هدف رجوی از انتشار خاطرات زندانیان چیست و چرا به دکترسازی روی آورده است؟

از چندی پیش یکی از سایت های فرعی فرقه رجوی به درج نوشته های سعید ماسوری پرداخته و هر بار بخشی از خاطرات وی را انتشار می دهد. سوء استفاده این فرقه از زندانیان سیاسی چیز تازه ای نیست و طی سال های گذشته موجبات قربانی شدن بسیاری از آنان (که سال هاست در داخل زندان از ماهیت اصلی فرقه رجوی مطلع نیستند) را فراهم آورده است. بی تردید زوج رجوی که هزاران نفر از نیروهای خویش را در داخل خاک عراق به کشتن داده و یا در معرض انواع آسیب ها قرار داده اند، برایشان مهم نیست که چند نفر هم در درون زندان ها به کشتن دهند تا خوراک تبلیغی شان برای هیاهو فراهم شود. همانطور که ساکنان لیبرتی را، بعد از سال ها فرار خودشان از عراق، اسیر نگه داشته و (به نیابت از آنان) از راه دور به جمهوری اسلامی “بیا بیا” می گویند تا شاید این شعارها زمینه بهتری برای کشته شدن آنان مهیا ساخته و در این میانه “خونی بریزد و جهان به کام خونخواران گردد ” و آقای مسعود رجوی فرصت بیشتری برای برانگیختن احساسات و منحرف کردن افکار از جنایات خود پیدا کند.
در بهار سال گذشته شاهد بودیم که رجوی با نیرنگ موفق شد تعدادی از قربانیان خود در زندان را تهییج و گروهی دیگر را با آنان همراه ساخته و یک هیاهوی شدید رسانه ای با کمک تلویزیون های صهیونیستی بوجود آورد و البته برخی هم چون با ترفندهای رجوی آشنا نبودند در دام گرفتار آمده و با موج رجوی همسو گشتند. همان زمان در مقاله ای ترفند رجوی را به معرض تماشا گذاشتم که مدتی بعد هم خیلی مسائل دیگر آشکار گردید.
در طی این مدت بارها تلاش شد که آن بازی تکرار شود که خوشبختانه مردم هوشیارتر شده و وارد بازی نشدند. اما آنچه برای ما مهم بود اینکه رجوی موفق شد مدتی با این جریان بازی کند. پیش از این، متأسفانه مسئولین ذیربط جمهوری اسلامی هم در دام رجوی افتاده و یکی دو تن از هواداران بی اطلاع مجاهدین را در زندان اعدام کردند که از این قضیه جز منافع رجوی تأمین نگردید. به هرحال به نظر می رسد که مسئولین جمهوری اسلامی هم هوشیارتر شده و دیگر در این دام که بازی های رجوی را با اعدام زندانیان مغزشویی شده فرقه به پایان ببرند گرفتار نمی شوند که امیدوارم چنین باشد.

جالب اینجاست که در همین یکسال گذشته شاهد انواع جشن در بخش زندانیان سیاسی بودیم که از جمله می توان به جشن و شادی دو تن از قربانیان فرقه (سعید ماسوری-محمد بنازاده امیرخیزی) اشاره نمود. رجوی در ابتدای پاییز تلاش کرد تا این قربانیان را روی آنتن برده و با منتسب نمودن آنان به خود، هرطور شده باعث اعدام آنان گردد که “خوشبختانه” همانطور که اشاره شد مسئولین ذیربط در این دام گرفتار نیامده و “محمد بنازاده امیرخیزی” که در پایان محکومیت خود قرار داشت را آزاد کردند. امید است که سعید ماسوری هم آزاد شده و از دست توطئه های بی پایان رجوی برای قربانی کردن وی رها گردد.
نکته ای که در اینجا بایستی مورد اشاره قرار گیرد اینکه مسعود رجوی در طی همین یکسال (به دلیل افشاگری جداشدگان راجع به بیسوادی اعضای فرقه و دور ماندن آنان از دانش روز بشری) تلاش نموده تا اعضای خود را دکتر و مهندس جلوه دهد که سعید ماسوری، محمدرضا معاضدیان و نمونه های مشابه از این دست به شمار می آیند که وی به دروغ آنان را دکتر خوانده بود در حالی که آنان از سنین نوجوانی به فرقه پیوسته و به عراق آمده بودند و هرگز فرصت مطالعه معمولی هم نداشتند چه رسد به گرفتن دکترا از دانشگاه. هفته گذشته کمیته امدادپزشکی لیبرتی (اسم مستعار زوج رجوی) بیانیه ای انتشار داد که در زیر آن اسامی گروهی از پزشکان فرقه به چشم می خورد. در این لیست برخی افراد به دروغ دکتر معرفی شده اند در حالی که کمتر از یک پرستار امروزی دانش پزشکی دارند و تجربه آنان در حدی است که توی قرارگاه های مجاهدین کار کرده اند:

 علت این دروغ گویی ها کاملاً واضح است و در پاراگراف قبلی شرح داده شد. تردیدی نیست که از لیست عنوان شده تعدادی هم پزشک می باشند که برای ما شناخته شده هستند هرچند که در غار فرقه رجوی دانش آنان کهنه شده باشد. اما برخی از کسانی که رجوی مدعی دکتر بودن آنهاست فقط دانشجوی رشته پزشکی بوده اند. از جمله شکنجه گری به اسم نفیسه بادامچی که زندانی سیاسی و دانشجوی رشته دکترا بود و بعد از آزادی به قرارگاه اشرف آمد. نفیسه در ابتدای ورود به قرارگاه های مجاهدین تحت عنوان “امدادگر” مشغول بکار بود ولی به مرور لقب دکتر به وی اعطا گردید تا در خدمت مریم رجوی مسئولیت مثله کردن و مقطوع النسل کردن زنان مجاهد به او واگذار گردد.
حال سوآل اینجاست که از بین زنان نامبرده در بیانیه مثل “ناهید بهرامی، طیبه فروغی، خدیجه آشتیانی” حقیقتاً کدامیک پزشک هستند و مدرک آنان از کدام دانشگاه صادر شده است؟ خدیجه آشتیانی که از زندانیان سیاسی دهه شصت می باشد و پس از آزادی، مجدداً توسط رجوی فریفته و در دوران صدام حسین به عراق منتقل گردید. مسعود رجوی در نشست ها او را خانم دکتر صدا می کرد تا با دجالگری وی را محسور و اسیر سازد. مشخص نیست که این خانم در زندان چگونه دکترای خود را به اتمام رسانیده است.
در این میان چه کسی از مدارک “جلیل ارسی، حسن جزایری اطلاع دارد؟ آیا زهره بنی جمالی که از سوی مریم قجر به عنوان رئیس کمیته منصوب شده تخصصی در زمینه پزشکی دارد؟ هادی مدقالچی از سوی کدام “شورای پزشکی” به عنوان نماینده در آلمان انتخاب شده است؟
به مبحث اول برمی گردم: سوآل اینجاست که چرا اینقدر روی سعید ماسوری مانور داده می شود؟ آیا رجوی در پی “اعدام شدن او به هرقیمت” است؟ آیا رجوی از آزادی وی می ترسد؟ پس چرا به جای اینکه برای آزادی وی تلاش کند مدام در پی تحریک جمهوری اسلامی با انواع مطالبی است که در وصف “مجاهدت!” او می نویسد؟
چگونه یک زندانی سیاسی در “سیاهچال” مورد ادعای رجوی جشن برگزار کرده و عکس های یادگاری گرفته و در عین حال در همین “سیه چاله” به خاطره نویسی می کند و خاطرات اش در سایت های مختلف انتشار می یابد اما از درون قرارگاه های مختلف مجاهدین، از عراق تا پاریس، که رجوی آنجا را فوق دمکراتیک ترین محل می خواند یک عکس یادگاری در شبکه های اجتماعی انتشار داده نمی شود؟
آیا تاکنون کسی مشاهده کرده یکی از اعضای فرقه از لیبرتی وارد فیسبوک شده و با “خلق قهرمان ایران” به گفتگو نشسته و یک دیدگاه در مورد لیبرتی و مناسبات “فوق دمکراتیک” این تشکل مافیایی انتشار دهد؟ آیا کسی مشاهده کرده یک نفر از داخل قرارگاه اور-سور-اواز با دیگران وارد مکاتبه شده و جمله ای در وصف این مقر مخوف بر زبان آورد؟ پس چگونه رجوی مدعی است که سعید ماسوری زیر شکنجه و در سیاهچال های قرون وسطایی جمهوری اسلامی است؟ آیا مقرهای مجاهدین قرون وسطایی نیستند؟ آیا همین برای قضاوت هموطنان کافی نیست؟
وقتی سال گذشته آقای جمال عظیمی (از زندانیان جمهوری اسلامی و رجوی) در مقاله خود نوشت “زندان های مجاهدین قابل قیاس با زندان های جمهوری اسلامی نیستند”، یک واقعیت تلخ را بیان کرده بود که در نمونه سعید ماسوری قابل مشاهده است. ای کاش هواداران جاهل این فرقه مافیایی می توانستند این مسائل را درک کنند. اگر عده ای مواجب بگیر در پی پرکردن حساب بانکی با رجوی دمخور می شوند ملالی نیست اما جهالت کسانی که در خواب عمیق غفلت بسر می برند، بسی نگران کننده و متأثر کننده است.
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.