نامه ای به رضا زنگنه اسیر در زندان لیبرتی

سلام. امیدوارم که حال شما خوب باشد و سال خوبی داشته باشید. چندین سال است که شما را ندیدم و خیلی دلم برای شما تنگ شده است. خانواده و اهل فامیل هم همین طور دلشان برای شما تنگ شده است و از ما احوال شما را می پرسند. جوابی به آنها می دهم که مرغ پخته خنده اش می گیرد من تا به حال چندین بار برای دیدن شما به عراق سفر کرده ام. یکی دو بار با همسرم به عراق آمدیم فقط برای دیدن شما.  ولی متاسفانه شما را ملاقات نکردیم و از جانب افراد توجیح شده فرقه رجوی با فحش های رکیک از ما استقبال کردند.  به پدر و مادرها بیشتر بد و بیرا می گفتند و یک ذره شرم نمی کردند.

من فقط یک سئوال از شما دارم:  شما در فرقه رجوی ضد بشر چه هدفی را دنبال می کنید؟ آیا تا به حال به نتیجه ای رسیده اید؟ چرا خودت را از دام فرقه رجوی نجات نمی دهی؟! تا کی می خواهی به سران فرقه رجوی اجازه دهی شما را به اسارت بگیرند؟! چرا چشمانت را باز نمی کنی و یک فکری به حال خودت نمی کنی؟! خانواده ات به گردنت حق دارند. دلمان می خواهد شما هم مثل بقیه که از فرقه رجوی جدا شدند و به آغوش خانواده برگشتند شما هم به آغوش خانواده برگردی.

ما همچنان منتظر آن لحظه هستیم.  به امید روزی که به آغوش خانواده ات برگردی.

برادرت حسن زنگنه

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.