایی ندارد و درسنگدلی و دنائت  شمر و یزید و معاویه انگشت کوچکش نمی شوند. از زمانی به این باور و اشراف رسیدم که توانستم پایم را از حصار فیزیکی خصوصا موانع ذهنی در لیبرتی بیرون بگذارم تا قبل ازآن برغم اینکه علیه رجوی و مناسبات مافیایی اش حرف داشتم ؛ انتقاد داشتم و از پذیرش فرمان تشکیلاتی امتناع می ورزیدم وبارها تصمیم به خروج گرفتم  ولیکن تا  حد امروز مطلقا رجوی را نشناخته بودم و الان هم اقرار میکنم هنوز چهره جنایتکارانه رجوی برای مردم ایران و چه برای من جدا شده بطور کامل روشن نشده است وانشاء الله درگذر زمان این کوتولوی خائن به وطن را بیشترخواهیم شناخت.
خانم هاجر امدادی ماسوله مادر احمد وامین تلاوتی اسیران گرفتار در لیبرتی ضمن تایید ادعای آقا رضا مبنی برخیانت رجوی درحالیکه تصاویرعزیزانش را دردست گرفته بود دردمندانه گفت: "  خواهش میکنم به من بگو فرزندانم را آنجا دیدی وحالشان  چطوراست؟ من دیگر طاقت ندارم و اشک چشمانم خشک شده است. آنجا که بودی لابد صدای ما خانواده ها را شنیدی. من و همسرم و بچه هایم به دفعات با تحمل سختی و مرارت به اشرف رفتیم. آنجا متحصن شدیم واسامی فرزندانمان را فریاد کردیم وفقط یک درخواست داشتیم وآنهم ملاقات ولو چند دقیقه ای با آنها بود. هربار از زندابانان رجوی فحش و فضیحت وسنگ وقلوه سنگ خوردیم وبا چشمانی اشکبار بی آنکه به ملاقات فرزندانمان نایل آییم به ایران بازگشتیم آخراین رجوی سنگدل به چه حقی عزیزان مان را زندانی کرده است واجازه نمیدهد با خانواده هایشان ارتباط پیدا بکنند. فرزندانم برای اشتغال بهتربه ترکیه رفته بودند که طعمه مزد بگیران رجوی شدند و با وعده و وعید کذایی اشتغال دراروپا به عراق و اشرف کشانده شدند والان 14 سال است که درآن سراب گرفتارشدند.
blankآقا رضا درپاسخ به صحبتهای دردناک این مادرچشم انتظارگفتند: " مادرجان. من بچه هایت را دیدم ومی شناسم. واقعا آن دو گرفتارشدند ومیخواهند هرطورشده ازآن جهنم رهایی یابند ولی به واسطه دروغهای رجوی ومغزشویی که دارند وعدم ارتباط اعضا با بیرون شرایط را سخت میکنند وآدمها درتصمیم گیری دچار تزلزل میشوند. شاید باورتان نشود ولی خوب است بدانید که خودم چندباردرخواست خروج دادم وگفتم می خواهم نزد خانواده وفرزندانم درایران بروم. سران تشکیلات رجوی درپاسخ به من گفتند که یعنی خودت می خواهی داوطلبانه به ایران بروی و کشته شوی! درادامه مرا ترساندند وگفتند همین فرزندان توکه الان درایران اطلاعاتی هستند تورا نمی خواهند وتو را می کشند! حقیقت من مانده بودم که چه بگویم و باخودم می گفتم اگرقرارباشد من به دست فرزاندنم کشته شوم خب چه بهترکه همینجا درلیبرتی بمانم وبپذیرم هرآنچیزی که برایم درتقدیراست. خدا را گواه میگیرم ودریک جمله میگویم که به مجرد جدایی ازفرقه رجوی ازهتل بغداد تا ایران هرآنچیزی که دیدم خلاف آنچیزی بود که رجوی به دروغ درمغزم کاشته بود وافسوس میخورم که چرا زودترازاین تصمیم به جدایی و بازگشت به وطن وکانون گرم خانواده را نگرفتم و بازهزاران بارخدا را شاکرهستم وازمسولین کشورقدردانی میکنم که اجازه بازگشت به ایران وتولد دوباره را به من دادند. برای همه عزیزان شما عمیقا آرزوی قلبی دارم که بتوانند با یک تصمیم قاطع از شر رجوی راحت شوند وبه نزد شما وآغوش گرم خانواده هایشان بازگردند.
درروند جلسه خانواده ها توانستند یک به یک پاسخ سوالات وابهامات خودرا ازآقا رضا بگیرند وبه اشراف برسند طوری که جلسه دوساعته اندکی به درازا کشید ودرپایان هم خانواده ها با آقا رضا چند عکس یادگاری گرفتند وبا این امید که نیست ونابودی تمام عیار رجوی ورهایی عزیزانشان اززندان لیبرتی را شاهد باشند ازهمدیگرخداحافظی کردند وبدین صورت دومین سری دیدارخانواده ها با آقای رضا رجب زاده به پایان رسید.
 

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا