شکست مفتضحانه و خیمه شبازی مجاهدین

در سال 2003 تاریخ سرنوشت مجاهدین به گونه ای رقم خورد که شاید هیچ وقت سران وافراد اسیر در اسارتگاه مجاهدین به ذهنشان چنین روزی  خطور نمی کرد. قبل از سرنگون شدن صدام مریم رجوی به همراه تعدای از افراد رده بالا به فرانسه فرار کرد و تماهی افراد اسیر در اشرف را زیر بمب باران عراق وآمریکا به امان خدا رها کرد.
یک شب صدام صاحبخانه وارباب رجوی سرنگون شد و نقطه شروع جدیدی برای نجات تعدادی از این اسیران در اسارتگاه مخوف اشرف شد.تا آن زمان کسی در خواب برای یک  لحظه هم نمی توانست فکر کند که می تواند از اسارتگاه اشرف فرار کند. علی الخصوص فرار زنان جزو محالات بود زیرا زنان را ناموس رهبری (مسعود رجوی) می دانستند.
به محض اینکه عراق به تصرف آمریکا در آمد خانواده ها برای ملاقات با اسیرانشان که بیش از دو دهه ندیده بودند عازم عراق شدند به امید دیدن فرزندان اسیرشان  که متاسفانه سازمان قبل از ملاقات تمامی اسیران را توجیه کرد.که  این افراد ازخانواده ها نیستند و از طرف وزارت اطلاعات آمده اند و افراد را مجبور کرد با خانواده ها بد برخورد کنند و در مقابل آنها بایستند.به سمت آنها،تف و فحش و سنگ پرتاب کنند.پدران و مادران پیری که سختی و خطرات عراق را بجان خریده بودند.متاسفانه بدون ملاقات برگشتند. اما این کار دقیقا 180 درجه به ضد خود سازمان تمام شد. زیرا به محض بازگشت خانواده ها  افراد ناراحت از اینکه خلاف میلشان با خانواده ه برخورد کرده اند. همه افراد متناقض و دگرگون شدند.  سازمان مجبور شد بیشتر از یک ماه برای افراد نشست بگذارد.با این اتفاق در درون افراد یک طلسم شکست شده بود و آنهم طلسم جدایی بود. به همین خاطر سازمان از ملاقات افراد با خانواده ها ترسید و اعلام نمود به هیچ عنوان حق ملاقات با خانواده ها امکان پذیر نیست.اما به کوری چشم مسعود و مریم فراری خانواده ها کوتاه نیامدن و طی این 14 سال مدام به جلوی درب اشرف و لیبرتی رفتند و فرزندانشان را صدا زدند و البته موفق هم شدند زیرا که خیلی از افراد نقطه امید پیدا و بر ترس درونشان غلبه و از اسارتگاه اشرف فرار کردند.
.(مریم رجوی در قسمتی از سخنانش اعلام نمود، واقعیت این بود که فعالیت های ما برای انتقال هر چه سریعتر، با کارشکنی مستمر آخوندها روبرو  می شد.)
اما ایشان یادشان رفته که واقعیت رو بگوید.باید یادآوری کنم  14 سال پیش به هنگام شروع جنگ زمانی که این اسیران در دام جنگ عراق و آمریکا بودند او و همسر عزیزش که هردو فرار کرده بودند اعلام نمودند که برای تمامی افراد وکیل گرفته ایم و طی دو ماه آینده آنها را به کشور های  اروپای انتقال می دهیم.بعد از 14 سال هنوز هم بهانه و توجیه برای کار نکرده اش می آورد و زیر بار بی عرضگی خود وهمسرش که باعث به نابودی کشاندن گروه و ریختن خون افراد گروگان گرفته شده نمی رود.
همه تئوریسین ها  می دانند مجاهدین برای ماندن در خاک عراق و نزدیک بودن به مرز ایران از حیاتی ترین خواسته های آنها می باشد. به همین دلیل این 14 سال تمام تلاشش را نمود که افراد جابجا نشوند.برخلاف شعارهای  که حالا می دهد. حاضر شد  برای ماندن در خاک عراق افراد اسیر را به نحوه های مختلف سپر انسانی نماید. تا شاید با قایم شدن پشت خون این اسیران بتواند زمان بیشتر بخرد. و هر بار بهانه های مختلفی برای جابجای و انتقال افراد علم می کرد تا اینکه 2 سال پیش تعهد دادند از عراق خارج بشن که نشدن، و با اجبار و رایزنیهای دیپلماتیک از عراق فرار کردند. خبر ها حاکی از آن است.از زمان انتقال افراد به آلبانی تعداد زیادی نیرو ریزش کرده و از آنها جدا شده و همچنین عراق را که خانه خود می دانست حالا از آن بیرون شده و این دو شکست سنگین (خروج و ریزش نیرو)را در پی داشته است.اما با شگردهای تکراری این بار هم با هوچیگری اخبار رو وارونه کرده اند و همه جا جار می زنند انتقال موفقیت آمیز و پیروز شده اند.واقعیات نفاق و تزویرشان تمامی ندارد و دو چهرگی و مدام رنگ عوض کردن لحظه ای جزو ماهیت مجاهدین می باشد.
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.