مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت یازدهم

فاطمه ارباب مادر جواد عرب درگی – زاهدان
                               
مادر جواد عرب درگی می گوید:
پدر جواد ارتشی بود و در سال ۵۳ فوت شد. من خانه دار بودم. بچه های من از کودکی کار می کردند تا کمک خرج خانواده باشند. جواد متولد مرداد ۱۳۴۸ بود، وقتی اینجا بود درس می خواند و تابستان ها بنایی و یا در رادیو سازی کار می کرد. جواد بچه مذهبی و آرامی بود و علمدار امام حسین (ع) و همین طور والیبالیست خوبی بود. شنیده ام در آنجا هم والیبال آموزش می دهد. یک بار وقتی میرجاوه بود تماس گرفت و گفت برای فروش کالا با دوستانش به آنجا رفته و تا چند روز بعد برمی گردد اما هیچ گاه برنگشت. دو سال قبل، بعد از زلزله سراوان یک بار تماس گرفت. من یک مادرم و تقاضای دیدار با فرزندم را دارم. از نمایندگان سازمان ملل می خواهم وقتی با زندانیان رجوی دیدار می کنند به آن ها بگویند که خانواده هایشان مشتاق دیدار و بازگشتشان هستند. من آرزو داشتم جواد درس بخواند و دکتر شود ولی این آرزویم برباد رفت. اما اگر جوادم برگردد برای بازگشتش جشن می گیرم و دامادش می کنم تا بعد از مرگم آرامش بگیرم، زندگی من برای جواد است.
خانم ارباب خطاب به فرزندش می گوید:
جواد جان، رجوی و دیگر سران مجاهدین خلق ۲۵ سال عمرت را برای هیچ هدر دادند. فکر شماها را بسته اند و در دنیایی بیهوده مصرف تان می کنند، پسرم از این ها جدا شو، حتی اگر به ایران نیایی. لااقل ادامه عمرت را تباه نکن. اگر به ایران بیایی جمهوری اسلامی هم کاری با تو ندارد، خیلی از دوستانت که جدا شده اند تشکیل زندگی داده و خوشبخت هستند. من، خواهر ها و برادرهایت حمایتت می کنیم.
مریم و مسعود رجوی دو ظالم از خدا بی خبرند که قفسی ساختند و جوانان را از خانواده هاشان جدا کردند. خودشان در خارج زندگی می کنند و زندگی دیگران را تباه کرده اند. آن ها مثل بوقلمون هستند و رنگ عوض میکنند و برای منافع شان دست به هر خیانت و جنایتی می زنند، آن ها با صدام هم قسم شدند تا مردم ایران را نابود کنند و جوانان ما را شهید کردند، این دو موجود کثیف و هوس باز امروز نوکری داعش را می کنند. شکر خدا که رسوا شدند و کارهای کثیفشان افشا شد، عاقبت آن ها از صدام هم بدتر است. دیدید که کاخ های صدام امروز لانه سگ ها شده، مسعود رجوی که دیگر عددی نیست. انشالله به زودی لیبرتی آزاد می شود و پرونده گروه مجاهدین خلق برای همیشه بسته خواهد شد.
نامۀ مادر جواد عرب اسیر فرقۀ رجوی به سازمان های بین المللی      
05/10/1394
از فاطمه ارباب پیرزن تنهای ۷۲ ساله اهل زاهدان به کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان و صلیب سرخ جهانی و تمام سازمان های بین المللی ذی ربط در امر حقوق بشر
با سلام، در سال ۱۳۶۸ هجری شمسی فرزندم جواد عرب درگی متولد ۱۳۴۸ که آن زمان نوجوان ۱۹ساله ای بیش نبود به بهانه کار پر درآمد و به دروغ «برای مدت ۲ماه» توسط سازمان مجاهدین خلق فریب خورده، ربوده و به پادگان اشرف در عراق منتقل شد.
از آن زمان تاکنون علیرغم تلاش، پیگیری و درخواست های مکرر از این سازمان جهت دیدار با فرزندم متأسفانه هیچ جوابی و خبری حتی از زنده بودنش به من ندادند و من و فرزندم را از اولین حق انسانی و طبیعی مان یعنی دیدار خانوادگی محروم کردند.
با توجه به اتفاقات ناگوار در کمپ لیبرتی در عراق، مقر فعلی سازمان مجاهدین خلق، و ترورهای دسته جمعی در آن جا، نگران سلامتی و جان فرزندم هستم.
از شما مسئولین محترم، خواهشمندم موجبات یک ملاقات ساده با فرزندم بدون نظارت و ارعاب عوامل سازمان مجاهدین خلق برای بنده فراهم نمایید تا بتوانم در حد امکانم برای فراهم آوردن شرایط ادامه ی حیات و زندگی آزاد برای فرزندم تلاش کنم و نیز از وضعیت زنده بودن و سلامتی اش با خبر شوم.                                                   
فاطمه اربابی – ایران
نامه خانم حمیده عرب درگی، ساکن زاهدان به کمیساریای عالى پناهندگان سازمان ملل واقع در عراق (یونامى)
۱۹ تیرماه ۱۳۹۵
حضور اعضاى محترم کمیساریای عالى پناهندگى سازمان ملل واقع در عراق (یونامى)
با عرض سلام و احترام.
اینجانب حمیده عرب درگى خواهر جواد عرب درگى که به مدت بیست و هفت سال در اسارت سازمان مجاهدین خلق به سر می برد، اولا حمله خمپاره اى به این کمپ را محکوم می کنم. در ثانى از شما تقاضا دارم که موجبات ملاقات من با برادرم را فراهم کنید. با وجودى که من و مادرم همراه خانواده ها بارها براى ملاقات به عراق سفر کردیم حتى یک بار موفق به ملاقات و دیدار برادرمان نشدیم …
آقاى مسعود رجوى از این کارش چه نفعى می برد … از اعضاى محترم کمیساریای عالى پناهندگان خواهشمندم از وضعیت سلامت برادرم ما را با خبر کنید تا از این دلهره و اضطراب در بیاییم چون بر اساس بیانیه هاى حقوق بشرى ملاقات حق مسلم ماست. تقاضا می کنم از تعداد صحیح زخمى ها و وضعیت آنان ما را مطلع کنید و مرا در این امر یارى کنید و یک خواهر را که از بی خبرى حال برادرش در نگرانى عمیق به سر می برد یارى کنید.
با احترام حمیده عرب درگى از شهرستان زاهدان واقع در کشور ایران
نامه اعتراضی مادر و خواهران جواد عرب درگی به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری
خدمت کمیساریای عالى امور پناهندگان سازمان ملل و نهادهای بین المللی حقوق بشری
با عرض سلا م و احترام
 اینجانبان فاطمه ارباب مادر جواد عرب درگى، زهرا و حمیده عرب درگى خواهران جواد عرب درگى که هم اکنون در کمپ لیبرتى واقع درعراق به سر می برد از سازمان مجاهدین خلق شکایت داریم چرا که به مدت بیست و هفت سال جواد عرب درگى عضوى از خانواده ما را در اسارت روحى و جسمى شدید قرار داده است و با ترفندهاى گوناگون از ملاقات و دیدارمان با پسر و برادرمان جلوگیرى کرده است و به تازگى دریافتیم که مسعود رجوى و افراد رده بالاى سازمان براى خروج از عراق دست به کار شده اند و قصد رها کردن فرزند ما و سایر اسرا به عنوان قربانى، در کشور عراق را دارند.
اولا از جنایت ضد بشرى این سازمان شکایت داریم در ثانى تقاضاى ملتمسانه براى نجات فرزندمان از دام رجوى و فرقه اش را داریم.
خواهشمندیم در امر نجات فرزندمان ما را یارى فرمایید.
در لیست صد نفر از انتقال یافتگان اسیران لیبرتی در نیمه اول مرداد 1395 به کشور آلبانی، نام آقای جواد عرب درگی مشاهده شد. خانواده نجات انتقال آقای جواد عرب درگی به آلبانی را خدمت خانواده گرامی ایشان تبریک عرض می کند و امیدواریم که شاهد رهایی تمام اعضا از اسارت ذهنی و جسمی فرقه رجوی باشیم.

میرزایی

برچسب ها
سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن