خانواده ها

نامه مادر چشم انتظار به فرزندش حسن رهنما

خدمت فرزند عزیزم حسن رهنما
با سلام:
امیدوارم سالم وتندرست باشید، ودرزیرسایه خداوند منان همیشه از صحت وسلامت کامل برخوردار باشید.
حسن عزیزم
ازآخرین باری که دیدار حضوری درکمپ اشرف در سال 1383 باهم داشتیم، 12 سال میگذرد. درطی این 12 سال سه بار درطی سالهای 88،89،90،94 و95 بردارانت ومن بهمراه پدرت به دیدار تو آمدیم که سران قسی القلب سازمان اجازه ی ملاقات ندادند.
آخرین بارهم من نتوانستم به خاطر وضع جسمانی وخیم به کمپ لیبرتی بیآیم و تنها پدرت برای دیدن تو درمقابل کمپ لیبرتی حضوریافت که متاسفانه موفق به دیدار نشده وبنابراین بعد از سالهای 82-83 تابحال خبری یا تماسی با تو نداشته ونداریم.
فرزند دلبندم
تازه متوجه شدم شما را از عراق به کشور آلبانی انتقال دادند واین برای من خوشحال کننده بود اما آمدن من به آنجا کمی سخت شده است وانتظار دارم بتوانم درآخرعمر با پدرت برای دیدار به آن کشور هم بیایم واز نزدیک یک بار دیگر با شما ملاقات کنیم.
 پسرم باطلاع میرسانم که سه برادرانت موسی،حسین وعیسی و4 خواهرهایت همگی با تشکیل زندگی مشترک  صاحب شغل های شرافتمندانه و آبرومندی هم هستند.
تنها نگرانی من و پدرت از وضعیت آینده تو می باشد.
حسن جان همه فامیل وقتی از تو می پرسند من با چشمان اشک باری جواب میدهم انشااله بزودی ودر آینده نزدیک دیدار خواهید کرد.  
حسن جان من در این سن وسال پیری وهروز با چشمان اشک بارمنتظرم وهر موقع یکی  از دوستانت به ایران می آید من سراغ تو را از او میگیرم وجویای حال توهستم.
حالا مهم نیست که این شخص در کجای ایران هم باشد.
من با پدرت به سراغ او می رویم واگر اینطور ادامه پیدا کند و از طرف تو تماس یا نامه ای درکار نباشد، من با پدرت به سراغ دولت آمریکا وسازمان ملل خواهیم رفت.

چون مادرو پدریم وحق داریم تا ازفرزندان اطلاع پیدا کنیم
امید دارم دراین روزها ما را ازصدا وتصویر خود محروم نکنی.
ماهم درآینده ی نزدیک وبدون توجه به همه ی سختی ها برای دیدن تو می آییم.
من هرروز دعای سلامتی برای تو می کنم که  وامید زیادی دارم که روزی مثل بردارنت زندگی تشکیل بدهی ومن هم آن روز را از نزدیک بینم. این بهترین آرزوی هر پدر ومادر است.
 حاجیه خانم رقیه  فدایی
مادر زجر کشیده ات از تبریز

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا